ıllıllı قُلَّکِ خوکی ıllıllı
~.~
~.~.~
"رفیق... تو واقعا باید روی روش های مخ زدنت کار کنی! میتونستی حداقل قبلش برام یک مشروب بخری!"
"بهتر نیست تعارفات و تشریفاتِ مسخره رو کنار بگذاریم و زودتر بریم سرِ اصل مطلب؟ به هر حال هر چی زودتر به هتلِ برسیم ، وقتِ بیشتری داریم تا بازی های بزرگونه ی بیشتری انجام بدیم... هوم؟"
~.~
~.~.~
ژانر :
( فول سمات / رمنتیک / زندگی روزمره / کمدی / ... )
⚠️این بوک Completed خورده ولی هر از گاهی یک شاتِ جدید درش عاپ میشه که یک داستانِ کاملا جدید از کاراکترها رو برامون تعریف میکنه و در آخر هم با یک پایانِ نسبتا قابل قبول تموم میشه....🚨
(به همین خاطر شاید بهتر باشه بوک رو بعد از خووندن، توی ریدینگ لیست هاتون نگه دارید ♡ )
کاپل(ها) :
اصلی ◀ تهکوک
فرعی ◀ نامشخص
مسئله سکس نیست! ::::....
اونها، دو تا بیمار جنسی بودند...
و فکر میکردند هیچ چیز ممکن نیست از سکس اونها جذاب تر باشه!
ولی حالا هیچ چیز اونطور که فکر میکردند پیش نرفته بود....
و داستانی که خیلی وقت پیش فکر میکردند قراره دَرِش "همه چیز درباره ی سکس باشه" ، حالا به همه شون فهمونده بود که "مسئله هیچوقت سکس نبوده!"
~°~°~°~
ژانر :
( روانشناسی جنسی / سمات / فاکینگ کمدی / رمنتیک / درام / اکشن / ... )
کاپلز :
اصلی ◀ یونمین - تهکوک
فرعی ◀ نامجین
تهیونگ، امگاییه که تو یه خانواده ی متعصب به دنیا اومده
یه روز که داره از مدرسه بر میگرده مزاحمتی براش ایجاد میشه و بعد از اون به خاطر حرفایی که پشتش میزنن به انتخاب خانوادش با سوجون آلفایی از یک خانواده ی اصیل ازدواج میکنه ولی بعد از چند سال به خاطر بچه دار نشدنش از سوجون جدا میشه و برای گذران زندگیش توی یک مهدکودک مشغول به کار میشه که اونجا با داییه یکی از بچه ها آشنا میشه....
جونگکوک آلفا و دکتر موفقی که عاشق میتشه ولی به خاطر مریضیه قلبی میتش در عذابه
با من همراه باشین تا با هم داستان زندگی تهیونگ و جونگکوک رو مرور کنیم....
کاپل:کوکوی
ژانر:امگاورس، روز مره، رمنس، فلاف،امپرگ، انگست و اسمات
روز های آپ:جمعه
[ پرستار کیم، فارغالتحصیل شده بهترین دانشگاه آمریکا شروع به مراقبت از پسری ویلچر نشین کرد که نه تنها کم حرف و پررو بود بلکه احترام کوچیکتر بزرگتریهم سرش نمیشد! ]
"رومنس، فلاف، اسمات."
کاپل: کوکوی.
تمام شده.
• من یا اون پیاسفایو لعنتیت؟؟
• لعنت بهش، چرا مجبورم میکنی انتخاب کنم آخه؟؟
انگار جونگکوک هنوز نفهمیده که فاکینگ هفت ساعت تمام، توی اولین سالگرد ازدواجشون با پیاسفایو بازی کرده و کاملا تهیونگ رو از یاد برده.
ژانر: داستان کوتاه ، عاشقانه، درام، هپی اند.
"پارت ها نسبتاً کوتاهن"
تهیونگی که کنار خانوادش خوشبخت و خوشحاله و به زودی قراره با بوگوم، پسر دوست پدرش ازدواج کنه
چی میشه اگه که یه شب توی یک چشم بهم زدن تمام خانواده ش بمیرن و فقط اون زنده بمونه!...
تهیونگ پسری که از همه چی فارغه و بزرگترین آرزوش ازدواج با بوگومه ولی یه شب زلزله میاد و تمام خانوادش میمرن و بعد از این اتفاق با وکیلی به نام جونگکوک آشنا میشه
کتاب برگرفته از یک رمان است...
کاپل: کوکوی و باقی کاپل ها تو فیک مشخص میشن
ژانر، فلاف، روزمره، انگست،رمنس، اسمات، هپی اند
روز های آپ: احتمالا جمعه ها!...
قرار گذاشتن با انیگمایی که با سوراخ نصف آلفاهای سئول خاطره داشت، موضوع قابلپذیرشی برای امگای هجده ساله نبود؛ اما تهیونگ نمیتونست درخواست همسایهی مهربونش رو مبنابر بر آشنایی با پسرش رد کنه، پس قبول کرد تا با اون مرد قرار بذاره و حتی روحش هم خبر نداشت که این یک قرار، به مراتب بیشتر و بیشتر و درنهایت باعث ایجاد شرطبندیای میشه که هر دو رو وارد بازیِ جدیدی از احساسات میکنه.
ژانر: امگاورس، رومنس، برشی از زندگی، اسمات
کاپل: کوکوی
[ تمام شده ] جونگکوک بعد از 6 سال دیگه تحمل نداره عشقش به تهیونگ رو توی قلبش نگه داره...
اسم داستان: Little Boy [ لیتل بوی ]
کاپل اصلی: Kookv
ژانر: عاشقانه | درام | لیتل
◾️مینی فیک◾️
وضعیت: پایان یافته❤️
جئون جونگکوک سارق چیرهدستی که به نظر احمق میاد به خواسته خودش دستگیر میشه و وبه زندان میره، و اونجا امپراطوری خودش رو برپا میکنه، چطوری؟ قطعا همهی زندانی ها به گنده ترین سارق کره احترام میگذارند!
البته بجز یک نفر! کیم تهیونگ رئیس باند قاچاقی که برخلاف میلش دستگیر شده و در تلاشه که یه جوری از زندان بیرون بره... تهیونگ یک عمر به باند خودش که بعضیهاشون توی زندان همراهش اند دستور داده و براش سخته زیر سلطهی یه دزد احمق بره!
🔞💲👣🕷
کاپل های فیک به ترتیب: تهکوک، نامجین، یونمین هستند
#action #fanfiction #taekook #vkook #mafia # smot #mystery