درحال آپ
45 stories
ANCHOR by fanfic_shyrn
fanfic_shyrn
  • WpView
    Reads 10,600
  • WpVote
    Votes 1,575
  • WpPart
    Parts 30
||برگشت‌ خرابکار فراری و دردسرهای بعدش به بیکن هیلز تمام شهر رو وتمام زندگی‌استلینسکی‌جوان رو بهم میریزه|| کاپل:استرک،تیام.. ژانر:عاشقانه،ماورایی،اسمات،انگست..
you made me change everything  by ta55basom
ta55basom
  • WpView
    Reads 1,310
  • WpVote
    Votes 223
  • WpPart
    Parts 7
تام که رییس یه شرکت بزرگه کار بزرگی رو هم شروع می کنه و متقابلا به مشکل بزرگی هم برخورد میکنه . یه مشکل بزرگ چشم آبی و جذاب که باعث میشه تام خیلی چیزا رو تو زندگیش تغییر بده ... سلاممم گااایزز . چطورییین؟؟ امیدوارم که خوب باشین . خب این اولین بوک منه و کاپلش هم هیدلسورثه و امیدوارم که ازش لذت ببرین . #tom hiddleston # chris Hemsworth #thor #loki #marvel [T.A]
Falling  by raha_fanfic
raha_fanfic
  • WpView
    Reads 9,982
  • WpVote
    Votes 1,770
  • WpPart
    Parts 66
سعی کرد با وجود اون هق هق ها و سکسکه ها باز هم شروع به حرف زدن کنه: متاسفم... من نمی خواستم... نمی خواستم نابودت کنم. نمی خواستم بشکنمت. هیچ وقت هیچ منظوری از حرف هایی که می زدم نداشتم. فقط... فقط می‌خواستم ازم زده بشی. می خواستم رها کنی. می‌خواستم بیخیال من بشی و قلبت رو قبل از اینکه مثل من تبدیل به یه سنگ بشه برداری و مایل ها ازم دور بشی. ولی تو هیچ وقت نرفتی. هیچ وقت جدا نشدی. تو اونقدر شجاع بودی که تا آخرش پای من بودی و من انقدر ترسو بودم که حتی یک لحظه هم نتونستم عشقت رو بپذیرم. تو اونقدر بی باک بودی که حاضر شدی بار ها و بار ها قلبت رو تقدیم به من کنی، در حالی که می دونستی هر بار قراره اون رو شکسته تر از قبل تحویل بگیری و من اونقدر بدبخت بودم که حتی نتونستم فقط برای یکبار دیوار های قلبم رو پایین بکشم و بهت اجازه ی دسترسی به قلبم رو بدم؛ در حالی که می دونستم تو به بهترین شکل ممکن ازش مراقبت می کنی. ___ موجود خارق‌العاده ای که برای هدیه تاج گذاری به پادشاه تقدیم میشه؛ اما چی میشه اگه پادشاه قلبش رو تقدیم به اون موجود کنه؟ اطرافیان اون پادشاه چه فکری راجع به اون عشق میکنن؟ قراره خیلی راحت اجازه بدن اتفاق بیفته؟ ثورکی / استاکی / هاکای سیلور (پیترو و کلینت)
Black Virus | H.S ff  by zedd28
zedd28
  • WpView
    Reads 7,011
  • WpVote
    Votes 897
  • WpPart
    Parts 21
هميشه تو فف ها ، پسره رئيس يه باند يا هر گروهي هست ، حالا چي ميشه اگه 180 درجه بچرخونيمش ؟! ~~~~~ ويروس سياه ؛ لقب دختريه كه چيزي براي از دست دادن نداره ... اما پادزهر اين ويروس كسي نيست جز ..?.. •••••• ولي يه سوال.... هميشه كه پادزهر ها نمي تونن ويروس ها رو بكشن ؟! ميتونن؟!؟ ~~~~ $ sexual content $
It Was All Just A Game [Persian] by Piscerabi
Piscerabi
  • WpView
    Reads 93,048
  • WpVote
    Votes 10,388
  • WpPart
    Parts 48
"کاش تنها نقطه ضعف نقشه ام رو پیش بینی می کردم. نقشه ای که باعث شد کاملا شیفتت بشم." تا اطلاع ثانوی اپ نمیشه~ Credit to the author: @Write_me227 This is the Persian edition of "It was all just a game" and I'm only translating this masterpiece! "فقط ترجمه میکنم و صاحب این بوک نیستم."
Hold My Hand [Persian Translation] by TaraPotterHead
TaraPotterHead
  • WpView
    Reads 32,279
  • WpVote
    Votes 5,379
  • WpPart
    Parts 21
توی کلاس معجون‌ها یه چیزی درست پیش نرفت و باعث شد هری و دراکو برای یک ماه دست‌های همدیگه رو بگیرن. دوتا دشمن مجبور شدن یه اتاق داشته باشن، سر یه میز بشینن و کلاس‌ها رو با هم شرکت کنن. تنش بینشون زیاد شده ولی آیا اون دو نفر میتونن از پسش بر بیان؟ و میتونن به چیزی بیشتر از دو تا دشمن تبدیل بشن؟ Author: @_the_drarry_life_
gray snow by OTAKO_Leora
OTAKO_Leora
  • WpView
    Reads 14,358
  • WpVote
    Votes 1,258
  • WpPart
    Parts 33
هری دیگر مانند قبل نمیخندید . او حتی گریه هم نمیکرد ؛ جسم بیروح او در بغل معشوقه اش تنها دلیل زنده ماندن او؛ بود . " حاضرم هر کاری انجام بدم تا یکبار دیگه بخندی "
Descendant of Slytherin [drarry] by lizardmtm
lizardmtm
  • WpView
    Reads 39,795
  • WpVote
    Votes 4,486
  • WpPart
    Parts 42
-چه اتفاقی میوفتاد اگر کلاه گروه بندی، هری رو در گروه اسلایترین قرار می داد؟ * هری: تو و همه کسایی که دوستشون داری رو نابود میکنم! دراکو: شامل خودت هم میشه. هری: میدونم.
شور شیدایی by Nirvana_Aa
Nirvana_Aa
  • WpView
    Reads 90
  • WpVote
    Votes 7
  • WpPart
    Parts 6
یک داستان بی‌ال ایرانی بر پایه‌ی یک داستان عاشقانه‌ی کهن ایرانی ماهور و همایون دو یار و همراهند که سالها در اردوگاهی با هم زندگی کرده و ناخودآگاه به هم دل بسته‌اند ولی از بد روزگار روز جدایی فرا رسیده و آن‌ها را از هم دور میکند. این دوری و جدایی رازی را بر آن‌ها آشکار میکند که زندگی‌شان را دگرگون خواهد کرد...
parthian shadows  by zervan_dark
zervan_dark
  • WpView
    Reads 1,958
  • WpVote
    Votes 224
  • WpPart
    Parts 14
|سایه های اشکانی| وقتی گذشته با زخم‌هایی عمیق از راه می‌رسد و عشق در میان دشمنی جوانه می‌زند، چه چیزی میان حقیقت و انتقام حائل خواهد شد؟ ایلیا، فرمانده‌ای قدرتمند از اشکانیان، با کاسپینی روبه‌رو می‌شود که سایه تلخ جنگ، زندگی‌اش را ویران کرده است. اما زیر پوست این دشمنی خونین، رازهایی مدفون است که می‌توانند سرنوشت هر دو را برای همیشه تغییر دهند. آیا این دو قلب زخمی راهی برای فرار از کینه و یافتن حقیقت خواهند یافت؟ ->وضعیت: در حال آپ ->تایم پارت گذاری: به محض آماده شدن پارت ->تعداد چپتر: نا معلوم ->ژانر: تاریخی، عاشقانه، بی ال [توجه❗این رمان فقط در واتپد منتشر میشه و بدون اجازه جایی نشر ندید که برخورد میشه] language =persian