Vkook♡خونده نشده
101 stories
𝙋𝙧𝙚𝙙𝙞𝙘𝙩𝙤𝙧 [𝙑𝙆𝙊𝙊𝙆] by 404moony
404moony
  • WpView
    Reads 21,482
  • WpVote
    Votes 1,907
  • WpPart
    Parts 41
_ چی میبینی؟ * حرفی نزد _ باتوام جونگکوک حرف بزن!! چی میبینی؟؟ + یه روزی ام که خیلی دیر نیست از راه میرسه که بخوای منو بکشی ،.. اما ، اما یادت باشه اون کسی که اندازه تو عاشقه منم ، منم که هنوزم به خاطر سرپا موندن و زنده بودنت کنارت موندم ... ♡ Tel : @Moonshadow836 writer : Moony couple: VKOOK Fri,Feb 9
Death In The Deep(VKook) by silvia_wr
silvia_wr
  • WpView
    Reads 16,681
  • WpVote
    Votes 2,123
  • WpPart
    Parts 45
🩵 Fic : Death In The Deep 🌊 🩵 Main Couple ➸ VKook 🩵 Sub Couple ➸ Yoonmin 🩵Genre ➸ Romance, Fantasy, Historical, Smut, Angst 🩵 Age Category ➸ NC +18 🩵 Writer ➸ Silvia 🩵 UP⏱ ➸ Friday(9:00 pm) 🩵Story Description : زندگی جونگ‌کوکِ جهانگرد که اینبار به اقیانوس اطلس سفر کرده بود، با گره خوردن به مثلث شیطان تغییر کرد. جونگ‌کوک با غرق شدن در آن گودال به دنیای جدیدی پا گذاشت که بی‌رحم‌ترین و قوی‌ترین امپراتور دنیا به آن سلطنت می‌کرد. سرنوشتی جز مرگ انتظارش را نمی‌کشید تا زمانی که فرمانروای آتلانتیس او را "آفرودیت" خواند. + اگر منی که هیچکس رو در این دنیا ندارم بخوام داخل قصرت پناه بگیرم، چه غرامتی باید بدم‌ تا بتونم‌ " عالیجناب" خطابت کنم؟..تا مثل تمام پری دریایی‌های آتلانتیس بگم‌ "‌چشم، فرمانروای من. دستورات شما تمام و کمال انجام میشه! " ...چه چیزی در ازاش می‌خوای!؟ _ خودت بگو جونگ‌کوک، پایین این غرامت چه اسمی رو می‌نویسی تا برای همیشه پناهنده‌ی گودال تنهایی من باشی؟ + بوسه، اسم این غرامت توی دنیای من بوسه‌ست امپراتور!
Dagger Tears |•| اشک خنجر by LunarTalles
LunarTalles
  • WpView
    Reads 5,944
  • WpVote
    Votes 8
  • WpPart
    Parts 3
+یه افسانه قدیمی هست که میگن چهره کسی که توی این زندگی عاشقشیم میشه چهره خودمون تو زندگی بعدی. _پس من خیلی خوشبختم چون قراره تو زندگی بعدیم زیبا ترین آدم روی کره زمین باشم. +از کجا اینو میدونی؟! _چون قراره شکل تو باشم..... ~~~~~~~~~~⁦♡~~~~~~~~~~ •| خنجری غرق در طمع و نفرت سبب مرگ عشق شد .... و عشقی که شد دلیل تولدی دوباره •|دو پرنس از دو قلمرو همسایه با هم ملاقات میکنن. علاقه ای شکل میگیره و موندگار میشه... برایه ابدیت ، برایه چندین و چند بار زندگی •| این داستان در دنیایه کلاسیک حدود سال هایه ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۸ در آلمان شروع میشه و در یک دنیایه مدرن درست در زمانی که ما توش زندگی میکنیم ادامه پیدا میکنه و اوج میگیره... •| اوایل داستان شما از دید دانا کل وارد ماجرا میشید و از دل هر دو کرکتر با خبر و از یه جایی به بعد با دید یکی از شخصیت ها پیش میرید... •| کاپلمون تهکوک ژانرمون رمانتیک و کلاسیک و درام
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 122,343
  • WpVote
    Votes 18,691
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
⌊ Psycho ⌉ by masih_Gesus
masih_Gesus
  • WpView
    Reads 102,498
  • WpVote
    Votes 11,474
  • WpPart
    Parts 57
"FULL | کـامل شـده" "تـو متعـلق به مني و من متعـلق به تـو!" ژانر : دراما - روانشناسی - اسمات ♒︎ Best Ranking : 1 #Vkook 1 #Persian 1 #Farsi
One touch(Vkook) by Eliw_vk7
Eliw_vk7
  • WpView
    Reads 77,629
  • WpVote
    Votes 7,472
  • WpPart
    Parts 40
Completed با نگاه خیره‌ی کیم روی خودش پوزخندی زد،بلاخره وقتش رسیده بود 'با یک لمس ساده عاشقت میکنم' Couple:Vkook Genre:Mystery-Crime-Romance-Smut
Cursed Omega [Vkook] by LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Reads 209,371
  • WpVote
    Votes 23,916
  • WpPart
    Parts 52
کیم تهیونگ همیشه فکر می‌کرد جفت یعنی پاداش و یک هم‌خون، هم‌خواب، هم‌تاج؛ اما اون شب، با همون نگاه اول، همه‌ی تعاریفش از جفت داشتن، فرو ریخت. اون جفتش رو دید؛ عقلش از جا کنده شد و باورهاش رنگ باخت. یک امگا؟ باشه؛ اما نه اون، نه پسری از جامعه رعیت‌ها، نه با اون پوست روشن لعنتی، نه با اون چشم‌هایی که انگار هزار ساله داره توی ذهنش قدم می‌زنه و آشنا‌ترین نگاه دنیاست. تهیونگ ازش متنفر بود؛ اما با هر نفس، بیشتر دنبال بوی تنش می‌گشت. مغزش فریاد می‌زد: رعیته. قلبش زمزمه می‌کرد: مالِ منه. از اون شب، تهیونگ دیگه فقط یک پادشاه نبود؛شده بود شکارچی وسوسه‌ای که خواب و تاجش رو توی صدای نفس‌های اون پسر امگا گم کرده بود. .......... ژانر- رومنس،امگاورس،دراما، تخیلی، تاریخی کاپل- ویکوک زمان آپ- دوهفته یک‌بار یک‌پارت طولانی.
Song of Death or Love ||vkook by lllwalk00
lllwalk00
  • WpView
    Reads 2,101
  • WpVote
    Votes 285
  • WpPart
    Parts 38
Name ;ترانه ی مرگ یا عشق وضیعت : کامل شده پایان:27 march پایان فصل اول).. توی این کتاب سعی کردم عشق بین دو ادم به واقعی ترین صورت نشون بدم عشقی که بر خلاف رویا ها و داستان های شاهزاده ها هست اما وقتی ژولیت رومئو میبینی خودشو سوار بر اسبی سفید میبینه و این هست تاثیر عشق عشق بر خلاف حرف های داستان ها تاریک و این سیاهی توی این داستان کاملا نشون داده میشه *لطفا با خواندن چند پارت زود قضاوت نکنید مطمئن عاشق داستانش میشد خاطرات تنها طنابی که مارو بهم وصل میکنند اما چی میشه که ایندفعه قلب عاشق تهیونگ خودش را به قلب سرد کوک وصل کنه . به زندگی کرده پس بیا از این دنیا لذت ببریم کوک ازت خواهش میکنم _اینغدر خیال باف نباش پسر +مضحکه که اینغدر فکر می کنی دنیا اطرافت سیاه _چون هست +نیسسسسسست نیست _پس بهم روشنای اش را نشان بده +میدم به خدا قسم که میدم به مسیح قسم فقط بزار یکبار دیگه طمع اون لباتو حس کنم به اون چشمات قسم که هیچ موجودی زیبا تر از تو نیست ⛔لطفا قبل خواندن داستان حتما هشدار را بخوانید اگر از صحنه های دلخراش یا ناراحت کننده خوشتان نمی اید نخونید⛔ کاپل ها :کوکوی یا ویکوک، سپ، نامجین در اصلا یونمین داره اما خیلی محو و مال گذشته هاست ژانر هاش :اسمارت، عاشقانه، مدرسه ای، غمگین، معمای، روانشناسی، برشی از زندگی
「𝐀𝐋𝐋 𝐓𝐎𝐎 𝐖𝐄𝐋𝐋 || 𝗩𝗸𝗼𝗼𝗸」 by EmilAmour
EmilAmour
  • WpView
    Reads 9,225
  • WpVote
    Votes 1,709
  • WpPart
    Parts 22
「همه چیز به خوبی」 پایان یافته. ژانر : رومنس / نامه‌ای / ... / دراما کاپل : اصلی ؛ تهکوک داستانِ منم مثلِ کلیشه‌های دیگه بود. اولین رابطم با مَردی بود که من دوسش داشتم. توی یه شبِ بارونی؛ توی یه ماشینِ قرمز رنگ و قدیمی. هنوز وقتی جای بوسه‌هاش رو لمس می‌کنم، منو می‌بره به چندین سالِ پیش و اون عاشقی.. در نیمه شب، در اطرافِ آشپزخانه من و تو می‌رقصیدیم. کمرِ باریکِ من میونِ دست‌های مردونه‌ی تو، به خوبی جا می‌گرفت و این باعث می‌شد که تو، بیشتر تقاضای بوییدنِ تنِ من رو کنی و لابه‌لای زخم‌های رو تنم رو ببوسی! چون من تمومش، تمومش رو به خوبی به یاد دارم. _لندن؛ پاییزِ ۲۰۱۰ *این داستان و شخصیت‌هایش، هیچ ربط و تاثیری روی زندگی واقعی اشخاص نمی‌گذارد. همه ساختگی بوده و ساخته‌ی ذهن نویسنده است. وضعیت : 「تمام شده┆۱۴۰۱/۱۲/۱۲」