در حال خواندن
10 stories
Lying Star by NaNa2000b
NaNa2000b
  • WpView
    Reads 210
  • WpVote
    Votes 35
  • WpPart
    Parts 8
تلو تلو خوران توی خیابونا قدم میزد. بخاطر بارون کل لباس هاش خیس شده بود ولی کی اهمیت می‌داد؟ چان فاصله ای با گریه کردن نداشت،شایدم خیلی وقته داره گریه میکنه ولی خودش متوجه نشده‌. -ستاره ی من.‌.‌. Couple:chanmin,minsung,hyunlix,changin Gener:crime,tragedy,mystery,smut
priest | chanho by ItIs_Kaya
ItIs_Kaya
  • WpView
    Reads 6,778
  • WpVote
    Votes 1,458
  • WpPart
    Parts 11
‏"خداوند انسان را با میل به همجنس بازی خلق نکرده است. کتاب مقدس به ما میگوید که بخاطر گناه است که شخصی همجنس باز میشود" با گفتن این جمله، موعظه رو به پایان رسوند و بدون مکث، به فضای تاریک پشت محراب رفت و به دیوار تکیه زد، تمام مدت بین حاضرین چشم چرخونده بود، اثری از ‏حضور "اون مرد" نبود، از سر آسودگی دم عمیقی گرفت اما بازدمش رو با شنیدن صدای قدم‌های محکم هر یکشنبه فراموش کرد! راهروی تاریک با سقف بلندش صدا رو به خوبی انعکاس میداد:«یه چیزی رو می‌دونی پدر لی؟!» کاملا به کشیش نزدیک شد، نوار سفید رنگ رو از بین یقه‌اش بیرون کشید و زمین انداخت ‏:«پشیمونم که امروز اینجا منتظرت بودم، کاش علاوه بر شنیدن صدات چهره‌ات رو هم میدیدم!» چونه کشیش رو گرفت و سرش رو انقدر سریع بالا آورد که صدای مهره گردنش شنیده شد:«چون دوست دارم بدونم بعد از اتفاقی که امروز قرار بیفته ، برای دوباره گفتن این موعظه‌ها صورتت چه حالتی داره؟!» کاپل: چانهو ژانر: انگست، جنایی، رمنس روز آپ : یکبار در هفته، روز نامشخص
.ᴍʏ ᴡʜɪᴛᴇ ʀᴏꜱᴇ.                                                        (Minsung) by Parallel_2006
Parallel_2006
  • WpView
    Reads 12,737
  • WpVote
    Votes 1,235
  • WpPart
    Parts 15
جیسونگ پسر 22 ساله ای که بعد از تصادفی که تو بچگی داشت دچار اختلالی تو شبکه چشم میشه و توان تشخیص هیچ رنگی جز سفید رو نداره ..... مینهو پسر بی احساس و خشکی که کراش نصف دخترا و پسرای دانشگاس ولی بویی از احساسات نبرده نیاز به یه پاک کننده قوی داره پاک کننده ای به سفیدی روح و قلب جیسونگ ولی سفیدی جیسونگ برای پاک کردن سیاهی روح مینهو کافیه؟! 🦋Coupel:Minsung,Hyunlix 🦋Gener:Romantice,comedy,smut 🦋Writer:The parallel "بازیگر خوبی هستی..." "فکر کردم از سفید متنفری!" "میخوای با احساساتم بازی کنی؟!" "خوبه اگه احساسی پیدا کردی منم بازی..."
🧛🏻‍�♂️a real manhwa🧛🏻‍♂️                          [کامل شده] by layboom
layboom
  • WpView
    Reads 34,097
  • WpVote
    Votes 5,258
  • WpPart
    Parts 20
🧛🏻‍♂️A real manhwa🧛🏻‍♂️ "یه مانهوای واقعی" نویسند: boom ژانر: رومنس، اسمات، فلاف، فانتزی، سوپرنچرال، طنز، ددی کینک، هپی اندینگ،... کاپل: چانلیکس روزهای آپ: سه شنبه‌ها همیشه فکر میکردم موجودات تخیلی یه جایی تو یه دنیای دیگه زندگی میکنن، مطمئن بودم چون دوسشون داشتم. تا اینکه یه روزی وارد خونه‌ای شدم که نباید و چیزایی فهمیدم که باعث شد تمام ذهنیتم در موردشون تغییر کنه. اون روز دوست پسر جذابم که دست بر قضا یه بابای مهربونم بود بهم تاکید کرد که برای مراقبت از بچه کوچولوش نرم خونش، چندین بار هم تاکید کرد و خیلی قاطع منو از رفتن به خونه منع کرد ولی از اون جایی که من یه دانشجوی معمولی بدشانس بودم پروژه‌ی کوفتیمو تو خونه‌اش جا گذاشته بودم. واقعا با خودم فکر میکردم قرار نیست اتفاق خاصی بیوفته، نهایتش میخواستن منو سورپرایز کنن، بخاطر همینم نمی‌خواستن برم خونه. هیچ وقت از سرم این موضوع حتی رد هم نمیشد که وقتی وارد پذیرایی شم با موجود کوچولویی روبرو شم که دندوناشو برام تیز کرده و برای خون بدبختم نقشه می‌کشه. اون واقعا تیونگ بود؟! کوچولویی که منو پاپای شماره‌ی دو صدا میزد و لپامو میبوسید؟! با گیجی سرم رو کج کردم و دقیق نگاهش کردم. چرا حس میکردم درست وسط مانهوایی ایستادم که قرار بود نقش فرعیش توسط یه نیمچه خ
𝑩𝒖𝒍𝒍𝒚 by NikoVasilievich
NikoVasilievich
  • WpView
    Reads 88
  • WpVote
    Votes 10
  • WpPart
    Parts 4
+ من همیشه آسون ترین و لذید ترین طعمه ی آدم های قلدر بودم. کمکم کن. من دیگه بهونه ای ندارم! - چی به من می رسه؟ صدای مرد در عین آروم بودن، سرمایی داشت که لرز به تن‌ش می‌انداخت. هیچ‌وقت به اینجاش فکر نکرده بود، چه چیزی برای عرضه داشت؟ **************************** **************************** لعنت به زندگی، خدا ازش می خواست جلوی خودش رو بگیره و همچین مجسمه ی دوست داشتنی رو نبوسه؟ + می تونم؟ - بهت... وویونگ اجازه نداد پسر حرفی به زبون بیاره، خم شد و بوسه ی کوتاهی روی لب های نیمه باز یوسانگ نشوند. پسر خشک شده حرفش رو ادامه داد + ره برای بدست اوردنم تلاش کنی... با هرکلمه ای که به زبون می اورد، صداش تحلیل می رفت تا در آخر لب هاش بهم دوخته شد. یوسانگ خجالت زده نگاهش رو دزدید، وویونگ لعنتی! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐒𝐜𝐡𝐨𝐨𝐥 𝐋𝐢𝐟𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐖𝐨𝐨𝐒𝐚𝐧𝐠