tani_56's Reading List
16 stories
❥Black‌LotusNovel  by Yejaydor
Yejaydor
  • WpView
    Reads 5,099
  • WpVote
    Votes 823
  • WpPart
    Parts 55
❥❥ ❥❥❥Black Lotus Novel's Title: 霸总前夫说我是黑莲花 Genre: Drama, Smut, BL Translator: Yejaydor 246 Chapters + 19 Extras ( Completed ) ترجمه انگلیسی هنوز کامل نیس 'رمان لوتوس سیاه' **خلاصه** ون نیان نان در این سه سالی که با گو یانشنگ ازدواج کرده بود، این جمله رو بارها شنیده بود «دیگه طاقت ریاکاریت رو ندارم!» از زمان عروسیشون، لحظه‌ای که گو یان‌شنگ درست جلوی چشم‌ همه شراب روی سرش خالی کرد، فهمید که نمی‌تونه چیزی بیشتری ازش بخواد. «توافق نامه طلاق رو امضا کن گمشو!» با این حال، تنها چند ماه بعد از طلاقشون، گو یان‌شنگ، همراه با چند تا بادیگارد، به زور وارد اتاقش شد. «نیان نان، تو فوق‌العاده‌ایی! بهتره وقت تلف نکنیم و باهام برگردی خونه، باشه؟» «رئیس گو، یادت رفته که ما قبلاً طلاق گرفتیم؟» «در این صورت می‌تونیم دوباره ازدواج کنیم! اما این دفعه، من کسی هستم که دنبالته.» گو یان‌شنگ، تو زندگی خوبی داری و به چیزی که می‌خواستی رسیدی، اما احساسات من رو هم در نظر گرفتی؟ چه اتفاقی براشون می افته؟ می تونن رابطه خودشون از نو شروع کنن؟ یا همه چیز تموم میشه؟ ─────────────
ᬉ𝐒𝐚𝐟𝐞 𝐝𝐢𝐬𝐭𝐚𝐧𝐜𝐞 [Vers] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 4,703
  • WpVote
    Votes 1,034
  • WpPart
    Parts 8
زندگی برای دو انیگما که خارج از چهارچوب قوانین جهان با هم در رابطه‌ای عاطفی بودن، مملو از چالش بود. چالش‌هایی ریز و درشت که روزگاری زندگی یکنواخت و آرومشون رو تحت‌الشعاع قرار داد. 𝀤𝀤𝀤 «سیگارت رو، روی قلبم خاموش کن؛ ولی من رو با کلماتت نسوزون کانای.» «اصلاً من رو پناه خودت می‌دیدی، جونگ‌کوک؟ تو اصلاً من رو می‌دیدی؟» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Safe Distance ༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Enigma×Enigma, Angst, Romance, Smut ✤Couple: Kookv/Vkook(Vers) Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
𝗗𝗼���𝗺𝗶𝗻𝗮𝗻𝘁 𝗢𝗺𝗲𝗴𝗮🐺༢  by ItcRhw
ItcRhw
  • WpView
    Reads 72,018
  • WpVote
    Votes 10,227
  • WpPart
    Parts 30
- 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 - 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖠𝗋𝗋𝖺𝗇𝗀𝖾𝖽 𝖬𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍 جونگ‌کوک تنها امگای خاندان آلفامحور جئون و ننگ خانواده‌ش، برای حفظ اعتبارش مجبور می‌شه با تهیونگ، یه امگای سنتی و مطیع‌، ازدواج کنه و کاری غیرممکن انجام بده: تهیونگ رو حامله کنه و یه وارث آلفا بیاره! حالا دو امگایی که هیچ شباهتی به‌هم ندارن توی یه ازدواج اجباری گیر افتادن . . . 𝖨'𝗆 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗋𝖾𝗌𝗉𝗈𝗇𝗌𝗂𝖻𝗅𝖾 𝖿𝗈𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝗧𝗿𝗮𝗻𝘀𝗹𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻!
Gone With The Sea by vievhen
vievhen
  • WpView
    Reads 80,499
  • WpVote
    Votes 19,694
  • WpPart
    Parts 21
بابام یه ماهی فروش بود که بوی گند لباسش اجازه نمیداد شب ها تن برهنه مادرم رو در آغوش بکشه،یا بوسه خوش آمد من رو برای بعد از کار داشته باشه. این شد که یه روز وقتی پدرم احساس کرد به اندازه کافی برای «داشتن » بزرگ شدم دستشو رو شونه هام گذاشت و زمزمه کرد "نقاش شو پسرم، و تن برهنه اون کسی که دوسش داری رو ثبت کن ،ماهی فروش ها حق عاشق شدن ندارند" اما من دیدمش،یه جایی میون جسد هزاران ماهی. (چانبک)
♤ Desdemona ♤ by Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Reads 38,921
  • WpVote
    Votes 6,459
  • WpPart
    Parts 25
دو خانواده مافیایی که به خون هم تشنه ان و برای کشتن همدیگه لحظه شماری میکنن .. چانیول آلفای خانواده نیکولایچ ، از یه پدر صربستانی و مادر کره ای و بکهیون امگای خانواده بیون ... این دو نفر هیچوقت فکرنمیکردن وسط دشمنی که خانواده هاشون باهم دارن ؛ عاشق همدیگه بشن . قرار های یواشکی همراه با ترس و لرز ؛ بوسه و لمس های سریع وسط مهمونی های بزرگ و دور از چشم بقیه ، کادوهایی که از سر ترس قایم میشدن ، تعصبی که روی همدیگه داشتن ، سرانجام همه اینا به یه ازدواج پنهانی منجر شد ‌. ولی هیچکدوم نمیدونستن که عشق و ازدواجشون قراره یه جنگ بزرگ بین دو خانواده رو شروع کنه . ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ♤ ʜᴜɴʜᴀɴ ♧ ᴋʀɪꜱʜᴏ♡ ɢᴇɴʀᴇ : ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ , ᴍᴀꜰɪᴀ , ᴍᴘᴇʀɢ , ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ , ꜱᴍᴜᴛ ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
پیرامون گوزن‌ و کلاغ‌ها. چانهو | chanho by urtomay
urtomay
  • WpView
    Reads 87
  • WpVote
    Votes 15
  • WpPart
    Parts 2
نه آسمان و نه جوی‌بار غرب‌زده؛ تشنگی خون‌آلود یک پدر را دفن نمی‌کنند. در وصف او و اطرافش جوهر را بر صفحات می‌کشم و میان همین ورق‌ها، بوسه‌های آلوده به کثیفی هنر و ادبیات یک قتل را به تصویر می‌کشیم. نویسندگان پس از مرگ زنده‌اند و مقتولان؛ در لحظه‌ی افول. روایت یک نویسنده‌ی گم‌گشته که کورکوانه در اقیانوس کوته یک قصه می‌افتد، بر شغلش کمی عشق می‌پاشد و تا کجا، هر دویشان را پایین می‌کشد.
🌵Wanderlust🌵 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 18,871
  • WpVote
    Votes 5,560
  • WpPart
    Parts 5
🥀 [ • خلاصه داستان • ] 🥀 شناختن یکی چقدر زمان میبره؟ یه ماه؟ چندسال؟ وقتی با تمام وجود تشنه شناخت یکی هستی و فرصتی نداری باید چیکار کرد؟ بکهیون یه مستندساز جوونه که همراه تیمش برای ساخت یه مستند درباره تاثیر طوفان‌های بومی امریکا روی زندگی مردم اومده به ایالت متحده. ولی تو یه بدشانسی پاسپورت و ویزاش رو از دست میده و از تیمش جا میمونه و باید تقریبا دوهفته برای گرفتن مدارک جدیدش صبر کنه. ولی این روزها با اشناییش با یه پسر جوون به اسم لوئی که زندگی کولی‌واری داره و تو یه تریلر زندگی میکنه سریع‌تر میگذره و تاثیری روش میذاره که تا همیشه قراره عوضش کنه...🚎 #کامل #چندشاتی 🥀"وقتی پیدات کردم برای اولین بار تو زندگیم خواستم سفر کنم."🥀 🍂"وقتی پیدات کردم برای اولین بار تو زندگیم دلم یه خونه خواست."🍂 🚎 کاپل : چانبک 🚎 ژانر : رمنس.درام.اسمات.انگست 🚎 محدودیت سنی : 18+ 🚎 نویسنده : SilverBunny
 king's royal omega. (امگای سلطنتی پادشاه) by a4w4_fiction
a4w4_fiction
  • WpView
    Reads 17,829
  • WpVote
    Votes 2,511
  • WpPart
    Parts 25
- باید این رو بدونین شاهزاده، اگر این ازدواج‌ رخ بده شما هرگز عشق من رو نخواهید داشت. من هیچ وقت عاشق شما نمیشم. امگا لبخند کمرنگ و تلخی زد اما در قیافه‌اش آرامشی خاص نمایان بود. -‌متوجهم. - و شما اجازه‌ی ورود به اتاق خواب من رو نخواهید داشت. من به شما توی هیت کمک نمیکنم و شما به من توی رات کمکی نمیکنین. گرچه من میتونم وقتم رو با امگاهای دیگه بگذرونم. اما شما نمیتونید با کس دیگری ارتباط داشته باشین. سر تکون داد: متوجهم. نیشخندی واضح روی لب های پادشاه شکل گرفت و آتیش درون چشم هاش شعله ورتر شد. - و این به این معنیه که شما هرگز فرزندی نخواهید داشت. - متوجهم سرورم. چشای آروم و لحن خونسرد امگا اون رو عصبانی میکرد. مطمئن بود امگایی پیدا نمیشه که این شرایط رو به همین سادگی قبول کنه. - متوجهی داری با خودت چیکار می‌کنی امگای جوان؟ وگاس لحن رسمی رو کنار گذاشت و با سری کج به امگایی که داشت با دستای خودش آیندش رو خراب میکرد چشم دوخت. - متوجهی داری چه معامله‌ای با زندگیت میکنی؟ تو هرگز طعم عشق و زندگی معمولی رو نخواهی چشید. تا روزی که بمیری تنها خواهی موند. قیافه‌ی امگا تغیی
Alora by sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Reads 104,882
  • WpVote
    Votes 17,369
  • WpPart
    Parts 39
آلورا ژانر: فانتزی، امگاورس، ازدواج اجباری، رومنس، اسمات🔞 کاپلها: چانبک، هونهان ************************************************ خلاصه: ازدواجی که میتونست دو خانواده رو به هم پیوند بده اونقدر براشون مهم بود که تحت هیچ شرایطی نمیخواستن عقب بکشن. به همین خاطر زمانی که دختر بتای آقای بیون یک روز قبل از مراسم ازدواجی که از پیش براش تعیین شده بود فرار کرد، بیون بکهیون، پسر بیچاره و امگای اون خانواده مجبور شد به جای خواهرش در جایگاه قرار بگیره و با تن دادن به ازدواج با پسر عجیب و مرموز آلفای خانواده‌ی پارک، خانواده‌ی خودش رو از رسوایی و خطر ورشکستگی نجات بده. بکهیون امگای بیست ساله و خوش اخلاقی که ماه های آخر کارآموزیش رو در یکی از کمپانی های تفریحی بزرگ کره میگذروند هیچ زمان فکرش رو نمیکرد که فقط چند روز قبل از دبیو به عنوان آیدل نسل جدید کیپاپ مجبور شه پا به زندگی مردی بذاره که باعث نابودی رویاهاش شده بود. مردی که حالا اون رو به عنوان یک هیولا میدید. هیولایی به اسم پارک چانیول... ******************* 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
•• Supreme ••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 694,865
  • WpVote
    Votes 161,135
  • WpPart
    Parts 115
آلفاها همیشه نژاد برتر بودن. این یه اصل بود. همه این رو می‌دونستن. اما اگه این جایگاه همیشگی توسط یه نژاد دیگه تکون بخوره دنیا چه شکلی میشه؟ ♟ • فیکشن : #Supreme ♟ • کاپل‌ها : چانبک.ویکوک.کایسو ♟ • ژانر: امگاورس. درام. رمنس ♟ • محدودیت سنی : 🔞 ♟ • نویسنده : @SilverBunny 🐰