TaTaired's Reading List
4 stories
Nepo by T_snowflake_
T_snowflake_
  • WpView
    Reads 11,039
  • WpVote
    Votes 1,785
  • WpPart
    Parts 30
داستان درباره کیم سوکجین ۲۷ساله، پزشک ماهر وجذابی که به عنوان مدیر تیم پزشکی بیمارستان هانسان به نپو اعزام میشه... * * * بین اون همه هیاهو جونگکوک تمام حواسش معطوف به دلبرش بود که جلوتراز خودش نشسته و به نقطه ای وسط گود خیره شده. برای جونگکوک مثل روز روشن بود که فقط جسم جینِ که اینجاست ولی فکر وروحش جای دیگه است، درست مثل اتفاقی که امروز تو کمپ افتاد. جین دوباره خودکارو دست گرفته بود ومدادم درشو باز وبسته میکرد وجونگکوک اونقدری عمیق محو دیدن جین شده بودکه می تونست پرده شفاف اشک که تو چشم های جین جمع شده رو ببینه. قلبش امونشو بریده بود تا بره ودستشو دور کمر باریک جین حلقه کنه، سرش وروشونه خودش بذاره وباهاش حرف بزنه. "چی شده قربونت برم ؟چرا حال وهوات ابریه ؟چرا چشمات بارونیه ؟ دورت بگردم باهام حرف بزن." _______________________ Couple : kookjin Genre : Action , Romance , Drama , Mystery , Thriller , Millitray , Medical , Psychological , Suspense • توجه توجه همونطور که میبینید همه چی داره🙄☝🏻 صبور باشید تا به همشون برسیم😁🤌🏻
Soul Of Sunrise by IMGOoGOoli
IMGOoGOoli
  • WpView
    Reads 200
  • WpVote
    Votes 15
  • WpPart
    Parts 1
Couple👨‍❤️‍💋‍👨:#JoongDunk Genre🎭: Fluff, Family Summary📚: همه چیزش رو میداد تا وقتی که تصویر هر صبح زندگیش همین باشه
Blind spot by naana_fiction
naana_fiction
  • WpView
    Reads 2,739
  • WpVote
    Votes 249
  • WpPart
    Parts 23
هیچ‌وقت فکر نمی‌کردن یه قرار کورکورانه بتونه زندگی‌شونو تغییر بده. اما وقتی دوتا آدم تنها رو، دوستاشون تو یه بازیِ بامزه و عجیب، سر یه میز نشوندن... همه‌چی شروع شد. جونگ پسری با ظاهری بی‌نقص، بی‌پروا، مغرور و به طرز خطرناکی جذاب. دنیایش قانون دارد، نظمش بی‌رحمانه‌ست و هرچیزی باید تحت کنترل او باشد؛ از کار گرفته تا آدم‌ها. وسواس خاصی در انتخاب اطرافیانش دارد،نه هرکسی لایقِ بودن در دایره‌ی محدود و خاصِ زندگی‌اش است. در طرف دیگر دانک ایستاده؛ پسری پر از انرژی، شوخ‌طبع، پرحرف و از دور شبیه نور خورشید است. اما پشت آن لبخندهای پرهیاهو، قلبی پنهان شده که زخمی‌ست از تنهایی. همه دوستش دارند، همه می‌خواهند با او باشند. اما خودش؟ همیشه یک قدم عقب‌تر می‌ماند، همیشه از رابطه‌ها فرار می‌کند... چون خوب می‌داند دوست‌داشتن یک چیز است، ماندن چیز دیگر. وقتی دو دنیای متضاد، با نقشه‌ای از پیش تعیین‌شده، در یک قرار کورکورانه به هم می‌رسند، هیچ‌کس فکرش را نمی‌کند که جرقه‌ی عشق، از دل نفرت، وسواس و ترس شعله‌ور شود... دوستاشون فکر کردن شاید وقتشه یکی بیاد و دلشونو از این تنهایی بکشه بیرون. اما اشتباه اونا این بود که... اینا قبلاً همدیگه رو دیده بودن. و از هم، متنفر بودن. قرارِ اجباری، کل‌کل‌های ت
the death of peace of mind | فورسبوک | forcebook | gmmtv by iamkianaS
iamkianaS
  • WpView
    Reads 62
  • WpVote
    Votes 4
  • WpPart
    Parts 1
Preview: عکس بوک رو بغل کرد و جرعه دیگه ای نوشید. سیگارشو روشن کرد و پک عمیقی زد. چشماشو بست و سرشو روی زمین گذاشت. -با گم کردنت خودمم گم کردم. میشه برگردی؟ آهنگ مچ: The death of peace of mind by Bad omens