Eli
200 stories
Playing with fire by itscruelladevil
itscruelladevil
  • WpView
    Reads 659
  • WpVote
    Votes 71
  • WpPart
    Parts 8
[تمام شده] هشدار! این فیکشن شامل الفاظ رکیک و صحنه‌های جنسی باز میباشد.
𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐤𝐢𝐬𝐬 by Cbine_L
Cbine_L
  • WpView
    Reads 1,166
  • WpVote
    Votes 191
  • WpPart
    Parts 4
𝖭𝖺𝗆𝖾 : 𝖫𝖺𝗌𝗍 𝗄𝗂𝗌𝗌 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝖢𝗁𝖺𝗇𝖻𝖺𝖾𝗄 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖲𝗆𝗎𝗍 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖬𝖾𝗋𝗂𝗌 بکهیون بعد از پشت سر گذاشتن همه‌ی تاریکی‌هایی که زندگیش رو خراب کرده بودن، حالا میخواست با پسری ازدواج کنه که همه‌ی رویاهاش رو توی اون دیده بود؛ ولی یادش رفته بود که گذشته هیچوقت محو نمیشه، فقط اینبار قدم‌هاش رو آروم‌ میکنه.
Perfume by NeomaStory
NeomaStory
  • WpView
    Reads 3,006
  • WpVote
    Votes 667
  • WpPart
    Parts 9
× 𝙋𝙚𝙧𝙛𝙪𝙢𝙚: 𝐓𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐞𝐚𝐥𝐢𝐧𝐠 𝐚 𝐟𝐨𝐫𝐦𝐮𝐥𝐚 × ژانـــر: هیجانی، ازدواج اجباری، اسمات🔞 × کاپــل: چانبــک، سوپرایزی × نویسنـــده: 𝙉𝙚𝙤𝙢𝙖 × چنـــل: NeomaStory@ ~🌲 این فقط یه سرقت رِسِپی عطر ساده نبود!! این اشتباه‌ترین تصمیمی بود که گرفت. رایحه‌ی خاصی که توی بینی بیون بکهیون، رئیس شرکت عطرسازی بیولین پیچید و جرقه‌ای که توی چشم‌های فریبنده‌اش افتاد. از جنس ریسک، حرص، طمع یا بلندپروازی.. هرچیزی که بود، این بازی خطرناک‌تر از چیزی بود که فکرشو می‌کرد!! چون ایندفعه رقیبش هرکسی نبود. اون پارک چانیول بود، ملقب به فِرال. و بهم اعتماد کن!! نمی‌خوای معنیش رو بدونی.. #Perfume
SHARP by SHOGOL
SHOGOL
  • WpView
    Reads 3,810
  • WpVote
    Votes 714
  • WpPart
    Parts 15
همه چیز با دیدار امگای نوجوون قانون شکن و رئیس آلفای بخش جرائم سازمان یافته توی راهروی اداره ی پلیس شروع شد. مسیرشون هیچوقت نباید یکی میشد. دو خط موازی به هم نمیرسن تا وقتی یکیشون بشکنه. ژانر: امگاورس، جنایی، درام، روانشناختی کاپل: چانبک، هونهان(فرعی) نویسنده: shogol رده سنی: +18 روزهای آپ: جمعه
Gone With The Sea by vievhen
vievhen
  • WpView
    Reads 79,730
  • WpVote
    Votes 19,555
  • WpPart
    Parts 21
بابام یه ماهی فروش بود که بوی گند لباسش اجازه نمیداد شب ها تن برهنه مادرم رو در آغوش بکشه،یا بوسه خوش آمد من رو برای بعد از کار داشته باشه. این شد که یه روز وقتی پدرم احساس کرد به اندازه کافی برای «داشتن » بزرگ شدم دستشو رو شونه هام گذاشت و زمزمه کرد "نقاش شو پسرم، و تن برهنه اون کسی که دوسش داری رو ثبت کن ،ماهی فروش ها حق عاشق شدن ندارند" اما من دیدمش،یه جایی میون جسد هزاران ماهی. (چانبک)
اسیر خواسته های You by mahshad_365
mahshad_365
  • WpView
    Reads 16,608
  • WpVote
    Votes 593
  • WpPart
    Parts 24
................................................................................ مقدمه: من برای ادامه تحصیل مهاجرت کردم به المان فکر میکردم قراره یک سرنوشت خیلی ساده داشته باشم که از شانس بد من مافیا منو میدزده و... ................................................................................ «کامل شده»
معشوق رقیب|مافیایی by avan_pr
avan_pr
  • WpView
    Reads 37,048
  • WpVote
    Votes 1,216
  • WpPart
    Parts 26
-بهم دست نزن عوضی د میگم ولم کن --این تازه شروعشه خانوم کوچولو هنوز که کاری باهات نکردم •بلند خندید چهره اش زیر نور مهتابی ترسناکتر از همیشه بود یا شایدم زیباتر نمیدونم ولی چشماش عجیب قلبم به اتیش میکشید در عین حال بدنم به لرزه مینداخت ...•
"Metanoia" [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 17,341
  • WpVote
    Votes 3,573
  • WpPart
    Parts 47
•¬‌کاپل: کایسو | چانبک •¬‌ژانر: گرگینه ای | ماوراطبیعی | انگست | اسمات •¬‌خلاصه: همه چیز جمع شده بود توی یه رستوران قدیمی که مشتریای ثابت خودش رو داشت و بیشتر اوقات خلوت بود. یه رستوران که به وسیله افراد عجیبی گردونده میشد که فقط به ظاهر میتونستن کنار هم دووم بیارن، چون باطنا هیچکدوم از رازهایی که تو سینه هاشون پنهان کرده بودن حرفی نمیزدن. شرایط برای آشپز و گارسونی که حتی از شنیدن بوی همدیگه نفرت داشتن و با وجود رئیسشون که از قضا یه آلفا بود به سختی کنار هم دووم می آوردن، وحشتناک تر بود. بکهیون سال ها بود که به زندگی بی دردسر انسان ها عادت کرده بود، اما هرگز به بتای رستوران محبوب و ساکتش که حالا تبدیل به جاذب دردسر شده بود عادت نداشت. اول که یک گرگ گند اخلاق عصبی رو به رستورانش کشوند، و حالا هم داشت جون میکند تا از یک خطر بزرگ بغل گوشش جون سالم به در ببره. کی فکرشو میکرد توی رستورانش یه حابل خفته داشته باشه؟! ═ ∘♡༉∘ ═ #Respina🍁
The Billionaire's Darling by TaniaKh34
TaniaKh34
  • WpView
    Reads 10,585
  • WpVote
    Votes 1,591
  • WpPart
    Parts 32
معشوقه بیلیونر (Complete) فیک کاپلی:چانبک،سهبک،هونهان نویسنده:Dearbobbletea مترجم:Tania kh ژانر:عاشقانه،کمی خشن،یائویی،امپرگ و 🔞 ‌ اداره کردن کمپانی خانوادگی برای چانیول خیلی مهمه ولی پدرش هم آرزوهای خودش رو داره...اینکه تا قبل مرگ بتونه نوه های عزیزش رو ببینه. "یا ازدواج میکنی یا کمپانی رو ازت میگیرم"
V E N G E A N C E [S1] by TheSuperGirl6104
TheSuperGirl6104
  • WpView
    Reads 483,205
  • WpVote
    Votes 72,365
  • WpPart
    Parts 56
- خلاصه ↓ ورود بکهیون به خونه‌‌ی ویلایی پارک، مساوی میشه با قتل دختر اون خانواده و زندگی شیرین بکهیون، در عرض یک شب، تبدیل میشه به یه کابوس بزرگ و پارک چانیول تبدیل میشه به فرشتهٔ عذابش! ༄•༊Fɪᴄᴛɪᴏɴ : تقاص ༄•༊ Cᴏᴜᴘʟᴇ : Chanbaek ༄•༊ Gᴇɴʀᴇ : Romance , Smut , Mpreg , Angst ༄•༊ Aᴜᴛнᴇʀ: SuperGirl