'Reading List
11 story
Lithium ni yoonminer_ir
yoonminer_ir
  • WpView
    MGA BUMASA 784
  • WpVote
    Mga Boto 138
  • WpPart
    Mga Parte 9
جیمین، پسری ۱۸ ساله و پر جنب و جوش که برای سال هاس در لس آنجلس زندگی میکنه، روزی تصمیم‌ میگیره به یکی از بتل های اتومبیل رانی بره و همون جاست که با مین یونگی، راننده ی شرقی و محبوبش آشنا میشه! مسیر زندگی رابطه ی اون دو رو به کجا میکشونه؟ ژانر: درام، اسمات، رومنس، روزمره
همسایه‌های ناسازگار < یونمین > ni roro_Rabia
roro_Rabia
  • WpView
    MGA BUMASA 11,921
  • WpVote
    Mga Boto 1,184
  • WpPart
    Mga Parte 7
[ تمام شده ] ساختمون ۱۹ طبقه سوم، سه تا واحد داره که پنج‌تا پسر باهم همسایه‌ان! اولی نامجون و جینی که مدت‌هاست باهم توی رابطه‌ان دومی مین یونگی شیطون تخس و برادر دوقلوی که ۱۵ دقیقه ازش کوچیکتره جونگ‌کوکه همسایه سوم دیوار به دیوار واحد بردارای مین پارک جیمینه، پارک جیمین و مین یونگی که باهم کل دارن و تمام ساکنین طبقه سوم رو عاصی کردن... میخوایم یه کوچولو بین ساکنین طبقه سوم بگردیم به گردش کوچولومون میاین؟ _________ ژانر: برشی از زندگی، اندکی کمدی، درام، مینی فیک کاپل: یونمین، نامجین
opposite ni yoonminer_ir
yoonminer_ir
  • WpView
    MGA BUMASA 34,640
  • WpVote
    Mga Boto 3,666
  • WpPart
    Mga Parte 33
❌️[پایان یافته] پارک جیمین پزشکی جوان و تنها، که برای یکسال به دهکده ای دور از شهر نقل مکان کرده بود. راز های زیادی در گذشته اش داشت اما چی‌میشد اگه درست در شب کریسمس، یه شب برفی و سرد، مسیر زندگیش با ورود یکنفر عوض بشه؟ ●ژانر: رومنس/مافیایی/اسمات/انگست
Paranoia ni sunflower_ir
sunflower_ir
  • WpView
    MGA BUMASA 143,508
  • WpVote
    Mga Boto 14,626
  • WpPart
    Mga Parte 25
حالا دیگه دنبال تو نمی‌گردم. شاید اگر دستم رو دراز کنم بتونم خیالِ بودن با تو تا ابد رو بردارم و بذارمش همون جایی که می‌خوام، زیر اون تک درخت. ولی الان تقریبا دو سال میگذره...تو رفتی و رقصیدن با تو، توی اون دشت پر از گل های زرد، خام ترین خیال من باقی میمونه. واسه همیشه.✨ . . . . . Couples : vkook , jikook , yoonmin
4427 ni EUGENIEandDANIYAR403
EUGENIEandDANIYAR403
  • WpView
    MGA BUMASA 299,294
  • WpVote
    Mga Boto 25,491
  • WpPart
    Mga Parte 47
وضعیت: پایان یافته❤️ جئون جونگکوک سارق چیره‌دستی که به نظر احمق میاد به خواسته خودش دستگیر میشه و وبه زندان میره، و اونجا امپراطوری خودش رو برپا میکنه، چطوری؟ قطعا همه‌ی زندانی ها به گنده ترین سارق کره احترام میگذارند! البته بجز یک نفر! کیم تهیونگ رئیس باند قاچاقی که برخلاف میلش دستگیر شده و در تلاشه که یه جوری از زندان بیرون بره... تهیونگ یک عمر به باند خودش که بعضی‌هاشون توی زندان همراهش اند دستور داده و براش سخته زیر سلطه‌ی یه دزد احمق بره! 🔞💲👣🕷 کاپل های فیک به ترتیب: تهکوک، نامجین، یونمین هستند #action #fanfiction #taekook #vkook #mafia # smot #mystery
stalker|kookmin ni park_Karina2006
park_Karina2006
  • WpView
    MGA BUMASA 216,588
  • WpVote
    Mga Boto 25,958
  • WpPart
    Mga Parte 62
﹝استاکر﹞ *یک پیام جدید از ناشناس مشکیه بیشتر بهت میاد کاپل: کوکمین ژانر: اسمات ، مدرسه ای ، فیک چت ، هارش وضعیت: در حال اپ نویسنده: پارک کارینا
Mammatus | VKOOK ni V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    MGA BUMASA 30,958
  • WpVote
    Mga Boto 2,756
  • WpPart
    Mga Parte 48
𓂃𝐌𝐀𝐌𝐌𝐀𝐓𝐔𝐒𓍯 تهیونگ طرد شده بود، به عنوان روانپزشکِ برجسته و جوانی که سال‌ها قبل معشوقه‌ی هم جنس خودش رو به قتل رسوند طرد شده بود... نه خانواده‌ای داشت، نه دوست و نه هم خونه‌ای. فقط و فقط به موسسه‌ی رواندرمانی‌اش میرفت و مشغول کار میشد، قسم خورده بود درب‌های قلبش رو به روی کسی باز نکنه و سمت هیچ پسری برای رابطه نره. اما درست توی یک شب عادی مثل بقیه شب‌هایی که توی موسسه مشغول دیدن بیمارهاش بود، پسر خیابونیی با خشم به اتاقش هجوم آورد. پسری که توی مدت نه چندان طولانی، درب‌های قلب بدنام ترین روانپزشک این شهر رو باز کرد تا دوباره زندگی‌اش پر از تنش‌ و طرد شدن‌های دیگه‌ای بشه. ___ " خدا تو رو خلق کرد و از خودش پرسید چطور ممکنه تنها روی زمین ولت کنه؟ این شد دلیل به دنیا اومدن من. " ⊹ کاپل⤟ ویکوک، یونمین، نامجین. ⊹ ژانر⤟ رومنس، درام، روانشناسی، اسمات، انگست، معمایی. ⊹ نویسنده⤟ LeeTelma
Ninety-nine ni Badgalshookoo
Badgalshookoo
  • WpView
    MGA BUMASA 214,257
  • WpVote
    Mga Boto 22,533
  • WpPart
    Mga Parte 102
📣خلاصه: تهیونگ‌ چیزهای زیادی از دانشکده‌ی حقوق یاد گرفته بود. ۹۹٪ از آموخته‌هاش، اون رو به جایگاه فعلی‌اش رسونده بودن و به یکی از جوون‌ترین و برجسته‌ترین وکیل‌های حال حاضر کشور تبدیلش کرده بودن. شاید از خودتون بپرسید که پس اون ۱٪ باقی‌مونده چی‌ می‌شه... خب، اون ۱٪، پنج‌سال پیش، بعد از کات کردن با دوست‌پسر سابقش از بین رفته بود! تهیونگ تا صبح امروز فکر می‌کرد دیگه هرگز قرار نیست اکسش رو ببینه؛ اما الان رو‌به‌روی اون پسر با موهای کوتاه مشکی و چشم‌های درشتش ایستاده بود و داشت به نیشخندی که روی صورتش بود، نگاه می‌کرد. جئون جونگ‌کوک هنوز هم مثل قبل بود و ذره‌ای تغییر نکرده بود، به‌جز اینکه این‌بار دستبندی به دست‌هاش زده بودن و پرونده‌ی اتهام به قتلش، زیرِ دستِ تهیونگ بود تا بعداز بررسی‌های لازم، به عنوان وکیلش ازش دفاع کنه! ⇶Update: روزهای فرد ⇶Genre: Criminal, Romance, Angst, Smut • Couple: KookV
Intangible |نامرئی  ni yoonminelysium
yoonminelysium
  • WpView
    MGA BUMASA 14,213
  • WpVote
    Mga Boto 1,293
  • WpPart
    Mga Parte 16
چشماش هنوزم منتظر بود منتظر عشقی نافرجام °•~°•~°•~°•~°•~°•~°•~°•~°•~°•~•° ×:قسم میخورم نمیزارم زنت چیزی بفهمه.....اگر..اگرم فهمید تمام تقصیرارو بنداز گردن خودم خب؟من چیزه زیادی نمیخوام فقط یه زاپاس لعنتی باشم چیزه زیادیه؟! +:لطفا بس کن هیونگ تو خیلی برام ارزشمندی من نم..نمیتونم بهت آزاری برسونم ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ژانر:اول مدرسه ای ولی از وسطا تغییرمیکنه،درام،روزمرگی،رمنس،گی،اندکی روانشناسی کاپل:مینیون_ اندکی سپ روز آپ:نامشخص
Payback|KV| ni heylii111
heylii111
  • WpView
    MGA BUMASA 334,436
  • WpVote
    Mga Boto 17,934
  • WpPart
    Mga Parte 40
|انتقام| تهیونگی که تازه از لندن برگشته،مجبور به ازدواج با پسر داییش جئون جونگکوک میشه __________ جونگکوکی که به صورت پنهانی تحت درمان بخاطر مشکلات روانی ناشی از ترومای کودکیش قرار دارد! __________ نامه از دستش سر خورد،توی بهت فرو رفته بود،به سختی گردنشو چرخ داد و نگاه شوکه شو به بچه های خوابیده توی کالسکه انداخت. بچه هات؟! جونگکوک؟! اون دوتا طفل معصوم‌ نطفه های حرومزاده ی همسرش بودند؟! __________ گوشه ی دیوار کز کرده،به جونگکوک که چهره اش به طرز خطرناکی عوض شده بود،خیره شد! جونگکوک:«بهت گفته بودم اون روی سگ منو بالا نیار!!!!» couple:taekook(اصلی),yoonmin,.... Genre:smut,mystery,horror,(ازدواج اجباری),slice of life, روان‌شناختی,🔞 written by heyli شروع آپ"12 آگوست 2023"/22مرداد 1402 پایان آپ"...." هشدار!! داستان پره بگاییه وازلین به همراه خود داشته باشین!!!! "ستاد مبارزه با پارگی" بچه مچه نیاد🚷