خیلی دوسش دارم
2 histoires
The Beresa ( بِرِسا )     Vkook par red22cherry
red22cherry
  • WpView
    LECTURES 1,526
  • WpVote
    Votes 977
  • WpPart
    Chapitres 7
برسا 🖤 داستانی از دل جامعه ای بی تفاوت نسبت به قربانی ها ــ برسا ، برسا ، برساااااا .... هر جا میرم اسم این عوضی روانی رو میشنوم یعنی تو این بخش دایره جنایی کوفتی ، هیچکس نمیتونه این قاتل رو دستگیر کنه ؟؟ یه مشت آدم مفت خور دور خودم جمع کردم + قربان ، فقط یه نفره که میتونه اون رو دستگیر کنه ــ کی ؟! اون کیه؟!! + یکی که عین اون قاتل یه عوضی باشه منظورم .... منظورم کارآگاه کیم تهیونگه ..... 🖤🖤🖤🖤🖤🖤 ــ چرا برگشتی جونگکوکا ؟! + چرا نمی پرسی که چرا رفتم ؟! ــ خب چرا رفتی ؟! + چون انتخاب دیگه ای نداشتم تهیونگ ــ خب پس چرا برگشتی ؟! + چون دلتنگ آغوش گرم تو شده بودم دلتنگ توی باغچه دویدن سرسره بازی کردن تهیونگ ، من دلتنگ لحظات با تو بودن شده بودم 🖤🖤🖤🖤🖤🖤 ژانر : جنایی ، اکشن ، معمایی ، عاشقانه ، روانشناختی کاپل اصلی : تهکوک کاپل فرعی : هوپمین روزهای آپ : شنبه ها
7 RING - 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 par Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    LECTURES 570,856
  • WpVote
    Votes 59,920
  • WpPart
    Chapitres 33
🌿پایان یافته🌿 تهیونگ امگای یتیمی که بعد از رهاشدن توسط خانواده عموش، وقتی تنها و نیمه هوشیار از ترس راهزنا پنهان شده بود با جونگکوک،فرمانده و شاهزاده کشورش آشنا میشه... _ظاهرأ اینجا یه الماس سفید داریم •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• قسمتی از فیک : _باید خودتو ببینی تهیونگ...خیلی خوشگلی...خیلی زیاد... کاش میتونستم چشمامو بهت قرض بدم تا ببینی چقدر قشنگی... زیر گوشش با صدای بمش زمزمه میکرد و تهیونگ سرخ تر و بی حال تو بغلش جمع میشد تا حالا کسی اینطوری ازش تعریف نکرده بود... •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• ≈ Fic ↬ 7 RING ≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance , Fantasy , Smut , Omegavers , Happy End ≈ Age Category ↬ NC +18 ≈ Writer ↬ Alaric