mochiTK_957's Reading List
3 historias
SOPE | Blood Rose por naniVkookie
naniVkookie
  • WpView
    LECTURAS 1,945,873
  • WpVote
    Votos 121,247
  • WpPart
    Partes 87
"Why are you so obsessed with roses?" "Because, all roses have their own story, all colors have their own symbolism." "What rose am I to you?" "My Blood Rose." Min Yoongi, a 23 year old male whos had a pretty average life, besides the terrible family and messed up past. Though when his bestfriend, Kim SeokJin, gets into trouble with the biggest Mafia Boss in Seoul; Yoongi has no other choice but to help out. Soon figuring out that the biggest, baddest, mafia boss in South Korea, may or may not have a bit of a soft spot just for him. Credit to rightful owner of art/edit
+17 más
𝗪𝗵𝗮𝗹𝗲 𝟱𝟮 𝗵𝘇💙🐋 por speech_Kim
speech_Kim
  • WpView
    LECTURAS 27,581
  • WpVote
    Votos 3,224
  • WpPart
    Partes 40
• Name: 𝗪𝗵𝗮𝗹𝗲 𝟱𝟮 𝗵𝘇 🐋 • Couple: 𝗡𝗮𝗺𝗷𝗶𝗻, 𝗦𝗼𝗽𝗲 • Genre: 𝗱𝗿𝗮𝗺𝗮, 𝗿𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲, 𝘀𝗺𝘂𝘁 " 𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 𝗘𝗻𝗱 " " پایان یافته 💙 " تو نهنگ ۵۲ هرتز بودی... همون که افسانه‌ی تنهاترین موجود زمین شد. همون که دانشمندها اسمش رو گذاشتن «تنها»، چون هیچ‌کس توی دریاها فرکانسش رو نمی‌گرفت. مثل تو، که هیچ‌کس درد و غم‌هاش رو نفهمید، حرف‌هاش رو درک نکرد و اشک‌هاش رو ندید... اما یک روز... یه صدای دیگه شنیده شد. فرکانسش؟ ۵۲ هرتز. مثل تو، درست مثل تو. و اون لحظه همه فهمیدن اون نهنگ دیگه تنها نیست، یکی هست که هم‌صداشه، یکی که جواب بوسه‌هاش رو می‌ده! که می‌تونه باهاش حرف بزنه، گریه کنه، عاشق بشه... پنجاه‌دوهرتز، اون یکی نهنگ... سوکجین بود!
God is Dead? | Vkook Completed  por Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    LECTURAS 43,976
  • WpVote
    Votos 5,329
  • WpPart
    Partes 6
_ فقط برای این نیست، به خاطر تو اومدم. _ من بیست و هفت سالمه، دیگه اون بچه ی بیست و سه ساله نیستم که با تحریک کردن احساساتم خامم میکردی. چشمهای آرومش دوباره سرد شد، با نگاه خشکی توی چشمهاش خیره شد و گفت: _ توی این پنج سال بیکار نبودم، با دخترا و پسرای زیادی رابطه داشتم. شنیدن این حرفها هنوز براش سخت بود، این پسر هرچقدر که روح شیطانی ای داشت، برای تهیونگ هنوز نقطه ضعف بود: _ پس هرزگی هات و ادامه دادی. با قدم های بلند و آروم به سمت در رفت و با صدای لطیف و ملیح همیشگیش گفت: _ خب نه راستش، با آدمای زیادی حال کردم، ولی زیر کسی نبودم، درواقع بهم ثابت شد که فقط حاضرم زیر تو باشم. جلوی در ایستاد، به سمتش برگشت و با نگاهی پر از شهوت چشمهاش رو سرتاپای تهیونگ چرخوند: _ اون بدن...الان باید خیلی هات تر شده باشه، من هنوز طعمت و فراموش نکردم... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook writen by Sylvie🌱 genre :Dram, Smut, Musical, Fluff