Chamomile-snowdrop's Reading List
64 stories
Raven [ ریوِن] par Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    LECTURES 455,212
  • WpVote
    Votes 70,416
  • WpPart
    Parties 58
-اینقدر استاکم نکن. -اخه تو مال منی، دردونه ی من. ... -دهنتو باز کن پسر خوب... -...ولم...کن... لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش و محکم تر فشورد... -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ... چشم هاش و محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده... -خواهش میکنم...ولم کن... سرشو جلو برد و گونش و با انگشت شصت نوازش کرد... به جنون رسیده بود... -خیلی زیبایی...جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه... ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس/درام /جنایی_مافیا/اسمات/هپی اند ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین... لاویو 🐯🐰
Eros par Yukino_fic
Yukino_fic
  • WpView
    LECTURES 267,649
  • WpVote
    Votes 21,853
  • WpPart
    Parties 49
(vkook) genre: dark romance, angest, action, thriller, smut خلاصه: نوازنده باری که بزرگ ترین قاچاقچی عتیقه استاکرش میشه! میتونه با این موضوع کنار بیاد؟ یا رز های مشکی که هرشب کنار تختش پیدا میشه چی؟ سرنوشت چی براشون رقم میزنه؟... ~~~~~~~~~ _این حرفارو به هرکسی که تعقیبش میکنی میگی؟ _ نه چون تاحالا کسیو اندازه تو نخواستم. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ _ ازم چی‌ میخوای لعنتی!؟ _ خودتو...من تمام وجودتتو میخوام. ~~~~~~~~~~~ _ تو خود شیطانی! _ و تو تنها کسی هستی که این شیطان جلوش زانو میزنه
⌠ Apocalypse¹, vkook ⌡ par Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    LECTURES 107,026
  • WpVote
    Votes 11,821
  • WpPart
    Parties 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ⋄‌ برشی از فیکشن: _تو یه حرومزاده‌ای! _معمولا همکارهات زیاد این واژه رو برامون به‌کار می‌بردن؛ ولی می‌دونی جئون؟ شنیدنش از لب‌های تو خاص‌تره! - _هرکسی جرئت کنه و دستش رو برای مشت زدن به من بالا بیاره، اون رو به زمین می‌کوبم ولی تو جونگکوک... هرچقدر دلت می‌خواد میتونی سیاه و کبودم کنی. من فقط بی‌حرکت می‌شینم و نگاهت می‌کنم، همین...! - _این وقت شب تنهایی کجا رفتی؟ میخوای مثل یه ویرانگر شهر رو دوباره خاکستر کنی؟ _من یه شکارچی‌ام که داره توی تاریکی دنبال شکار می‌گرده؛ ولی طعمه خودش اینجاست! - کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، رمنس، مهیج، رقابتی، هارش، اسمات‼️ وضعیت آپ↵ فصل اول - کامل شده
Freesia  [vkook] par Aivavk
Aivavk
  • WpView
    LECTURES 125,611
  • WpVote
    Votes 17,131
  • WpPart
    Parties 30
جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... t.me:Aivavk تایم آپ: چهارشنبه ها ، منظم نیست!
Break my spell [Yoonmin]~|completed  par R_BlueWriter
R_BlueWriter
  • WpView
    LECTURES 5,410
  • WpVote
    Votes 1,100
  • WpPart
    Parties 4
↴ేخلاصه کسی پیدا بشه که عاشق پسر دریاییش بشه؟ بهش عشق بورزه و دوستش داشته باشه؟ یا مثل پرنسس های دیزنی با بوسه ای کلیشه ای طلسم یونگی رو بشکنه؟! جیمین قسم میخورد که سرب داغ روی لب های اون شخص می ریخت! هیچکس حق نداشت پسر دریاییش رو ببوسه! خودش رو درک نمیکرد اما اون یونگی رو برای خودش میدونست. یونگی برای اون بود. نه هیچکس دیگه! هم یونگی و هم نهنگش متعلق به خودش بود. اصلا هر چیزی که به اون پسر ربط داشت مال خودش بود! ~*داستانی کوتاه جهت ساخت حس خوب و اکلیلی*~ *~*~*~*~*~*~* 🌊ే نام ⪼ 『طلسم مرا بشکن -- Break my spell』 🐋ే کاپل ⪼ یونمین 💠ే ژانر ⪼ رمنس، فانتزی، چند قاشق فلاف 🖋ే نویسنده ⪼ بلو رایتر 💎ే وضعیت ⪼ پایان یافته
WE WERE ALONE| KOOKV par imcalix_
imcalix_
  • WpView
    LECTURES 24,242
  • WpVote
    Votes 2,271
  • WpPart
    Parties 9
-Completed ما تنها بودیم ☔ جونگکوک و تهیونگ بعد از پنج سال رابطه، از هم جدا می‌شن و حالا جونگکوک سعی داره توی هفت روز دوباره دل تهیونگ رو به دست بیاره. آیا می‌تونن دوباره به هم برگردن!؟ بخشی از فیک: _من واقعا... دوست ندارم اینجوری ببینمت لاو. دوست ندارم که پیش من نباشی و من نتونم باهات حرف بزنم. من واقعا دلم میخواد که دوباره لمست کنم تهیونگ. جونگکوک گفت و تهیونگ برای لحظه‌ی کوتاهی هر چیزی که در گذشته وجود داشت رو فراموش کرد. دوست داشت که انجامش بده. دوست داشت که جونگکوک انجامش بده و لمسش بکنه. می‌خواست که واقعا جونگکوک انجامش بده اما نمی‌تونست. نمی‌تونست به این راحتی جونگکوک رو ببخشه. هنوز چیزهای زیادی وجود داشت که تهیونگ نیاز داشت جونگکوک رو بابتش ببخشه. حتی اگه الان تمام وجودش فریاد می‌زد که جونگکوک رو لمس بکنه اما نمی‌خواست که انجامش بده. اون باید به خودشون زمان بیشتری می‌داد: _چرا اون زمان که بهش نیاز داشتم انجامش ندادی!؟ Fic name: ما تنها بودیم Couples: کوکوی Genres: +18 ،درام، انگست، رمنس Writer:Calix
𝘍𝘳𝘪𝘦𝘯𝘥𝘴 /𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬 ( 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 ) par hailxie
hailxie
  • WpView
    LECTURES 702,656
  • WpVote
    Votes 98,498
  • WpPart
    Parties 56
یه آپارتمان داغون، دو تا پسر • Written by @keeruushii '
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒᵒᵏ par AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    LECTURES 380,147
  • WpVote
    Votes 47,228
  • WpPart
    Parties 34
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403
fiction kookv"vkook par Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    LECTURES 145,612
  • WpVote
    Votes 6,492
  • WpPart
    Parties 18
این بوک پایان نداره... انواع مینی فیک فول اسمات از تهکوک و کوکوی و ... ژانر ها و کاپل اول هر فیکیشن نوشته میشه.‌‌.. اگر ایده ی داشتین با کمال میل مینویسم... ... قبل از اپ شدن در اینجا، در چنل اپ میشه... kookv_life@ ... خوشحالم میکنین با حمایت های قشنگتون. لاویو♡
💎Crystalline💎 par Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    LECTURES 1,464,522
  • WpVote
    Votes 176,223
  • WpPart
    Parties 99
زمانی فهمیدم یک گناه‌کارم که به امگا بودنم پی‌بردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگ‌ترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانواده‌م به گناه‌کار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اون‌هایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟ پ-ج ____________ زمین می‌چرخه، مرزها می‌شکنن، آدما عوض می‌شن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو این‌کارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الهه‌ی ماه بهم اعطا کرده می‌مونم‌. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من! م_ی 💎کاپل اصلی:یونمین 💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس) (پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:)) 💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس (به گفته‌ی خواننده‌ها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!) [Completed]