gg273747's Reading List
17 stories
The Trap | VKOOK  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 559,499
  • WpVote
    Votes 48,078
  • WpPart
    Parts 46
𝐓𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐚𝐩 تله 🔖|• بین آدم‌هایی که با ماسک‌های روی صورتشون دور و اطرافش در حال رقص و شادی بودن داشت به دنبال شخصی به‌نام کیم‌ویکتور(تهیونگ) می‌گشت. مردی دورگه با چشم‌های فریبنده و تیله‌های آبی رنگ که قاچاقِ انسان انجام می‌داد! بازرس جئون قرار بود درآینده به عنوان یک پلیس مخفی به جای پسر عموی کیم‌ویکتور وارد عمارت رویایی اون مرد بشه تا بتونه برای به دام انداختنش مدرک کسب کنه، اما بازرس جئون از یک چیزی خبر نداشت، این که کیم‌ویکتور عاشقِ پسر عموش بود! Genre : 𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲,𝐒𝐦𝐮𝐭 Couple : 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 - 𝐇𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 Writer : 𝐋𝐞𝐧𝐚 situation : 𝐅𝐮𝐥𝐥
Desiree After Story | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 3,195
  • WpVote
    Votes 661
  • WpPart
    Parts 2
┊Summary: ( این بوک افتر استوری فیکشن دزیره‌ست که خود بنده نوشتمش) ما از شهر های زیادی گذر کردیم، عشق ما توی سئول جوونه زد، به مارسی رسید و شکوفه داد، شکوفه هامون پر پر شدن و مارو به شهر آبها رسوندن، چند سال گذشته ژنرال؟ چند ساله که دست به کلتت نزدی؟ شاید نشونه خوبی باشه، نه؟ شاید به این معنیه که خیلی وقته آرامش رو توی نگاه هامون احساس میکنیم... هیچکس نمیدونه ولی قصه‌ی ما خیلی عجیب تر بود، درست از وقتی پا به ونیز گذاشتیم، و این تازه شروع همه چیز بود... ┊Teaser: با ذوق به سمت کانتر بار کافه رفت و با دور زدنش، خودش رو به تلفن رسوند، در حالی که یک گوشش به موسیقی فرانسوی دلنشینی از چارلز ترنت بود، چشمکی برای مورگان که با تماشای جونگکوک میخندید، زد و شماره تهیونگ رو گرفت. چیزی نگذشته بود که صدای بم و دلنشینش به زبان فرانسوی توی گوشش پیچید. _ بفرمایید. _ روز بخیر ژنرال! لحظه ای مکث و سپس دوباره با صدای مرد قلب جوان پسر به لرزیدن افتاد. _ این صدای زیبای اوژنی منه؟ _ بله بله موسیو...سرت شلوغه؟ _ برای تو؟ هیچوقت! پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Genre: dram, Romance, angst, Smut Writer: Sylvie Telegram: @Callmesylvie
Azazel | VKOOK - YOONMIN  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 17,584
  • WpVote
    Votes 1,567
  • WpPart
    Parts 30
𓂃𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥𓍯 تو! فرزند آدم! این شروع زندگی منه...زندگی اَزازِل! هیچوقت به آدمی، مشتی خاک سجده نکردم و نمی‌کنم. بلکه تک تک فرزندان آدم را، در آتش جهنم می‌سوزانم. به روستای هگنر خوش‌آمدید! ⊹ کاپل⤟ ویکوک، یونمین، سکرت. ⊹ ژانر⤟ گوتیک، جنایی، اسمات، درام، معمایی، انگست، مافیایی. ⊹ نویسنده⤟ #Monalisa
𝑺𝒆𝒏𝒔𝒆𝒊|𝒗𝒌𝒐𝒐𝒌 by blumer83
blumer83
  • WpView
    Reads 272,691
  • WpVote
    Votes 23,415
  • WpPart
    Parts 16
[complete] - آخه چرا باید جفت من یه پیرمرد پلاسیده باشه. آلفا پسر کوچکتر رو بین خودش و میز کارش قفل می‌کنه و با پوزخند میگه: بابات پیره بچه جون! «الهه ماه برای همه جفت خاصی رو تعیین کرده و کیم تهیونگ تمام عمرش رو وقف پیدا کردن جفتش کرد؛ درست زمانی که از پیدا شدنش ناامید شده بود اون پسرک شکلاتی رو در حال قلدربازی تو مدرسه پیدا کرده بود.» 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬, 𝘯𝘢𝘮𝘫𝘪𝘯, 𝘴𝘰𝘱𝘦 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘧𝘭𝘶𝘧𝘧, 𝘰𝘮𝘦𝘨𝘢𝘷𝘦𝘳𝘴, 𝘤𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺, 𝘮𝘱reg
Monsieur ∥ موسیو {VKook, KookV, NamJin} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 404,502
  • WpVote
    Votes 34,427
  • WpPart
    Parts 60
🔴 #Full 🔴 توجه‼️این داستان سیاسی، جنایی و دارای محتوای بزرگسالانه است و ابدا به افراد زیر 20 سال توصیه نمی‌شه!! با آگاهی و درک درست و نسبی درمورد این مسائل، داستان رو مطالعه کنین.❤️‍🔥 موسیو با گام های موقر و جدی توی راهروی بلند شرکت قدم برداشت، راه رفتنش شبیه صحنه ی اسلوموشن یک فیلم اکشن بود و وقتی تار موهاش روی پیشونی توی نسیم حرکتش تکون میخورد، جذابیتش چندین برابر میشد. جئون از بالای عینک دودی شیک، نگاه تیزش رو به رو به رو دوخته بود و موهای بلندش رو با حرکت آهسته ی دست بالا زد. سنگینی حضور موسیو و دستیار جدیدش، همه ی نگاه ها و توجه های جمع رو میدزدید. مرد کلاسیک از زیر نگاه های خیره عبور کرد و به محض رسیدن به ورودیِ شرکت؛ انعکاس تصویر خودش و دستیار جدیدش رو توی شیشه ی در اتوماتیک، تماشا کرد. شبیه یک تیم شکست ناپذیر بودن، یعنی میتونست اینطور باشه! ༺ Liberté Novels ༻ Name: Mosiyo نام داستان: موسیو Couple: VKook, KookV, NamJin, JinJoon کاپل ها: ویکوک، کوکوی، نامجین، جینجون Romance, Comedy, Criminal, Classic, Full Smut عاشقانه، کمدی، جنایی، کلاسیک، فول اسمات #1 Criminal #1 Smut #1 کلاسیک ■ A Novel by Marishka & Sara ac ■
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 482,038
  • WpVote
    Votes 62,233
  • WpPart
    Parts 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
(GANGSTER) COMPLETED   by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 587,049
  • WpVote
    Votes 56,762
  • WpPart
    Parts 71
جونگکوک بخاطر وابستگی شدیدی که به پدرخونده‌اش کیم تهیونگ داشت، دلش میخواد همه‌جا کنارش باشه حتی تو زندان.
Between Me and You❤️‍🩹 by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 86,903
  • WpVote
    Votes 12,249
  • WpPart
    Parts 35
تیمارستان جایی نیست که هرکسی بتونه توش کار کنه ... اما بیون بکهیون ، روانپزشک ارشد و رئیس بیمارستان روانی "خانه سبز" هرروز صبح با عشق به محل کارش میره و معتقده هیچکاری تو دنیا لذت بخش تر از برگردوندن یک انسان به زندگی نرمالش نیست 🌸 □■□■□■□ -به نظر من تنها کسی که میتونه به بیمار جدیدمون کمک کنه شمایین آقای دکتر -بیماریش تشخیص داده شده ؟ -بله .. اختلال کنترل خشم ! -اسمش چیه ؟ -پارک چانیول ! □■□■□■□ -ماشین من اندازه تانکه ! واقعا چجوری ندیدیش ؟ -عجله داشتم و یه لحظه نگاهمم از جاده برداشتم برای همین ندیدم ... ولی مطمعن باش خسارتش هرچقدر باشه پرداخت میکنم ... فقط کافیه بهم بگی -نمیدونم ... مثلا به اندازه اینکه باهام بیای سر قرار -من گی نیستم ! -باشه مشکلی نیست ... همین که من هستم کافیه ! □■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,Psychology,smut❤️‍🩹 Couple: Vkook,Chanbaek,Secret😏💏🏻 "Complete"🏞
𝗦𝘁𝗼𝗰𝗸𝗵𝗼𝗹𝗺 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 741,145
  • WpVote
    Votes 92,428
  • WpPart
    Parts 33
[Completed] "- این موضوع به تو مربوط نیست جئون. بکش کنار. ارباب کیم با سردی گفت و قلب تهیونگ با وحشت توی سینه اش کوبید‌. اسلحه مشکی توی دست پدرش پر بود و تنها چیزی که بین اون و مرگ ایستاده بود جئون جونگ کوک بود. - اسلحه رو بزار کنار کیم. جونگ کوک با خونسردی گفت و این بار ارباب کیم با عصبانیت فریاد کشید: - بکش کنار عوضی، توی کار من دخالت نکن! اون پسر منه، بخوام می کشم، بخوام آتیشش می زنم! لحظه بعد، انگشت های قوی دور گلوش پیچونده شد و از زمین بلند شد. جونگ کوک در حالی که با خونسردی ترسناکی چشم های آبیشو به چشم های وحشت زده کیم دوخته بود لب زد: - داری ناراحتش می کنی کیم... هیچ کس امگای منو ناراحته نمی کنه و زنده بمونه." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
My Boyfriend Is My Bodyguard 💵 by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 1,034,143
  • WpVote
    Votes 86,570
  • WpPart
    Parts 39
💵دوست پسرم بادیگاردمه💵 جئون جونگکوک ... اون معنی اصلی کلمه بدبخت بود ! از زمانی که بدنیا اومد داشت با مشکلاتی که نمیدونست چرا هیچوقت تموم نمیشن سر و کله میزد و حالا اون اینجا بود ... کجا ؟ خودشم نمیدونست ! یه جایی که احتمالا پایان زندگی نکبت بارشو رقم میزد و باعث میشد اون به دردناک ترین شکل ممکن بمیره □■□■□■□■□■□ -میخوای اول بهم تجاوز کنی بعد بکشیم ؟ -الان قرن بیست و یکه ... کی دیگه همچین کاری میکنه ؟ با چشمای گرد شده داد زد -یعنی فقط بهم تجاوز میکنی ؟ نمیکشیم ؟ □■□■□■□■□■□ -من مخ اینو میزنم ! -شبیه آدمایی نیست که بشه مخشونو زد -باشه .. من میزنم ! -احمق من میگم نمیشه تو میگی میزنم ؟ -من منم ! تو نیستم که ! من اگه بخوام .. میتونم مخشو بزنم ! □■□■□■□■□■□ Story Genre:fiction,fluff,romance,action,smut🥊 Couple:Vkook,Yoonmin,secret🎡🪤 "Completed"⛓️