𝑻𝒘𝒐♧
95 stories
𝑭𝒐𝒓𝒈𝒐𝒕𝒕𝒆𝒏 𝑪𝒓𝒐𝒘𝒏 by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 40
  • WpVote
    Votes 8
  • WpPart
    Parts 3
در سرزمینی که هنوز تاج و تخت حرف اول را می‌زند، خون همه چیز است. خون سلطنتی، اصیل‌زادگان، دورگه‌ها و مردم عادی - هر قطره‌ای جایگاهی دارد و هر جایگاهی سرنوشتی. این قانون نانوشته‌ای است که سال‌هاست بر این پادشاهی حکم می‌راند و کسی جرأت زیر سوال بردنش را ندارد. جونگ‌کوک از تبار اصیل‌زادگان است - جوان، بااستعداد و یکی از مورداعتمادترین افراد دربار. او وزیر دست راست پادشاه است و آینده‌ای روشن پیش رو دارد. زندگی‌اش آرام و مسیرش مشخص است. تا روزی که خبر به تخت نشستن ولیعهد در سراسر پادشاهی پیچد. خبری که در ظاهر جشن است - اما پشتش، درهای بسته‌ای را می‌گشاید که کسی انتظارش را نداشت. رازهایی از دل سلطنت پیشین سر بر می‌آورند؛ حقایقی تاریک که پایه‌های تخت را به لرزه می‌اندازند. جونگ‌کوک نمی‌تواند چشم ببندد و رد شود. او با هیونگ‌هایش جلسه‌ای محرمانه برگزار می‌کند و همه به یک نتیجه می‌رسند: باید پرده از حقیقت برداشته شود - هر قیمتی که داشته باشد. اما در آن سوی دیوارهای کاخ، در گوشه‌ای که نور به آن نمی‌رسید، کسی منتظر بود که هیچ‌کس نمی‌دانست هنوز زنده است. تهیونگ شاهزاده‌ای از خون سلطنتی که سال‌ها پیش مرگش به عموم اعلام شده بود. اما حقیقت این بود: او را نه کشته بودند بلکه او را پنهانش کرده بودن
My Sweet Cherry 🍒   by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 59,421
  • WpVote
    Votes 4,439
  • WpPart
    Parts 32
از یک «اجبار» شروع شد! از دو قلبِ دور و سرد... یا حتی از تنفر... اما زمان یادشان داد گاهی عشق آرام‌آرام متولد می‌شود... اسم فیکشن: ​ My Sweet Cherryآلبالوی شیرینم کاپل : تهکوک / یونمین ژانر: رومنس / امگاورس / اسمات / ازدواج اجباری
Nicolay (Kookv) by Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Reads 248,120
  • WpVote
    Votes 31,823
  • WpPart
    Parts 27
←⁩ نیکولای تمام‌شده. ✔️ تهیونگی که عاشق سفرکردنه، بالأخره شرایط سفر به کشور مورد علاقه‌اش رو پیدا کرده و قراره چند روز دیگه پرواز کنه؛ درحالی که فرمانده‌ی ارتش روسیه همون موقع داره خودش رو برای حمله به اوکراین آماده می‌کنه... کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، درام، انگست، اس.مات، جنگ
Let Me Touch Your Voice | Vkook, Sope by ItsRainyNight
ItsRainyNight
  • WpView
    Reads 197,625
  • WpVote
    Votes 26,925
  • WpPart
    Parts 36
〴︎Summary ৲︎ زندگی کردن بدون یکی از حس‌هایی که به روزهات آهنگ می‌بخشید کارِ راحتی نبود، اما جئون جونگوک نیمی از زندگیش رو به همین مِنوال گذرونده بود؛ پسری که با وجود نشنیدن هیچ صدایی، روحِ یک خواننده‌ی دلشکسته رو درک می‌کرد. با این وجود، چقدر باید می‌گذشت تا تهیونگی که برعکس اون موهبتِ داشتن تموم حس‌هاش رو داشت، دردهای ناگفته‌‌ی پسر رو درک کنه؟ 〴︎Writer: Soodeh 〴︎Couple: Vkook 〴︎Sub Couple: Sope, Namjin 〴︎Genres: SliceOfLife, Romance, Angst, Drama
-𝘾𝙡𝙤𝙫𝙚𝙨🥀 by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Reads 15,866
  • WpVote
    Votes 2,034
  • WpPart
    Parts 9
⧉ ↳ -𝘾𝙡𝙤𝙫𝙚𝙨🥀 ⏤⏤⏤⏤⏤⏤⏤⏤ ↳𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕- .... ↳𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 - 𝐒𝐦𝐮𝐭 _𝐜𝐫𝐢𝐦𝐞 ↳𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @𝐀𝐫𝐢𝐞𝐄𝐥𝐥𝐥 ⬧⬪────⬪𖤐⬪────⬪⬧ .• ⋮ #𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕. ⬧⬪────⬪𖤐⬪────⬪⬧
Limerence | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 3,525
  • WpVote
    Votes 404
  • WpPart
    Parts 14
┊Summary: من کیم تهیونگم، همون مردی که به نقاشی‌های عجیب غریبش معروفه...! داشتم گوشه‌ی خلوتی به زندگیِ آرومم می‌رسیدم، تا وقتی که اون معجزه وارد زندگیم شد! اون پسر چموش، همون کسی که تک‌تک سلول‌های تنم رو برای به دست آوردنش تحریک کرد و حالا... عطشی کل تنم رو فرا گرفته که وادارم می‌کنه برای داشتنش، دستم رو به خون معشوقه‌اش آلوده کنم! ┊Teaser: -یه بوسه‌ی سطحی انقدر بهمت ریخته که ازم فرار میکنی؟ -اون بوسه از نظرت سطحی بود؟ -مثل اینکه از نظر تو عمیق بوده، درسته؟ -تمومش کن!...و دیگه باهام تماس نگیر! -اینجوری نگو...بوسیدنت اشتباهی بود که من ازش پشیمون نیستم...اصلا نیستم...میدونی چرا؟...چون اون چند ثانیه رو زندگی کردم... Couple: Vkook Sub Couple: secret Genre: dram, Romance, Smut, crime Writer: Lone Telegram: @Papacita_01
𝐕𝐚𝐥𝐡𝐚𝐥𝐥𝐚[𝐊𝐕] by nickhedvnia
nickhedvnia
  • WpView
    Reads 47,652
  • WpVote
    Votes 6,361
  • WpPart
    Parts 34
«محبت و عشق، از اول هم برای آدمی مثل تو زیاد بود. لیاقت تو غرق شدن بین شیشه‌های الکل و خوابیدن با کسایی بود که فرداش، اسمت هم یادشون می‌رفت." جونگ‌کوک با کلماتش، چاقویی تیز رو روی بدن تهیونگ کشید و زخمی عمیق به جا گذاشت‌؛ زخمی که بوی خونش، اون‌ها رو خفه کرد و رنگ سرخش، مثل پارچه‌ای ضخیم مانع دیدن شد. "توهم لیاقتت زندگی به جای کسیه که مرده. لیاقتت اینه که تا آخر عمر، به اسم خودت، صدا زده نشی و با اینکه زنده‌ای ولی مثل یه خاطره بد چال بشی و لال بمونی.» •.Status: ongoing •.Couple: Kookv •.Rating: NC-18 •.Tags: Romance, Smut, Angst, Age difference, Dram
The Lotus and The Lupus Rex (نیلوفر و شاه‌گرگ) VK by ficswan
ficswan
  • WpView
    Reads 14,521
  • WpVote
    Votes 1,603
  • WpPart
    Parts 39
𝐍𝐀𝐌𝐄: The Lotus and The Lupus Rex (نیلوفر و شاه‌گرگ) 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄: ویکوک 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄: Omegaverse, Paranormal, Angst, Ramance, Royal 𝐖𝐑𝐈𝐓𝐄𝐑: Swan 🦢 Telegram Channel: swanzone مدت کوتاهی از جانشینی ولیعهد تهیونگ نمی‌گذشت که به دستور ملکه مادر برای سرکشی و آشنایی با زندگی مردم عام، راهی سرزمین‌های دیگر شد؛ اما شاهزاده جوان نمی‌دانست که سرنوشت و جفت مقدر‌شده‌اش در سرزمین سلاریون منتظر اوست.. Royal 🥇 سلطنتی 🥈
𝐖𝐡𝐞𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐡𝐨𝐧𝐞 𝐫𝐢𝐧𝐠𝐬 by A97fhubd
A97fhubd
  • WpView
    Reads 181,580
  • WpVote
    Votes 15,733
  • WpPart
    Parts 54
°• وقتی تلفن زنگ میزند •° کیم تهیونگ و جئون جونگ کوک از دو خانواده‌ی پرنفوذ هستن که مجبور می‌شون برای منافع والدینشون با همدیگه ازدواج کنن. زندگی مشترک راکد و بی‌روح اون‌ها پس از سه سال دستخوش تغییر می‌شه،ماجرا از جایی شروع می‌شه که فردی ناشناس جونگ کوک رو گروگان می‌گیره. به نظرتون این دوتا میتونن رابطه اشون رو بهتر کنن؟ يا نه جونگ کوک باید به دنبال راهی برای فرار از این سرنوشت باشه....... ژانر ها: درام .امگاورس. رومنس .اسمات .معمایی وضعیت: پاپان یافته
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
meral_writ
  • WpView
    Reads 272,334
  • WpVote
    Votes 29,511
  • WpPart
    Parts 77
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg