naziiiiiso
- Membaca 4,284
- Vote 427
- Bab 5
نام : با همدیگه !
کاپل : ویکوک
فرعی : نامجین ، یونمین
ژانر : رمنس ، انگست ، پلیسی ، مافیایی ، کمی کمدی ، جنایی ، مدرسه ای
خلاصه :
جونگ کوک ، پسر ۱۶ ساله ای که بدلیل داشتن یه قلب ضعیف ، زندگی همیشه براش سخت پیش میرفت . داستان از اونجایی شروع میشه که جونگ کوک بلاخره میتونه خانوادشو راضی کنه تا به شهری که عموش با خانوادش زندگی میکنه بره و تا پایان دبیرستان اونجا بمونه ...
همه چی تو زندگی کوک یکنواخت و نسبتا آروم بود ... البته تا زمانیکه سرو کله ی کیم فاکینگ تهیونگ پیدا نشده بود ؟!
قسمتی از فیک :
... به آسمون خیره شدن ... ستاره ها اونشب خیلی زیبا بودن . تهیونگ دست کوک رو بین حصار دستاش گیر انداخت_کوک
کوک 'هومی' کرد . تهیونگ دست کوک رو فشرد و گفت_بیا تا آخر عمرمون با همدیگه باشیم ...
کوک نگاهشو از آسمون گرفت و به کهکشان چشمای تهیونگ داد_تا آخر عمرمون باهمدیگه بمونیم ؟
تهیونگ لبخند زد_ آره ... باهمدیگه !