Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
ایران
4 stories
THE NEIGHBOR NEXT DOOR by parkfaezeh
parkfaezeh
  • WpView
    Reads 9,522
  • WpVote
    Votes 1,499
  • WpPart
    Parts 23
جونگ‌کوک بعد از مرگ همسرش، عمارت بزرگ و مجللش رو ول می‌کنه و می‌ره تو یه آپارتمان ساده و آروم نزدیک دانشگاه، فقط برای اینکه بتونه یه زندگی بی‌دردسرتر داشته باشه. خانواده‌اش هر روز بهش فشار میارن که دوباره ازدواج کنه، اما اون هنوز غم از دست دادن همسرش رو دلش سنگینی میکنه. پس با پسر هشت‌ساله‌ش می‌ره سراغ یه شروع جدید، غافل از اینکه قراره یه پسر جوون به اسم پارک جیمین وارد زندگیش بشه و همه چیز رو زیر و رو کنه... کاپل اصلی: کوکمین کاپل های دیگه: ویمین ژانر: امپرگ- گپ سنی- تبدیل نفرت به عشق زمان آپ: نامشخص 🛑این بوک ترجمه شده - this book is translated🛑 🛑نویسنده ی این بوک lovejj1234 هستش و من با اجازه ی خودش به فارسی ترجمه ش کردم🛑 پایان: در حال آپ
parthian shadows  by zervan_dark
zervan_dark
  • WpView
    Reads 2,124
  • WpVote
    Votes 224
  • WpPart
    Parts 14
|سایه های اشکانی| وقتی گذشته با زخم‌هایی عمیق از راه می‌رسد و عشق در میان دشمنی جوانه می‌زند، چه چیزی میان حقیقت و انتقام حائل خواهد شد؟ ایلیا، فرمانده‌ای قدرتمند از اشکانیان، با کاسپینی روبه‌رو می‌شود که سایه تلخ جنگ، زندگی‌اش را ویران کرده است. اما زیر پوست این دشمنی خونین، رازهایی مدفون است که می‌توانند سرنوشت هر دو را برای همیشه تغییر دهند. آیا این دو قلب زخمی راهی برای فرار از کینه و یافتن حقیقت خواهند یافت؟ ->وضعیت: در حال آپ ->تایم پارت گذاری: به محض آماده شدن پارت ->تعداد چپتر: نا معلوم ->ژانر: تاریخی، عاشقانه، بی ال [توجه❗این رمان فقط در واتپد منتشر میشه و بدون اجازه جایی نشر ندید که برخورد میشه] language =persian
+22 more
🌾معشوقه فرمانده🌾 by jinxnoah
jinxnoah
  • WpView
    Reads 92
  • WpVote
    Votes 2
  • WpPart
    Parts 4
پدر و مادر من توسط بی رحم ترین فرمانده روم کشته شدن!! اون عوضی بعد کشتن نصف روستایی ها میخواست با من بخوابه!اما من تونستم به خاطر حمله ی شورشی ها از دستش فرار کنم. متأسفانه زیاد خوش شانس نبودم چون دقیقا فردای همون روز یک برده فروش منو اسیر کرد و با خودش به پایتخت برد!!! اون پیرمرد منو در ازای چند سکه فروخت! فکر می کنید به کی فروخت؟ قاتل پدر و مادرم!!!! سلاااااااااام بچه ها👋 این داستان جدیدمونه لطفاً ازش حمایت کنید اگه بازخوردها بالا باشه تعداد پارت ها بالا میره😉 داستانش یکم اروتیک و بزرگساله🥵 و اینکه حتماً به کانال تلگرام هم سر بزنید💋 آیدی کانال تلگرام=@romanbina
My Remedy by Merlin_Drucker
Merlin_Drucker
  • WpView
    Reads 8,580
  • WpVote
    Votes 563
  • WpPart
    Parts 15
خلاصه : جهانشاه ادلر پادشاه خونریز بی رحم و جنگ آوریه که بیشتر از نیمی از دنیارو فتح کرده و تحت حکومت خودش دراورده و آخرین آلفای سلطنتی باقی مونده در جهانه ؛ اون فکر میکرد قراره تا ابد توی تاریکی و خون هایی که ریخته دستوپا بزنه تا اینکه یه روز توی جنگ‌برای فتح یه کشور کوچیک و ناچیز با شاهدخت شجاعی رو به رو میشه که سعی داره از کشورش دفاع کنه ؛ جفت ابدی و حقیقیش . چیزی که از خون توی رگاش هم برای یه آلفای سلطنتی با ارزش تر و مهم تره... ژانر : امگاورس ؛ ازدواج اجباری ؛ اسمات ؛ اکشن ؛ تاریخی 🥇ماجراجویی