خوندم✅️
60 stories
Nivea  by Rose_7vk
Rose_7vk
  • WpView
    Reads 3,564
  • WpVote
    Votes 465
  • WpPart
    Parts 26
هیچ‌کس نمی‌تونست تهیونگ، پسر بزرگ‌ترین مافیای سئول رو از دنیای تاریک پدرش بیرون بکشه. هیچ‌کس نمی‌تونست؛ به‌جز جونگ‌کوک. جونگ‌کوک آروم‌آروم وارد زندگی تهیونگ می‌شه؛ تنها برای هدف و انتقامی که سال‌ها منتظرش بوده؛ اما با گذر زمان که اون رو بیشتر می‌شناسه و مرهمی برای زخم‌های روحش می‌شه، به‌طور غیرمنتظره‌ای بهش دل می‌بنده‌. در این بین، چیزی بیشتر از عشق بینشون شکوفا می‌شه، چیزی که نه تهیونگ و نه جونگ‌کوک قادر به کنترلش نیستن؛ اما در نهایت، هیچ‌کدوم نمی‌دونن که جونگ‌کوک، یک روز قلب امگای یاسش رو به بدترین شکل قراره بشکنه. - گاهی این‌قدر دل‌تنگت می‌شدم که تک‌به‌تک سلول‌های تنم خواستنت رو فریاد می‌کشیدن. + تو بهم کمک کردی که از تاریکی بیرون بیام؛ اما خودت بدتر از بقیه من رو شکستی. 𑱄 ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: #Nivea - کامل‌شده ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: KOOKV ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Omegaverse, Angst, Mystery ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: BlueRose هپی‌انده~
Unwanted | Vkook by Nirvana_90
Nirvana_90
  • WpView
    Reads 25,992
  • WpVote
    Votes 2,324
  • WpPart
    Parts 30
[تمام شده] خیلی چیز ها در زندگی ناخواسته هستند. اما تحمل بعضی از ناخواسته ها واقعا سخته. حالا چی میشه اگه این چیز ناخواسته یک ازدواج اجباری باشه.. اسم: ناخواسته ژانر: عاشقانه، دراما، اسمات کاپل: ویکوک
Ashes Of Blossoms  by Rose_7vk
Rose_7vk
  • WpView
    Reads 18,813
  • WpVote
    Votes 2,855
  • WpPart
    Parts 24
درگیری‌های شدید بین تهیونگ، پرنس انگلستان و جونگ‌کوک، پسر کاندیدای ریاست‌جمهوری آمریکا، به یکی از جنجالی‌ترین موضوعات رسانه‌های روز دنیا تبدیل شده. ازطرفی رابطه‌ی جنجالی اون‌ها تهدیدی برای صلح بین دو کشور محسوب می‌شد؛ ولی به‌مرور زمان دشمنی و رقابت بینشون به یه احساس عمیق‌‌تر و غیرمنتظره تبدیل شد... _ من، من متاسفم جونگ‌کوک. + واقعاً؟ ولی حالت چهره‌ات که این رو نمی‌گه شاهزاده! ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: AshesOfBlossom - Full ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: KOOKV ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Fluff, Dram, Smut ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: BlueRose
𝗣𝗿𝗶𝘀𝗼𝗻𝗲𝗿||AU by lvkljk
lvkljk
  • WpView
    Reads 14,726
  • WpVote
    Votes 1,465
  • WpPart
    Parts 25
کیم تهیونگ فرمانده ای که برای دستگیری'تیموتی شالامی'از کره به نیویورک میره، و برای نزدیک شدن به تیموتی و بدست آوردن اطلاعاتش به دوست پسرش'جئون جونگ کوک'نزدیک میشه.. بنظرتون بعد دستیگیری'تیموتی'از'جونگ کوک'جدا میشه؟ ••• • 𝗡𝗲𝗠𝗲 || 𝗣𝗿𝗶𝘀𝗼𝗻𝗲𝗿 ✫ • 𝗚𝗲𝗡𝗿𝗘 || 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲✫𝗦𝗺𝘂𝘁✫ 𝗖𝗿𝗶𝗺𝗶𝗻𝗮𝗹✫𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 𝗘𝗻𝗱 ✫ • 𝗖𝗼𝗨𝗽𝗹𝗘 ||𝗩𝗸𝗼𝗼𝗸✫𝗬𝗼𝗼𝗻𝗺𝗶𝗻✫ • 𝗪𝗿 || 𝗡𝗶𝗮𝘆𝗲𝘀𝗵 ••• -پایان یافته-
-Friend Zone | Vkook- by DevilAssistant
DevilAssistant
  • WpView
    Reads 446,442
  • WpVote
    Votes 58,676
  • WpPart
    Parts 28
تهیونگ و جونگکوک بهترین دوستای هم حساب میشدن؛ فقط تا قبل از اینکه تهیونگ بفهمه جونگکوک دو ساله روش کراش داره و بدون اینکه بخواد باهاش بخوابه! 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌, 𝒀𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏 Writer & Editor: SAMAR Genre: Comedy, Slice of Life, Smut🔞 𝑻𝒆𝒍𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍: 𝑽_𝑲𝒐𝒐𝒌𝒊
𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/ by tara97jk
tara97jk
  • WpView
    Reads 43,770
  • WpVote
    Votes 3,766
  • WpPart
    Parts 10
Genre : Romance | Smut | Secret | Secret | Cap :Vkook | Up: Author: Amador | Teaser: in part 1 | 🥇مافیا - بدون گرفتن نگاهش از رقص پسر، بهش اشاره کرد: بیارش اینجا... چانیول از پله های استیج بالا رفت و به جونگ کوکی که با قطع شدن آهنگ، رقصیدن رو متوقف کرده بود اشاره کرد: برو پیش رییس... جونگ کوک نفس عمیقی کشید و به سمت تهیونگ راه افتاد. در لباس گشادش و باکسر به پا کمی معذب بود. صاف ایستاد و منتظر ماند تا حرفی از جانب کسی که رییس خطاب شده بود، بشنوه. ته از پایین تا صورت کوک رو آنالیز کرد. اون پسر خیلی تو دل برو بود... لبخند زد و با نگاه نافذی به کوک خیره موند: اسمت چیه؟ جونگ کوک به دو چشمی که از اول ورود توجهش رو جلب کرده بودند خیره شد: جئون... جئون جونگ کوک ته سر تکان داد: خوب میرقصی...یه سری آموزش حرفه ای لازم داری...تو قبول شدی جونگ کوک تهیونگ می توانست قسم بخوره... زیباترین خنده رو به عمرش دیده بود...
𝙞𝙣𝙨𝙩𝙖𝙣𝙩 𝙠𝙖𝙧𝙢𝙖 [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 39,154
  • WpVote
    Votes 4,672
  • WpPart
    Parts 17
تهیونگ سال‌هاست که مسیرش رو از خلافکارها و برادرش جدا کرده و فقط دنبال یه شغل موقت می‌گرده تا خودش خرج دانشگاهش رو دربیاره. اما وقتی مجبور میشه پیشنهاد عجیب هوسوک رو قبول کنه و برای چند روز از پسر کوچولوی رئیس باند مافیا مراقبت کنه، بی‌اختیار وارد مسیری میشه که همیشه ازش فرار کرده. جونگکوک مرد جدی و پدر با فکری بود که برای پسرش هرکاری‌ می‌کرد. و این شامل سر و کله زدن با پرستار زبون‌دراز پسرش هم می‌شد. بین کل‌کل‌ها، تنش‌های بین‌شون و لبخند پسربچه‌ای که فاصله‌شون رو کم می‌کرد، رابطه‌ای شکل می‌گیره که هیچ‌کدوم براش آماده نبودن، ولی شاید، هردو دنبالش بودن. - - -بهتره کم‌کم یاد بگیری باهام مودبانه حرف بزنی تهیونگ. یه کم احترام بد نیست. -تو لایق هیچ احترامی نیستی عوضی. Name: Instant Karma Couple: KookV Genre: Fluff, Drama, Romance, Smut Author: Locks
『 𝑹𝑬𝑨𝑺𝑶𝑵 𝑶𝑭 𝑴𝒀 𝑪𝑹𝒀 ᴷⱽ 』 by Atlasless
Atlasless
  • WpView
    Reads 167,195
  • WpVote
    Votes 12,990
  • WpPart
    Parts 22
"اتمام یافته" -چرا نمیذاری بمیرم؟ مگه این همه بدبختی رو از سمت من نمیبینی؟ -عزیزبودن میدونی چیه؟برام عزیزی، واضح تر بگم؟ دوستت دارم، عاشقت شدم، بلندتر بگم؟! COUPLE: KOOKV GNR: ROMANCE, FLUFF, ANGST, SMUT
𝗥𝗲𝗶𝗴𝗮│𝖪𝖮𝖮𝖪𝖵 by Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Reads 35,089
  • WpVote
    Votes 3,942
  • WpPart
    Parts 14
˓˓ Фанфики‌ ‌ ‌ ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌ ‌ ‌ ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, ‌ ‌ 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖥𝗅𝗎𝖿𝖿, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒 ‌ ˓˓ сводка‌ ‌‌ ‌ ‌ ⋆ «مشکل اساسیِ تهیونگ توی تمام زندگی‌اش، جنسیت ثانویه‌اش بود. آلفای مغلوبی که به امگاها جذب نمی‌شه؟ چه دردسر بزرگی؛ اما جای نگرانی وجود نداشت تا وقتی که دوست‌پسرش هم یک آلفا بود. یعنی رابطه‌ی اون دو نفر قرار بود به کجا برسه؟!» ⋆ Канал: @Hansuoh‌ ‌
𝗧𝗵𝗲 𝘁𝗿𝘂𝗲 𝗹𝘂𝗻𝗮 || 𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃 by Christopher_iw
Christopher_iw
  • WpView
    Reads 392,357
  • WpVote
    Votes 39,800
  • WpPart
    Parts 42
[Completed] بهش میگفتن جِی کِی چون بیرحم ترین و سرد ترین رئیسه پک،،یا بهتر بگیم..رئیسه بانده مافیاییه بلک بلاد بود و همگی از او وحشت داشتند. البته همه غیر از چند نفر...که کیم تهیونگ یکی از لجباز ترین و پرو ترینِ آنها بود که از شغله آلفاش هیچ خبری نداشت و همیشه دسته رد به سینه ی اون میزد. رابطه ی این دو به آرامی و کاملا عادی شروع شده بود تا وقتی که دشمن های بانده کوک از موضوعی که جونگکوک امگای حقیقیش رو پیدا کرده خبر دار شدن و برای صدمه زدن به او..فکوس کردن روی امگای اون که بدترین نقطه ضعفش بود،،کیم تهیونگ! "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- [the true luna] ژانر: امگاورس / مافیا / انگست / هیجانی / اسمات کاپل: کوکوی / یونمین / نامجین / چانبک آپ: نامنظم "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- +من بخاطره شغله لعنتیه تو..هزاران بار مورده حمله قرار گرفتم... -تهیونگ صبر کن... +بخاطره شغله تو نزدیک بوده که بمیرم!! -تهیونگ... +بخاطرههه شغله توو زندگیم نابودد شدد!!اونوقت چی؟؟توی چشمام زل میزنی و تایید میکنی که تو رئیسه مافیایی؟؟!تموم شد کوک!...هرچی که بینه ما بوده همین الان تموم شده میفهمی؟؟نه دیگه تو آلفای منی..و نه من امگای تو..تمام! -یک قدم دیگه پات رو از لبه ی اون در بیرون بزار تا یه گلوله توی مغزه نحیفت خالی کنممم!!