Unread
58 stories
Your Shiny Eyes [FULL]  by Zazar_96
Zazar_96
  • WpView
    Reads 71,698
  • WpVote
    Votes 14,292
  • WpPart
    Parts 46
اسم:چشمان درخشان تو کاپل:سکای، کریسیول ژانر:رمنس، انگست، ددی کینک، اسمات نویسنده:هیلدا چنل: AmorFiction خلاصه: اوه سهون 32ساله رئیس یه شرکت بزرگ هر روز که به شرکت میاد با یه پسر17ساله کیوت که اصرار داره بهش علاقمنده مواجه میشه که ازش میخواد باهم یه رابطه عاشقانه رو تجربه کنن. تفاوت سنی زیادشون میتونه مانعی باشه برای رد کردن اون پسر کوچولو یا بالأخره کیم جونگین با پافشاری میتونه آجوشی مورد علاقشو راضی به شروع یه رابطه‌ی عجیب بکنه؟!
༻Fᴀᴅᴇᴅ Fᴀɴᴛᴀsʏ by downtodust
downtodust
  • WpView
    Reads 28,321
  • WpVote
    Votes 6,002
  • WpPart
    Parts 72
پـــایـــــان یــــافـــتـــــــــــه فصــل ۱ : رویــایـ بی رنگـــ فصــل ۲ : آرزویـم همه تــــو فصــل ۳: آوانـــــگــــــارد درجه سنی R☠ اینتــــــرو فصــل ۱: از اینکه فردا صبح رد انگشتای بلند و خوش تراش چانیولو مثه یه چوکر دور گردنش ببینه لذت میبرد... حتی گاهی چند دقیقه جلوی آینه می ایستاد و از نگاه کردن به چوکر جدیدش دوباره داغ میشد. اینتــــــرو فصــل ۲: بکهیون قاتلیه که از بچگی برای کشتن آموز دیده. همیشه یه قاتل بی رحم بوده... همیشه... تا قبل ازینکه پارک رو ببینه و بعدش به یه قاتل عاشق تبدیل بشه. اینتــــــرو فصــل ۳: "قبل ازینکه کاملا بمیره... چند لحظه فریاد زدن و گریه کردن رو متوقف کرد و با چشم های وحشت زده بهم نگاه کرد‌. صورتش سفید میشد... لب های کبودشو تکون داد اما به جای کلمات فقط خون بیرون ریخت. وقتی که هنوز در مورد مردنش مطمئن نبودم، از گوشه چشمش یه قطره اشک روی ساعدم چکید و من بعدا روش سیگارمو خاموش کردم تا جاشو گم نکنم." تریگر وارنیـــنگ: صحنه‌ی‌قتل خونریزی خشونت غم‌انگیز اسلحه و ابزار قتل خشونت کلامی آخریـــــــــن وارن: این فیکشن شامل محتوای خشونت آمیز است و بر اساس واقعیت نوشته شده، واقعیت های ذهن نویسنده.
Serendipity ~🍀 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 385,702
  • WpVote
    Votes 119,694
  • WpPart
    Parts 54
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿 بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش می‌کرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گل‌فروشی کوچیکش رو باز می‌کرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهایی‌هاش میداد. ولی تمام نقشه‌های بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گل‌فروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون می‌خواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بی‌حسی یه جورایی بهتر بود نه؟ 🪴 -امیدوارم اقامت جهنمی‌ای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید. 🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونه‌ی تو و فکر کنم خوشحالم بشم. 💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم می‌تونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان می‌برید چون... باید بخونید که بفهمید نمی‌تونم توضیح بدم 😂❣️ 🪴 • فیکشن : #Serendipity 🪴 • کاپل‌ها : چانبک 🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره 🪴 • محدودیت سنی : 🔞 🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰
Angels of satan by diana_lza
diana_lza
  • WpView
    Reads 200,093
  • WpVote
    Votes 40,556
  • WpPart
    Parts 71
Season one[Completed✅] Season two[ on going ] •اسم:فرشتگانِ شیطان •خلاصه:پارک چانیول تک فرزند قدرتمندترین مافیای کره و آسیا از وقتی که به دنیا اومد فهمید برای زنده موندن توی دنیای تاریکی که متولد شده برای حفاظت از خودش باید ظالم باشه و فقط با حس انتقام و تنفر خودش رو خفه کنه.بیون بکهیون پسر نوزده ساله ای که عضو نوابغ کره است،با پیدا کردن رمز اون معمای جهانی"غار"بار دیگه قرار بود به مردمش ثابت کنه که لیاقت داشتن لقب نابغه کره رو داره.روزی که قرار بود چهره این نابغه توسط رسانه ها جهانی بشه توسط گروهی به اسم "فرشتگانِ شیطان"ربوده میشه!...ولی اگه بکهیون همون فردی که همه فکر میکنن نباشه چی؟ •ژانر:خشن،اسمات،جنایی،رمنس،انگست •کاپل:چانبک •رده سنی:+18 •پ ن:از اون فیک هایی نیست که چان کلی به بکهیون تجاوز کنه بکهیون اخرش عاشقش بشه.همه چیزش برنامه ریزی شده و کلیشه ای نیست.به داستان اجازه بدین تا براتون هنرنمایی بکنه! Best on 1 #exo 1 #chanbaek 1 #chanyeol 1 #baekhyun 1 #kaisoo 1 #kai 1 #do 1 #hunhan 1 #luhan 1 #sehun 1 #baek 1 #xiumin
𑁍᪥Spiraea𑁍᪥ by fujinsasha
fujinsasha
  • WpView
    Reads 139,107
  • WpVote
    Votes 25,947
  • WpPart
    Parts 54
بکهیون علی‌رغم سختی‌ها امگای خوشبختی بود. تو یه محله قدیمی و صمیمی به همراه برادر کوچیک‌ترش زندگی میکرد و توی زندگیش فقط دنبال یک چیز بود، آرامش. منتظر بود آلفایی که از نوجوونی به‌همدیگه علاقه داشتن بهش پیشنهاد بده تا جورچین خوشبختی ناچیزش، کامل بشه. ولی همه‌چیز شروع به دگرگونی کرد و به ویرانی رسید وقتی رفتار نامزدش عجیب شد و سروکله آلفایی با عطر سدار لبنانی تو زندگیش پیدا شد... . . ‌. اسم: اسپیریا᪥𑁍 کاپل‌ها: چانبک، هونهان، چانگمین&تهیانگ ژانر: امگاورس، رومنس، درام، مافیایی (محدودیت سنی +18🔞) نویسنده: #SASHA
° ᴍɪ ᴘᴀᴢ ° (kaihun-sekai) by rira_drk
rira_drk
  • WpView
    Reads 50,207
  • WpVote
    Votes 10,385
  • WpPart
    Parts 44
[complete] + "اسپانیایی ها یه اصطلاح دارن، بهش میگن 'mi paz'... به معنی آرامش ابدی... وقتی حس می‌کنی یه نفر برای تمام عمرت کافیه و می‌تونه تا پایان زندگیت برات یه آرامشی ابدی باشه...و تو... تو "می پاز" منی سهون!" + "مهم نیست الهه ی ماهِ لعنتی تو رو به عنوان جفت خواهرم درنظر گرفته... من تو رو به هیچ کسی نمی‌دم هون..." " تو سهم من از آرامشی :) " .. « کاپل : کایهون - سکای (ورس) » « ژانر : رمنس، امگاورس، اسمات »
Bathory Yixing by TheKimZhang
TheKimZhang
  • WpView
    Reads 6,494
  • WpVote
    Votes 1,635
  • WpPart
    Parts 18
•~哟' By Kim Zhang •~哟' Bathory Yixing -Descendant Of Countess Blood- •~哟' Sulay -Layho- •~哟' Happy End •~哟' Vampire, Romance, Smut, Fantasy, Nc‌1‌8 •~哟' Start: 99,06,21 •~哟' End: 99,08,12 •~哟' Personage: Yixing, Junmyeon •~哟' Parts: 16 •~ باتوری جانگ ییشینگ. نواده ی الیزابت باتوری خوناشام صد ساله ای که انتقام مادربزرگش رو از تمومی مخالفان و کسایی که بهش ظلم کردن رو میگیره. چی میشه اگه اشتباه کرده باشه و فقط چندصد بیگناه رو عذاب داده و کشته باشه؟ این چیزیه که جونمیون یکی از زندانی های عمارت جانگ میخواد به ییشینگ بفهمونه.. •~ Completed ~• این فیک به احتمال خیلی زیاد بعدا بازنویسی میشه. طولانی تر و با قلمی بهتر مینویسمش و فصل دوم هم داره. اگه خواستین بخونین لطفا منتظر باشین. همینجا آپ میشه.
History of love  by sahar_assar
sahar_assar
  • WpView
    Reads 34,360
  • WpVote
    Votes 6,233
  • WpPart
    Parts 34
عشق در میان جنگ ؟!... میان بمب و باروت ؟ میان کلی ارتشی و آدم های استریت ؟ چیزه عجیبه اما عشق این حرفا حالیش نمیشه! وقتی ب وجود میاد از بین بردنش کاملا نشدنیه...! شاید کمی فراموش بشه اونم کمی نه کلا ! شاید حتی بشه که خودت رو بزنی ب بی خیالی و بهش توجه نکنی ، انکارش کنی! اما هیچوقت فراموش نمیشه! هیچوقت از بین نمیره... مگر اینکه ضربه بخوری ازش... شکست بخوری و اون موقعس که تبدیل میشه ب نفرت... و حالا بهتره بگیم امان از روزیی که این عشق ، تو این دوران و تو این زمان به وجود میاد...! #Complete #Sekai #Chanbaek #Vkook #Mewgulf #Krisho @Sahar_assar تمام شده ✅
ᴘʀᴇᴛᴇɴᴅᶠᵘˡˡ by mellirora
mellirora
  • WpView
    Reads 5,877
  • WpVote
    Votes 1,196
  • WpPart
    Parts 4
"پایان یافته" نُه سال گذشت و همچنان همون احمق های باهوش موندیم... همون دو نفری که فریب دادن همدیگه رو، توی یکی از شب های نسبتا سرد اول سال شروع کردند. من به دوست داشته شدن تظاهر کردم و جونگین، به دوست داشتن.. pretend [verb]: رفتار کردن به گونه‌ای که انگار چیزی درست است در حالی که در واقع می دانید که اینطور نیست. ᶜᵒᵘᵖˡᵉ ˢᵉᵏᵃⁱ ᴳᵉⁿʳᵉ ʳᵒᵐᵃⁿᶜᵉ ᵃⁿᵍˢᵗ این چندشاتی، اولین داستان منه. ضعف‌هاش رو پای کم تجربگی من بذارید نه بی‌احترامی به خودتون به عنوان مخاطب.♡
Rᴇᴘʟᴀᴄᴇᴍᴇɴᴛ🎨Sᴇᴋᴀɪ🎨جایگـزین-Full by Diyaan93
Diyaan93
  • WpView
    Reads 10,676
  • WpVote
    Votes 1,964
  • WpPart
    Parts 8
‌‍ 💠̶C̶̶ᴏ̶̶ᴜ̶̶ᴘ̶̶ʟ̶̶ᴇ̶̶s̶ : ‌sᴇᴋᴀɪ🔹ʜᴜɴʜᴀɴ🔹ᴋʀɪsʜᴀɴ 💠̶G̶̶ᴇ̶̶ɴ̶̶ʀ̶̶ᴇ̶̶ ̶: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ🔸ᴅʀᴀᴍ🔸ᴀɴɢsᴛ 📜یک سال تمام بوسیدمش تا راضی شد باهام بخوابه. من گی نبودم اما عاشق اون شده بودم. 1سال بهم فرصت داد تا پشیمون بشم اما حس من به اون خیلی عمیق تر از این بود که بخوام برای چندثانیه درد، بیخیالش بشم. اون مجسمه ی سنگی و بی روح، برای من مثل یه فرشته ی نگهبان بود. برام میخندید، من رو میخندوند و گاهی باهام شوخی میکرد. هرچند خیلی کم. کنترلم میکرد، برام تصمیم میگرفت، باعث دردم میشد، مردونگیم زیر سوال میرفت اما من، همچنان دیوانه وار عاشقش بودم. با تموم این ها من چطور میتونستم مدام باخودم تکرار نکنم که: اون...چرا ترکش کرد...؟؟ و در آخر بعد از 14ماه هنوز به هیچ نتیجه ای نرسیده باشم.