user46594578's Reading List
82 histórias
ஜ۩۞۩ஜبلک هورس ஜ۩۞۩ஜ de Zizi7787
Zizi7787
  • WpView
    Leituras 13,883
  • WpVote
    Votos 2,694
  • WpPart
    Capítulos 18
ژانر : اکشن ، اسمات ، کاپل: چانبک ، کریسهو ، کایسو ،هونهانی. هر دو زیر باراش شدید باران نفس نفس میزدن،چانیول اسلحه اش را به سمت بکهیون گرفته بود،تصمیم داشت امشب یک چیزی از بک بگیره یا زندگیشو، یا روح پاکشو. _ ازت متنفرم بیون بکهیون. _ اما من حتی دلیلش نمیدونم. _ تنفر دلیل نمیخاد، بهت ده ثانیه وقت میدم، تصمیم بگیر، امشب یک دوراهی داری یا باید جونت به من تسلیم کنی، یا باید جزوی از افراد باند من بشی. بکهیون از این حرف چانیول و از تنفر نگاهش به خودش لرزید، قطره اشکی که از چشمش افتاد لابه لای باراش بارون گم شد اما از نگاه تیز چان دور نموند. _ نمی تونم. بکهیون عاجزانه اینو گفته بود اما این دقیقا چیزی بود که چانیول میخواست،عجز،ناتوانی و غم نگاه بکهیون.اسلحه رو به سمت قلب بکهیون نشونه گرفت. _ ده ثانیه ات شروع شد دکتر، زیاد وقت نداری.
معشوق رقیب|مافیایی de avan_pr
avan_pr
  • WpView
    Leituras 46,820
  • WpVote
    Votos 1,490
  • WpPart
    Capítulos 26
-بهم دست نزن عوضی د میگم ولم کن --این تازه شروعشه خانوم کوچولو هنوز که کاری باهات نکردم •بلند خندید چهره اش زیر نور مهتابی ترسناکتر از همیشه بود یا شایدم زیباتر نمیدونم ولی چشماش عجیب قلبم به اتیش میکشید در عین حال بدنم به لرزه مینداخت ...•
"Metanoia" [Complete] de RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Leituras 17,950
  • WpVote
    Votos 3,654
  • WpPart
    Capítulos 47
•¬‌کاپل: کایسو | چانبک •¬‌ژانر: گرگینه ای | ماوراطبیعی | انگست | اسمات •¬‌خلاصه: همه چیز جمع شده بود توی یه رستوران قدیمی که مشتریای ثابت خودش رو داشت و بیشتر اوقات خلوت بود. یه رستوران که به وسیله افراد عجیبی گردونده میشد که فقط به ظاهر میتونستن کنار هم دووم بیارن، چون باطنا هیچکدوم از رازهایی که تو سینه هاشون پنهان کرده بودن حرفی نمیزدن. شرایط برای آشپز و گارسونی که حتی از شنیدن بوی همدیگه نفرت داشتن و با وجود رئیسشون که از قضا یه آلفا بود به سختی کنار هم دووم می آوردن، وحشتناک تر بود. بکهیون سال ها بود که به زندگی بی دردسر انسان ها عادت کرده بود، اما هرگز به بتای رستوران محبوب و ساکتش که حالا تبدیل به جاذب دردسر شده بود عادت نداشت. اول که یک گرگ گند اخلاق عصبی رو به رستورانش کشوند، و حالا هم داشت جون میکند تا از یک خطر بزرگ بغل گوشش جون سالم به در ببره. کی فکرشو میکرد توی رستورانش یه حابل خفته داشته باشه؟! ═ ∘♡༉∘ ═ #Respina🍁
⛓🍷 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐀𝐭𝐭𝐢𝐭𝐮𝐝𝐞🍷⛓S1 de FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Leituras 50,236
  • WpVote
    Votos 11,012
  • WpPart
    Capítulos 35
نام⸙ .: #نگرش_تاریک •ژانر⸙ .: اسمات/ددی کینک/انگست/روانشناسی/جنایی/ •کاپل⸙ .: کایهون/چانبک/تاعوریس/ •نویسنده⸙ .: #mayor (شهردار)‌ •روزهای آپ⸙ .: جمعه •رده سنی⸙ .: +18 { پایان فصل اول } خلاصه⸙ .: بیون بکهیون ایمیلی از یک کمپانی سرگرمی دریافت میکنه که توش نوشته شده در اودیشن آنلاین قبول شده و برای گذروندن دوره کار آموزی باید به کره بیاد ...‌ ولی به طرز مرموزی به جای کمپانی مورد نظر از یک باند مافیای برده سر در میاره ! سهون تک تیر انداز فوق العاده ای ، که خرج زندگیش رو از راه کشتن آدم ها تامین میکنه ... همه چیز عادیه تا زمانی که ازش میخوان کیم جونگین رو به قتل برسونه !
Amnesia: The Last Chapter  de ajivid
ajivid
  • WpView
    Leituras 38,278
  • WpVote
    Votos 7,443
  • WpPart
    Capítulos 85
فراموشی: بخش آخر ژانر: مافیایی، رمنس، طنز، انگست، اکشن، هپی اند کاپل اصلی: چانبک بخش اول : پایان یافته | بخش آخر : در حال آپ "آدم فقط از کسایی که خیلی دوست داره می‌تونه متنفر بشه..." بکهیون کوچیکترین پسر یه خانواده‌ی مافیایی‌ئه که به‌خاطر یه سرکشی کوچیک زندگیش کاملاً عوض میشه. اون جایی میره و با کسایی آشنا میشه که فکرش رو هم نمی‌کرده. ولی اون کنار میاد، اون یاد می‌گیره، اون درک می‌کنه، تا اینکه یه فاجعه به بار میاد... شروع: 2023.08.15 By: Vitia & Ajivid
Fated To Be Yours🥂🌌 de theWHITEstoryteller
theWHITEstoryteller
  • WpView
    Leituras 549,475
  • WpVote
    Votos 113,974
  • WpPart
    Capítulos 57
[کامل شده] FICTION : مقدر شده که مال تو باشم COUPLE : چانبک ، سولی GENRE : فلاف ، امگاورس ، رومنس ، اسمات AUTHOR : #صفید NC+18🔞 STORY IS ABOUT : بکهیون یه مدیر جدیه که بیشتر از هرچیزی از اینکه به خاطر امگا بودن افراد به قابلیت هاشون بی توجهی بشه بدش میاد. حالا چی میشه که یهو سر و کله ی پارک چانیول به عنوان رییس جدید که با امگاها مشکل داره پیدا بشه؟ چی میشه که یهو یه بوی شیرین به دماغ آلفای جوون بخوره؟ و چی میشه اگر اون بو، بوی یه امگای سرکش باشه‌ که کسی نمیدونه امگاست؟ Start : 19.sep.06 End : 20.sep.11 Author @theWHITEstoryteller Channel @panne_fiction ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌
" LOTTO "  [Complete] de RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Leituras 47,009
  • WpVote
    Votos 7,256
  • WpPart
    Capítulos 25
•¬کاپل: چانبک (اصلی) | شیوچن | کایسو | هونهان •¬ژانر: ددی کینک | اسمات | رومنس | انگست •¬خلاصه: - من خودت رو میخوام بک! خودکنترلی بکهیون فرو پاشید، دستش رو محکم روی میز کوبید و فریاد زد: - گرفتن جایگاه، موقعیت و معشوقم کم نبود؟ حالا برای مردانگی من برنامه ریختی؟ ⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ - این، بکهیونه؟! بک شوکه اتصال لب ها رو شکست و فاصله گرفت، با چشمای گرد بهش نگاه کرد. - چانیول تو... طی یک حرکت بک رو زیر خودش کشید و روش خیمه زد، توی چشمای متعجب و بهت زدش خیره شد و گفت: - آره، عاشقت بودم! ⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ - این، بکهیونه؟! - همیشه به کسایی که عاشقشونی به قصد کشت تجاوز میکنی؟ ⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ - این، بکهیونه؟! چانیول با غرور لبخند زد و موهای لخت عروسکش رو نوازش کرد. - البته که بکهیونه، بیبی من. - چـ.. چطور؟! چانیول دستش رو روی رون بیبیش کشید و خیلی عادی گفت: - فقط یکم کنترل کنن رتبه ها: چانبک 🥇 کای 🥇 دی او 🥇 سهون 🥈 چن 🥇 و... ═ ∘♡༉∘ ═ #Thunder @exunder
Undertaker (COMPLETED) de CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Leituras 478,566
  • WpVote
    Votos 107,668
  • WpPart
    Capítulos 86
✫چانیول، یه بوکسر زیرزمینی 35 سالست که تو روسیه‌ همه به اسم رایان میشناسنش و از بعد تصادف پارسالش، دنبال گذشتش و شخصی که از بعد تصادف فراموشش کرده میگرده. ✫بکهیون، بهترین بالرین و پاتیناژکار 28 ساله روسیه‌ست که به جز رنگ موهاش، انگار صورت و لحن و رفتاراش هم روکشی از یخ و سرما دارن و این حتی مشکوک‌ترش میکنه اونم وقتی از نگاهش نفرت خاصی بیرون میزنه... -بهت گفته بودم خوشم نمیاد دهنت تلخی اون قهوه لعنتی رو بگیره! -اما تو که نمیدونی بعدش لبات چقدر شیرین بنظر میرسه. -امشب عجیب نگام میکنی. -امشب زیباتر از همیشه­‌ای. -هربار بهم میگی. -هربار زیباتر میشی. -تو چی از عشق میدونی... -عشق چیز ثابتی نیست که همه به یک شکل بشناسنش و توضیح و توصیف بشه...اون فقط باارزش­ترین چیز برای داشتن، سخت‌ترین چیز برای به دست آوردن و...دردناک‌ترین چیز برای از دست دادنه. -نه...تو هیچی از عشق نمیدونی... 𖤐⃟🪦Fɪᴄ: Uɴᴅᴇʀᴛᴀᴋᴇʀ 𖤐⃟🪦Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ, HᴜɴHᴀɴ, KᴀɪSᴏᴏ 𖤐⃟🪦Gᴇɴʀᴇ: ᴍʏsᴛᴇʀʏ, Aɴɢsᴛ, Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Nᴄ+18 فیکشن مافیایی آندرتیکر رو از دست ندید...
Hanafubuki_Secret(Full) de Rasa_fansy
Rasa_fansy
  • WpView
    Leituras 36,605
  • WpVote
    Votos 6,912
  • WpPart
    Capítulos 53
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ➪ Chanbaek 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 ➪ Romance, Daddykink, Mafia یاکوزای بزرگ ژاپن درست زمانی که قصد داره نوه‌عزیز و ناز پروردهٔ خودش رو برای حفاظت از یک راز فراری بده، توسط گروه دشمن کشته میشه! هیکارو جوان به دست کی سپرده شد؟ جانشین مافیا در کره؛ پارک چانیول. _ روحم رو بگیر و ببر. این‌جوری می‌تونم تا ابد زندانیت باشم؛ زندانی این پناهگاهی که ساختی. درست آنجایی که شکوفه گیلاس فرو می‌ریزد، برای ملاقاتت در زیر نور ماه سوار بر تیغه‌ای تیز خواهم آمد.
Nedovtipa de fatemeas
fatemeas
  • WpView
    Leituras 52,225
  • WpVote
    Votos 13,644
  • WpPart
    Capítulos 20
🌕Name: Nedovtipa 🌞Couple: Chanbaek 🌜Genre: Romance, Fluff, Smut, Omegaverse 🌞Writer: #fatemeas 🌛Teaser: بکهیون، امگای ۱۹ ساله‌ایه که به عنوان خواننده توی کمپانی Muse کار می‌کنه. اون به عنوان یک امگای جوان، در انتظار آلفای مقدرشده‌شه... بی‌خبر از این‌که آلفاش پارک چانیول، منیجر مهربونیه که هیونگ صداش می‌کنه... Nedovtipa: Someone who cannot take a hint.