New
200 stories
My little boy in pain by Milyyhana
Milyyhana
  • WpView
    Reads 80,125
  • WpVote
    Votes 10,200
  • WpPart
    Parts 46
یک شب بارانی. یک امگای فراری. یک کودک که تنها دلیل زنده ماندنش است. و کلبه‌ای در اعماق جنگل که قرار نبود پناهگاه هیچ‌کس باشد. جونگکوک برای نجات خودش و بچه‌اش از زندگی‌ای که دیگر تحملش را ندارد فرار می‌کند؛ اما چیزی که انتظارش را ندارد، آلفایی‌ست که در آن کلبه زندگی می‌کند. کیم تهیونگ قرار نبود وارد زندگی جونگکوک شود... اما حالا که شده، دیگر هیچ‌کدامشان نمی‌توانند وانمود کنند همه‌چیز مثل قبل است. آیا عشق می‌تواند زخم‌هایی را درمان کند که گذشته هنوز هر روز تازه‌شان می‌کند؟ Couple: Vkoook Genre: Drama | Romance | Angst | Mpreg | Omegaverse | Fluff وضعیت : درحال آپ روزهای آپ : شنبه ها و چهارشنبه ها 🥇فلاف 🥇ویکوک 🥇تهیونگ 🥇امپرگ 🥇Omegaverse 🥇Angst
SOLUS  by DY_M_KV
DY_M_KV
  • WpView
    Reads 49,188
  • WpVote
    Votes 7,969
  • WpPart
    Parts 37
Couple: Kookv Genres: Romance, Omegaverse, Action, Crime, Smut By: DY Summary: تهیونگ یه پسر بیست ساله شیطون و برونگراست که توی هنرهای رزمی حرف نداره و توی آکادمی نظامی سئول همراه با چهارتا از بهترین دوستاش درس میخونه. همه چیز توی زندگی اون امگا طبق روتین بود تا اینکه بهشون گفتن برای کاراموزی باید وارد پایگاه های نظامی بشن و برای مدتی اونجا زندگی کنن. چی میشه اگر تهیونگ و دوستاش که از دیوار راست بالا میرن ، برای پایگاه مرکزی سئول انتخاب بشن؟ پایگاهی که سختگیرانه ترین قوانین به همراه یه فرمانده ی قدرتمند ، جدی و مستبد داره؟ فرمانده ای که بی دلیل از تهیونگ متنفره! آپ : روز های زوج
Serendipity ~🍀 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 409,589
  • WpVote
    Votes 121,395
  • WpPart
    Parts 54
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿 بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش می‌کرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گل‌فروشی کوچیکش رو باز می‌کرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهایی‌هاش میداد. ولی تمام نقشه‌های بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گل‌فروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون می‌خواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بی‌حسی یه جورایی بهتر بود نه؟ 🪴 -امیدوارم اقامت جهنمی‌ای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید. 🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونه‌ی تو و فکر کنم خوشحالم بشم. 💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم می‌تونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان می‌برید چون... باید بخونید که بفهمید نمی‌تونم توضیح بدم 😂❣️ 🪴 • فیکشن : #Serendipity 🪴 • کاپل‌ها : چانبک 🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره 🪴 • محدودیت سنی : 🔞 🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰
Us for Us by KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Reads 48,531
  • WpVote
    Votes 9,397
  • WpPart
    Parts 41
ازدواج با یک غریبه اون هم فقط برای دریافت یک وام احمقانه، احتمالاً بهترین تصمیم زندگیشون نبود؛ اما تنها راه ممکن؟ چرا. جونگ‌کوک فقط می‌خواست رستورانش رو از نابودی نجات بده و تهیونگ صاحب باشگاهی بود که اگر دیر می‌جنبید، برای همیشه از دستش می‌داد. یک امگای هیکلی معتاد به ویپ که مشت‌هاش جمجمه رو سوراخ می‌کرد، بدون شک با آلفای نارگیلی دماغویی که تنها مهارتش درست کردن پن‌کیک‌های خرسی بود، تیم ایده‌آلی نمی‌ساخت؛ اما حالا که تک تک مسیرهای پیش روشون به بن‌بست رسیده بود، یک راه بیش‌تر وجود نداشت: یکی باید سکو می‌شد تا اون یکی بتونه از روی دیوار بپره. «ما برای ما» همین‌طوری خلق شد. با یک قانون تک‌خطی ساده‌ که قرار بود آینده‌ی خیلی‌ها رو توی این داستان، تغییر بده: «اول ازدواج می‌کنیم و بعدش؟ خب... بعدش دیگه خودمونم نمی‌دونیم قراره چه خاکی توی سرمون بریزیم!» *** - ما... قراره شب اول هم داشته باشیم؟ - آره. شب اول تو ظرفا رو می‌شوری، منم سعی می‌کنم یه جایی بهتر از زمین برای خوابیدن پیدا کنم. 💍🥥💍🥥💍🥥💍 Genre: Omegaverse, Drama, Social, Romance, Smut Couple: KookV Written by: Kuro
𑁍᪥Spiraea𑁍᪥ by fujinsasha
fujinsasha
  • WpView
    Reads 181,063
  • WpVote
    Votes 32,331
  • WpPart
    Parts 62
بکهیون علی‌رغم سختی‌ها امگای خوشبختی بود. تو یه محله قدیمی و صمیمی به همراه برادر کوچیک‌ترش زندگی میکرد و توی زندگیش فقط دنبال یک چیز بود، آرامش. منتظر بود آلفایی که از نوجوونی به‌همدیگه علاقه داشتن بهش پیشنهاد بده تا جورچین خوشبختی ناچیزش، کامل بشه. ولی همه‌چیز شروع به دگرگونی کرد و به ویرانی رسید وقتی رفتار نامزدش عجیب شد و سروکله آلفایی با عطر سدار لبنانی تو زندگیش پیدا شد... . . ‌. اسم: اسپیریا᪥𑁍 کاپل‌ها: چانبک، هونهان، چانگمین&تهیانگ ژانر: امگاورس، رومنس، درام، مافیایی (محدودیت سنی +18🔞) نویسنده: #SASHA
The Culprit-! by ianstarboy7
ianstarboy7
  • WpView
    Reads 76,454
  • WpVote
    Votes 6,877
  • WpPart
    Parts 21
تهیونگ با حسرت به چشمای خروشان مردش خیره بود. سریع دستشو از دست هیونگش ازاد کرد و سمت جونگکوک دوید. خودشو تو بغلش پرت کرد و دستای جونگکوک بلافاصله دور کمر پسرش حلقه شد. همونجور که صورت پسرشو به سمت مخالف میچرخوند اسلحه ای که همیشه تو کمرش بود و دراورد و سر تهیونگو رو سینش فشرد تا اون صحنه رو نبینه. !گفته بودم که انتقام تک تک اشکایی که بخاطرت ریخته رو میگیرم؛نه؟!
𝟔 𝐑𝐞𝐚𝐬𝐨𝐧𝐬 𝐭𝐨 𝐬𝐮𝐫𝐯𝐢𝐯𝐞 [𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯] by jasminyas19
jasminyas19
  • WpView
    Reads 5,154
  • WpVote
    Votes 711
  • WpPart
    Parts 22
برای زوجی که زندگیشون هیچ اصلی به جز خوش‌گذرونی و هیجان نداره و درآمدشون از جیب مردم یا میز قمار تامین می‌شه، یه محرک باید وجود داشته باشه که جفت پا بپره وسط زندگیشون. و چه محرکی بهتر از یک بچه، درست اون لحظه‌ای که انتظارش رو ندارن! ~~~~~~~~~~~ _ ۳ تا دلیل برای زنده موندن اون و ۳ تا برای خودمون! اگه دلایل کافی بودن، نگهش می‌داریم... ~~~~~~~~~~~ Couple~Kookv Genre~ Omegaveres, Fluff, Mpreg, Romance, Dram زمان آپ~پنجشنبه‌ها
𝖳𝖾𝗋𝗋𝗂𝖻𝗅𝖾 𝖯𝖺𝗋𝖾𝗇𝗍𝗌!「TK」 by Niramwrites
Niramwrites
  • WpView
    Reads 10,551
  • WpVote
    Votes 1,858
  • WpPart
    Parts 33
[والدینِ افتضاح!] [دو مردِ مجرد و آسیایی تصمیم می‌گیرن بچه‌ای رو به سرپرستی قبول کنن، البته نمی‌شه گفت توی این مورد تفاهم نظر ندارن؛ چون هردو یه بچه رو برای سرپرستی‌گرفتن انتخاب می‌کنن، و اینجاست که همه‌چیز به هم گره می‌خوره!] •••••••••••••••••••••••• «اوه مرد، خوب چیزیه. به‌ تنهایی می‌تونه مستقل شه!» «رفیق، تو هم چیزی کم نداری. دمت گرم!» "اوه خدای من! یعنی این‌قدری بدبخت هستم که توی کره‌ی خاکی با هشت میلیارد جمعیت دقیقاً کسی که توی دستشوییِ رستوران بهش گفتم دیک خوبی داره، همون کسی در بیاد که می‌خواد سرپرست سوفی باشه؟" 🎠 ≘ کاپل↜ تهکوک (ویکوک/کوکوی) 🎠 ≘ ژانر↜ بی اِل ٫ فلاف ٫ کمدی ٫ اِسلوبِرن ٫ روزمره ٫ انگست ٫ اسمات 🎠 ≘ محدودهٔ سنی↜ NC_17 🎠 ≘ نویسنده↜ Niram 🎠 ≘ وضعیت↜[درحال پارت‌گذاری𐄒جـمـعـه‌ها]
 𝐒𝐂𝐎𝐑𝐄 {𝐯𝐤} by Teahkook_writer
Teahkook_writer
  • WpView
    Reads 73,367
  • WpVote
    Votes 11,824
  • WpPart
    Parts 34
تهیونگ به عنوان ستاره بازی هاکی نمیدونه چطوری باید دل اون امگای شیرین به دست بیاره . پس به این فکر می‌افته که شاید باید بجای گلزنی تو بازی ... به سمت عشق شوت کنه !؟ ⚽️🥅 ♡___________________♡ Couple :: Vkook , yoonmin , namjin Jenre :: sport, omegaverse , romance♡, smut, school life, fluff ♥️ , cute پارت گذاری :: یک‌بار در هفته ⚽️ 🌸لطفا پارت توضیحات مطالعه بفرمایید 🩷
 Chateau de Deschaneau  by ti_VK_na
ti_VK_na
  • WpView
    Reads 19,148
  • WpVote
    Votes 2,972
  • WpPart
    Parts 70
Couple: taekook, yoonmin, namjin, hyunlix Genre: fantasy, vampire, mpreg, smut, romance خلاصه: سال ۱۸۵۰ میلادی، فرانسه، شهر وردن، عمارت شتو دشانو این قرار بود عکس یه خونه ی تسخیرشده باشه به عنوان آخرین عکس یادگاریم از فرانسه ی دوست داشتنی ولی الان عکس خونمه! . . +: مامان بزرگم قبلا یکبار از وردن و عمارت معروفش دیدن کرده اون میگه همه ی شایعات حقیقت دارن و هیولاهای ترسناک و خونخواری تو اون عمارت زندگی میکنن @: دقیقا همه چی راسته یکی از اقوام ما از اهالی همون شهره میگه تموم مردم وردن خبر دارن که خانواده ی دشان هیولان ولی کسی راجبشون حرفی نمیزنه +: چرا؟ &: چرا؟! مگه سوال پرسیدن داره؟ اهالی اون خونه به قدری ترسناک و مرموز و بانفوذن که کسی جرات حرف زدن راجبشون رو نداره به شما هم توصیه میکنم راجبشون زیاد حرف نزنید! @: تو کی هستی؟ &: اوه ادبم کجا رفته ببخشید یادم رفت خودمو معرفی کنم من دلانو هستم دلانو دشان