Xo•
39 histórias
❥𝖢𝗁𝗈𝗌𝖾𝗇 de TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Leituras 27,912
  • WpVote
    Votos 4,922
  • WpPart
    Capítulos 21
༭🦋 𝖢𝗁𝗈𝗌𝖾𝗇 complete ꔵ Couple: Chanbaek ꔵ Genre: Omegavers, Romance, Smut, Drama ꔵ Writers: Elsa زندگی همیشه نه به تلخی زننده‌ست و نه به شیرینی که حالت رو به هم بزنه. تعادل بین این دو طعم با یک عشق نوجوانانه و تازه جوانه زده باعث میشه تا در هر حالت و هر لحظه لبخند بزنی و زندگی کنی. نارگیل یا نعنا... ترکیب این دو همون تعادل بین نفس کشیدن و زندگی کردن رو داره. این عشق نیازهایی رو برطرف می‌کنه و نیازهایی رو هم حسرت باقی می‌گذاره. با عشق تینیجری آلفای بوکسور و امگای نویسنده ما همراه باشید.
ཅ⌇ຶ 𝑺𝒐𝒍𝒂𝒓𝑬𝒗𝒆  de MissLuna_CB
MissLuna_CB
  • WpView
    Leituras 3,420
  • WpVote
    Votos 498
  • WpPart
    Capítulos 13
چانیول‌ ، پسری ۲۵ ساله‌‌ ساکن میامی هست که از بدو تولد ، بنا به دلایل نامشخصی ‌توسط مادرش رها شده.به دنبال بحرانی که در ۱۸ سالگی پشت سر گذاشته حال روحی خوبی نداره و شب ها مدام کابوس میبینه.اما در یک ملاقات کاملا تصادفی،‌ سرنوشت اون رو با یک روانپزشک مواجه میکنه که قراره زندگی‌شو به کلی زیر و رو کنه. و اون روانپزشک کسی نیست جز بیون بکهیونِ ۳۷ ساله که چند سالی میشه از همسرش جدا شده و یک دختر بچه ۸ ساله هم داره...
𓆩❅𓆪𝓔𝓽𝓮𝓻𝓷𝓪𝓵 𝓦𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𓆩❅𓆪 de annarubyana
annarubyana
  • WpView
    Leituras 27,126
  • WpVote
    Votos 4,418
  • WpPart
    Capítulos 48
"زمستان ابدی" اینجا یه دنیای جدید بود، دنیای سفیدی که برخلاف ظاهر سپید و سردش پر از گرمای خون بود، خون قرمز رنگی که برف های سفید رو رنگی می‌کرد بکهیون شاهزاده باایمان ها بود، امگای سلطنتی که با نشان الهه زمین به دنیا اومده بود و رهبر گرگ های باایمان بود ، چی میشه اگه یه روز کنجکاو بشه از سرزمین خودش برای کشف ناشناخته ها دور بشه و با گرگ آلفای دیگه ای به نام پارک چانیول ملاقات کنه؟ یعنی شاهزاده بی ایمان ها که هم خودش و هم سرزمینش تماما برخلاف اون بود و فقط با یک نگاه عاشق اون گرگ سفید و زیبا شده بود... . قسمتی از داستان: _چرا به درگاهشون دعا میکنی؟هیچکس گوش نمیده، هیچکس نجواهای قشنگت رو نمیشنوه پرنس _چون... _شش... چیزی نگو،چطوره به جای همه این ها امگای من بشی؟ . کاپل ها:چانبک❄️کایسو❄️هونهان❄️(فرعی:شیوچن،سولی) ژانر: فانتزی❄️رمنس❄️امگاورس❄️اسمات❄️
Watch Out Darling de maniafic
maniafic
  • WpView
    Leituras 1,473
  • WpVote
    Votos 275
  • WpPart
    Capítulos 8
زمان، آسمون و بکهیون فقط مفاهیم آنی بودن که از ذهنش میگذشتن. نمیتونست روی احساساتش اسم بگذاره. نمیتونست فکر کنه. یک بار بکهیون انگشت باریکش رو روی پیشونی یول گذاشت و با دندون های سفید قشنگش لبخند زد: _ میدونستی موقع مرگ مغزی، بافت مغزت تجزیه میشه و از گوشات میریزه بیرون؟ و بعد پلکش رو بوسید: _ شاید هم از گوشه ی چشمای خوشگلت. ...... چانبک رازآلود، رمنس، اسمات درحال اپ
× THE FATE × de lomiyan
lomiyan
  • WpView
    Leituras 771
  • WpVote
    Votos 122
  • WpPart
    Capítulos 1
× genre: omegaverse / smut / angest / romance × couple: chanbeak × summary: آیرا بعد از اینکه آلفاش رو توی جنگ از دست داد با بچه‌‌ی شش ماهه‌اش به قدرتمندترین آلفایی که می‌شناخت پناه برد تا از اون و امگای کوچکش محافظت کنه...
Ant Ant de golabaton
golabaton
  • WpView
    Leituras 21,207
  • WpVote
    Votos 5,017
  • WpPart
    Capítulos 20
🐜 داستان کوتاهی از دلدادگی دو هایبرد مورچه...یه شیرینی کوچولو که خوب میشه با چای عصرونه‌تون میل کنید... 🍭کاپل: چانبک 🥯وضعیت: کامل شده
OROBANCHE de Emil_fiction
Emil_fiction
  • WpView
    Leituras 8,580
  • WpVote
    Votos 1,614
  • WpPart
    Capítulos 48
[OROBANCHE] [اوروبانچ][درحال آپ] ۱۹۲۰،لندن انگلستان؛ هویت قاتل فاحشه تا ابد مثل یک راز توی تاریخ باقی میمونه. هیچکس متوجه نشد اون نوشته ها متعلق به کیه یا دلیل کشتن زن های فاحشه چی بود؟ کابوس مردم لندن پایانی داشت یا نه؟ ‌𖥔 ִ ་ ָ࣪ 𓂃 𓂃 ۪ بیون بکهیون،روان پزشک بخش"B"تیمارستان مارشال‌؛ رو به رو شدن با بیمار تخت دوازده یک شبه زندگیشو تغییر داد.هیچوقت فکرشو نمی کرد به خودش بیاد و ببینه دلباخته ی اون پسر به ظاهر دیوونه شده. البته میشد اسمشو گذاشت عشق؟ یا فقط احساسی که از بین خون و جنایت رشد کرده؟ ‌ ִ ་ ָ࣪ 𓂃 𓂃 Couple:chanbaek Genre:روانشناسی،جنایی،معمایی،درام،انگست،رومنس،اسمات Writer:Emil 🚫این فیکشن ماورایی،تخیلی، خون‌آشامی نیست🚫
Men should die twice  de semizh
semizh
  • WpView
    Leituras 41
  • WpVote
    Votos 3
  • WpPart
    Capítulos 1
آجومای روبرو دیگه ترسناک بنظر نمیومد در واقع کلمه ترسناک زیادی غلیظ بود باید گفت غریب . میگن انسان برده عادته و از هر چیز جدیدی فرار میکنه. بکهیون بعد از بار ها دیدن پیرزن همسایش ، عادت اشنایی به اون آجومای سیگاری که براش کیمچی خونگی میورد پیدا کرده بود. اپارتمان آجوما مثل خودش کهنه بود ، بوی ترش کیمچی و تنباکو میداد. « آیش شما مردا باید دوبار بمیرین یبار برای اینکه بفهمین ارزششو نداشت دل کسی رو بشکونید بار دیگه هم مثل یه زن از این دنیا خلاص شین » Chanbeak , sekaihun
The Servant's Tale de semizh
semizh
  • WpView
    Leituras 146
  • WpVote
    Votos 25
  • WpPart
    Capítulos 2
مردم فکر میکنن هر کسی که بی پول باشه ساخته شده که به بقیه خدمت کنه ولی باید بگم هیچ چیز به پیچیدگی یک خدمتکار بودن نیست اون هم اگه برای یه خانواده پر از تظاهر باشه... چانبک و الباقی...