astrytv46's Reading List
12 stories
The Type [ Completed ] by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 236,098
  • WpVote
    Votes 43,819
  • WpPart
    Parts 68
دو نفر که آشنا شدنشون یه حادثه، عاشق شدنشون یه اتفاق و جدا شدنشون یه فاجعه بود. دونفری که کنار هم بهترین، شادترین و جذاب‌ترین کاپل رو تشکیل میدادن و به دور از هم پر از نقص بودن. دو نفر که سال‌ها پیش مسیرشون رو از هم جدا کردن. یکی برای تحصیل به آمریکا میره و روز به روز پیشرفت میکنه و دیگری، توی کره میمونه و... به قعر جهنم سقوط میکنه. پارک چانیول... آلفای مغرور و جدی‌ایی که به زودی قراره ازدواجش با دختر بزرگترین سهامدار شرکت‌های زنجیره‌ایی Mitchel اتفاق بیوفته. بیون بکهیون، امگایی که خانواده و دوستانش طردش میکنن، مجبور میشه درس و دانشگاهش رو ول کنه تا... بچه‌ایی رو که پدرش خبری از وجود داشتنش نداره بزرگ کنه. زندگی بعد از چهار سال... چه چیزی براشون داره؟ این دیدار مجددشون چطور میتونه رخ بده؟ آیا اون دلخوری‌ایی که از هم دارن، مانع این میشه که باز هم عاشق همدیگه بشن؟ ژانر داستان: فانتزی،امگاورس، رمنس، درام،اسمات، انگست، امپرگ
Desiree | Vkook | Completed by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,790,410
  • WpVote
    Votes 131,534
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 683,480
  • WpVote
    Votes 56,841
  • WpPart
    Parts 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
اردیبهشتِ سوخته. by emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    Reads 764
  • WpVote
    Votes 143
  • WpPart
    Parts 7
[کامل شده] "اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۶ زمانی بود که لای کتاب جلد سفیدش یک عکس سیاه و سفید نگه میداشت" خلاصه ی کتاب: دو دوست قدیمی، یکی با سری پر از سودا و دیگری با قلبی پر از عشق به هنر. اتفاقات دست به دست هم میدن، کوچه های خاکی و رنگ‌پریده ی اصفهان شاهد ذره های فیروزه ای رنگ احساسات اون دو نفرن. اما پایان داستان به چه رنگی رغم میخوره؟ [فنفیکشن نیست. محل وقوع: ایران دهه ی پنجاه شمسی]
LIFE || VKOOK  by imshyi
imshyi
  • WpView
    Reads 140,304
  • WpVote
    Votes 18,262
  • WpPart
    Parts 41
| LIFE owes me a smile | - Completed- Couple: Vkook Genre: Romance, Drama, Angst, Smut *** شهرِ من، پناهِ من، قلب و روح و جسم من؛ اینجا تا وقتی تو باشی... تا وقتی این هوا رو نفس بکشی؛ به هرچی شرّ و دشمنیِ، به هرچی قهر و تمناست به هر چی جداییِ تا ابد لعنت میفرستم... دنیا بعد از تو خیلی تغییر کرد، بعد از تو من نگرانی‌هام‌ رو دفن کردم. ***
کفن پوش by ZiamsNation
ZiamsNation
  • WpView
    Reads 132,336
  • WpVote
    Votes 16,994
  • WpPart
    Parts 54
[COMPLETE]by saba2079 ((میگن اگه چهل نفر کفن یکی رو امضا کنن میره بهشت. ولی من میگم اگه تو کنارم باشی دنیام بهشت میشه.)) اگه از رمان گی فارسی خوشتون میاد یه سر بزنید♡
آبان یک دریا by ZiamsNation
ZiamsNation
  • WpView
    Reads 133,914
  • WpVote
    Votes 16,368
  • WpPart
    Parts 50
[COMPLETE]by saba2079 آبان پسری که بی‌نهایت عاشق دریاست و از دریای‌ عزیزتر از جونش دور میشه و برای دانشگاه به تهران میاد. با یه مشکل از خوابگاه جا می‌مونه و با چهارتا پسر دیگه هم خونه میشه و به یکیشون دل میبنده. ((اگه از رمان گی فارسی خوشتون میاد یه سر بزنین))
stay with me by Aurorify
Aurorify
  • WpView
    Reads 4,191
  • WpVote
    Votes 662
  • WpPart
    Parts 7
[کامل شده] زندگی تهیونگ بعد از اون اتفاق دستخوش تغییری بزرگ شد. آیا اون پسر میتونه از پسش بر بیاد؟ +منم برای بودن با تو جنگیدم. _تو هیچوقت نجنگیدی عمر من. من همیشه تسلیم تو بودم. _____________________________________________ +من با اون زندگی میکنم. تو نمیتونی بهم بگی واقعیت چیه. واقعیت چیزیه که من تجربش میکنم. روزهای آپ: نامشخص General: romance, drama, angst couple: kookv, vkook
𓂃Amalthea𓂃 by Hony88Moon
Hony88Moon
  • WpView
    Reads 45,513
  • WpVote
    Votes 9,199
  • WpPart
    Parts 34
✮آمالتیا✮ بکهیون پسر ۲۱ ساله‌ای که از بچگیش به عنوان فرزند طرد شده‌ی خانواده زندگی کرده بدون اینکه هیچ وقت دلیلش رو بدونه...یعنی برادرش سهون که از افسردگی و وضعیت جسمی نه چندان خوب بکهیون خبر داره میتونه کمکش کنه تا با کمک پارک چانیول روانشناس به زندگیش امیدوار تر بشه و دلیل این زندگی ناعادلانه‌ رو بفهمه؟ ✮~ Couple: Chanbaek,Hunhan ✮~ Genre: Angst, Romance,Drama, Psychology, +18 ✮~ Writer: HonyMoon
Reunion [ Completed ] by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 65,062
  • WpVote
    Votes 11,978
  • WpPart
    Parts 38
این داستان فصل دوم Revenge هست پس لطفا اول اون داستان رو بخونین :)))) ♡♡♡♡♡♡ پنج سال هم اونقدر طولانی هست که با خیلی مسائل کنار بیای و هم اونقدر کوتاه، که نتونی ببخشی. فراموشی هم سخته وقتی هنوز تو خواب و بیداری گذشته‌ات از جلوی چشم‌هات رد میشه. ولی وقتی بعد از پنج سال دوباره همو دیدن... متن داستان: + خیلی فرق کردی. _ تو هیچ فرقی نکردی. + پس هنوزم شانسی ندارم؟ _ اگر نداشتی نمیذاشتم پاتو اینجا بذاری. + یعنی... _ تلاش کن پارک. یه بار دیگه تلاش کن تا من برای همیشه فراموش کنم چه جهنمی برام ساخته بودی. + برای فراموشی زمان زیاد داشتی. شاید... اگر نمیشه چون نباید بشه. _ میشه. اینبار... دیگه میشه. ♡♡♡♡♡♡ ژانر: رمنس، درام، اسمات، روانشناسی، هپی اند کاپل: چانبک، هونهان، کایسو