njjjjjjjkknbv64's Reading List
Истории 4
جهان خونین مافیا на Robi963
Robi963
  • WpView
    Прочтений 46,128
  • WpVote
    Голосов 1,591
  • WpPart
    Частей 39
در پس زیبایی های این جهان دنیایی وجود دارد سراسر خون و درد ، هنگامی که کودکان در چمنزار ها بازی میکنند در کوچه های مخفی سیسیل کوزانوسترا قدم های بزرگش را بر میدارد و با هر قدم سنگفرش های خونی از خود به جا میگذارد. مردانی که از‌ جنس سنگ و باروت در مسیر پر پیچ و خم عشق می افتند
اسب سیاه  на Robi963
Robi963
  • WpView
    Прочтений 14,940
  • WpVote
    Голосов 715
  • WpPart
    Частей 20
رمان *اسب سیاه* داستانی عاشقانه و پراحساس است که در بستری از چالش‌های خانوادگی، رازهای گذشته و رویاهای آینده روایت می‌شود. نیکا، دختری مستقل و مصمم، با روحیه‌ای آزاد اما زخم‌خورده از خاطرات کودکی، در مسیر زندگی‌اش با کیان، جوانی مرموز و پیچیده با گذشته‌ای مبهم، روبه‌رو می‌شود. رابطه‌ی پر فراز و نشیب این دو، که از یک دیدار تصادفی آغاز می‌شود، آن‌ها را به سفری عاطفی می‌کشاند که در آن باید با حقیقت‌های تلخ، انتخاب‌های دشوار و قدرت بخشش روبه‌رو شوند. آیا می‌توانند از سایه‌های گذشته رهایی یابند و آینده‌ای مشترک بسازند؟ یا صرفا باید هر کدام به دنبال خواسته های خود بروند ؟ عشق یا منطق؟ منفعت شخصی یا فداکاری؟
⚔️🔞 2 MY LITTLE ANGEL🔞⚔️ на iamroosaliin
iamroosaliin
  • WpView
    Прочтений 131,923
  • WpVote
    Голосов 6,973
  • WpPart
    Частей 200
اینجا ادامه جلد اول رمان فرشته کوچولوی من پارت گذاری می شه جلد دوم نیست🍷
Heir of Wrath (Legacy of the Underworld1) на Dreamer066
Dreamer066
  • WpView
    Прочтений 184,952
  • WpVote
    Голосов 11,691
  • WpPart
    Частей 53
عشق مثل لیسیدن عسل از لبه‌ی تیغ میمونه. مخصوصا اگه در دنیای مافیا متولد شده باشی... 🔞SEXUAL CONTENT تالیا بیانچی پرنسس مافیای ایتالیایی، وقتی برای اولین بار به آسایشگاه فرستاده شد فقط یک چیز رو میدونست: جهان مافیا با زن‌ها مهربان نیست. امید تنها چیزیه که موفق شده تالیا رو حتی با گذشت ده سال در آسایشگاه سنت ماریو زنده نگه داره. امید به اینکه روزی پدرش برگرده و اون رو با خودش به خونه برگردونه. اما سرنوشت بارها ثابت کرده همه چیزهای "سیاه و سفید" پشت پرده‌ای از دروغ‌های هفت رنگ پنهان شدن... تالیا همیشه میدونست پدرش میتونه چقدر بیرحم باشه اما هیچوقت انتظار نداشت که اون رو به ترسناک ترین مرد غرب واگذار کنه. رئیس آینده مافیای کوزا نوسترا. مارکو رومانو. یک قاتل خونسرد... زیبا و خبیث. مردی که سال‌هاست انسانیت رو درونش کشته، روحش رو در سکنه‌های تاریک گذشتش رها کرده. چطور ممکنه قلب مُرده‌ای که چیزی بجز خشم و نفرت درونش جریان نداره، قادر به عشق ورزیدن باشه؟ این همون کاریه که فقط تالیا میتونست ممکن‌اش کنه و باعث بشه مارکو اون کلمات ممنوعه و خطرناک رو به زبون بیاره: " من آدم‌های دیگه رو برای کوزا نوسترا میکشم اما برای تو گلوله میخورم، خونریزی میکنم و میمیرم. تو مال منی و تا آخرین نفس ازت محافظت میکنم."
+ еще 20