TheSwanisca's Reading List
36 stories
« قلب اسیر مافیا »                                               کوکوی / Kookv de Jungkook_N_JK
Jungkook_N_JK
  • WpView
    LECTURI 134,086
  • WpVote
    Voturi 10,532
  • WpPart
    Capitole 36
😌پایان یافته😌 من تو چنگ مافیایی اسیر شدم که همه از شنیدن اسمش هم به لرز میوفتادن ! خب دوست پسر من از رئیس خطرناک مافیا چیزی دزدید و بعد فرار کرد و من رو تو لونه شیر تنها گذاشت! تهیونگ، امگای زیبا با قلبی پر از عشق، در دام تونی گرفتار می‌شه. اما این پایان نیست. جونگکوک، پادشاه بی‌رحم مافیا، با چشمان سرد و غروری آتشناک، تهیونگ رو به قفس ازدواج اجباری می‌کشونه. خون، قدرت و ظلم در رگ‌های جونگکوک جاریه، اما آیا تهیونگ می‌تونه این هیولای مغرور رو رام کنه؟ یا عشق، قربانی تاج خونینش خواهد شد؟ ژانر : مافیایی، اکشن ،امگاورس ،عاشقانه ،درام ،فن فیکشن ،فانتزی ،امپرگ ، اسمات🔞 کاپل :کوکوی،یونمین نویسنده : Ellen بچه ها حتما بخونید به نظرم عاشقش میشید🥺❤️ #Omegaverse #Romance #Drama #Mafia #Fanfiction #Fantasy #jungkook #teahyung #jimin #min_yoongi
Indemnity  de zakiehj
zakiehj
  • WpView
    LECTURI 3,850
  • WpVote
    Voturi 524
  • WpPart
    Capitole 17
روایتگر داستان افسرِ بالا مقام کره‌ی شمالی که برای جاسوسی به کره‌ی جنوبی میره و استاد پسر، معاون رئیس جمهور کره‌ی جنوبی میشه. و سرانجام این برخورد سرنوشت ساز شاید عجیب ترین رویداد تاریخ زندگی اون دو باشه. . . . . جونگ‌کوک بین پاهای تهیونگ نشسته بود و سرش رو روی سینه‌ی اون گذاشته بود و غرق در صدای امواج دریا و تپش‌های منظم قلبِ معشوقش بود و به گذشته فکر می‌کرد! _ به چی داری انقدر عمیق فکر میکنی زیبای برفی؟ صدای بم و مردانه‌ی تهیونگ اونو به حال برگردوند با لبخندی عمیق رو به تهیونگ گفت: _ به روزایی که نداشتمت، رُز مشکی دست نیافتی من! اون روزا تو میگفتی عشق وجود نداره، ولی من موندم تا بهت ثابت کنم حتی فاصله‌ی سنی ۲۲ سالمونم نمیتونه عاشق تو نبودن رو بهم تحمیل کنه! Couple:vkook Genre: romance, angest, criminal, smut روز‌آپ: جمعه‌ها نویسنده: Ana
kookv scary night [ Completed ] de alpha_kookv_writer
alpha_kookv_writer
  • WpView
    LECTURI 114,799
  • WpVote
    Voturi 17,879
  • WpPart
    Capitole 21
شب ترسناک🍸 کاپل: کوکوی تهیونگ بچه کوچیکش و برداشت و از خونه بیرون دوید بی هدف زخمی ترسیده نا امید فقط برای نجات بچش از شوهری که یک هیولا بود اما...... تو اون شب ترسناک و طوفانی تهیونگ پا به قلمرو یک هیولا واقعی گذاشت هیولایی که انسان بود اما .......
My weird bodyguard (Kookv) de Nilzland
Nilzland
  • WpView
    LECTURI 321,342
  • WpVote
    Voturi 40,233
  • WpPart
    Capitole 43
[Completed] جئون جونگ‌کوک هرروز تو لباس‌های چرم مشکی و بوت بلند، تکیه داده به موتور کلاسیکش، دم درب دبیرستان منتظر اون الهه‌ی برنزه و فریبنده می‌موند! و بعد از دیدن پسر، بدون هیچ حرفی فقط با نگاه داغی اون رو تا خونه همراهی می‌کرد... Genre: romance, mystery, smut🔞 ,triangle love & ( secret genre ) Couple: kookv & ( secret couples ) Writer: nilz🌸 Start: 20 Des 2021 End: 9 Apr 2022 Covered by: @MJ_storiess
🌊|ʜᵉ ᴍᵉˡᵗᵉᵈ ᴍʸ ʜᵉᵃʳᵗ|~[ᴠᴋᴏᴏᴋ.ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ] de FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    LECTURI 69,470
  • WpVote
    Voturi 10,387
  • WpPart
    Capitole 23
"ازم چی میخوای؟" "نفسای گرمتو،لبای شیرینتو،نوک‌انگشتای همیشه سردتو...من همه چیتو میخوام کوکی" یونگی،برادر بزرگتر تهیونگ، دست به قتلی غیرعمد میزنه و حالا تنها کسی که شاهد اون ماجرا بوده شخصی ناشناس و بچه یونگی، جیمین هست. و شاید یه روزی، یه جایی پسرکی به کمک کیم تهیونگ بیاد که هیچوقت اونو نمی‌دید. •نام⸙ ͎.: #HeMeltedMyHeart •ژانر⸙ ͎.: جنایی/فلاف/اسمات/‌عاشقانه •کاپل⸙ ͎.: ویکوک/چانبک •نویسنده⸙ ͎.: #رها •روزهای آپ⸙ ͎.: شنبه ها •رده سنی⸙ ͎.: +۱۸
ᯕ  𝑴𝒐𝒕𝒐𝒄𝒊𝒄𝒍𝒊𝒔𝒕𝒂 ᯕ  de oohyoura
oohyoura
  • WpView
    LECTURI 17,018
  • WpVote
    Voturi 1,640
  • WpPart
    Capitole 6
ᯊGenre : Full Smut ཿ Dram -‌ اِدی ایـن تازه وارد میگـه میـخواد من رو شکسـت بـده. -هیچ کس حتـی اون حـرفه ی هاش به پـای موتـوسـیکلیسـتای ما نمـیرسه ... تو که دیـگه... پسر سری تکـون داد و با غـرور شرطـی جدیـدی رو گذاشت. -اگه بـتونی شکـستم بدی، جلوی همه این موتورسـوارها و دوسـت هام...برات بهترین بـلوجــابی که بلـدم رو مـیـرم. چندشاتی: دو ورژن "ویمین" و "ویکوک" در همین بوک. در زبان اسپانیایی Motociclista به معنای "موتورسوار" هستش. (کامل شده) 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: @TaehyunBTS& Youra@SetMeFreeJim
Guardian Angel  de rsta2567sh
rsta2567sh
  • WpView
    LECTURI 193,073
  • WpVote
    Voturi 28,173
  • WpPart
    Capitole 51
جانگکوک داستان بیماره...البته نه یه بیماری جسمی!یه بیماری روحی روانی به اسم social anxiety disorder یا اضطراب اجتماعی! اون تو ارتباط برقرار کردن و روابط اجتماعی صفره و از قضاوت شدن و مورد آزار قرار گرفتن میترسه... ولی شاید یه فرشته محافظ تو زندگیش بتونه اوضاع رو بهتر کنه...؟! کاپل:کوکوی،ویکوک زمان آپ:نامنظم پارتای اول هم نسبتا کوتاهن...
Reason my life (presian ver) de Kim_kutumi
Kim_kutumi
  • WpView
    LECTURI 1,220
  • WpVote
    Voturi 165
  • WpPart
    Capitole 13
معتقد به اینم اگه دلیل وجود داشته باشه همه چیز نابود میشه ، اگه برای دلیلی عاشق فردی شده باشی ، اون دلیل اگه از بین بره عشقت هم از بین میره ، یا اگه بخاطر یه دلیلی از یکی متنفر باشه اگه اون دلیل از بین بره تنفرتم‌ از بین میره ، دلیل چیزیه‌ که آدما براش سرپا موندن. تو یا بخاطر دلیل داشتن زنده‌ای یا بخاطر دلیل‌ نداشتن ، متوجه‌‌ی منظورم میشی؟ قبل از انجام هرکاری که از تو بخوان ، میگی دلیل بیار. یا قبل خواب از خدا دلیل میخوای. ازت دلیل میخوان که چرا دوسشون‌ داری. ازت دلیل میخوان که چرا درس نخوندی. ازت دلیل میخوان که چرا باهاشون‌ بیرون نرفتی‌. ازت دلیل میخوان که چرا داخل خودتی‌. ازت دلیل میخوان که چرا سروصدا‌ میکنی. همش یه دلیل کوفتی ازت میخوان‌ یه دلیل کوفتی! دلیلی نداشتم ، دلیلی نداشتم تا وقتی که چشماشو دیدم ، دلیلی نداشتم تا وقتی که از بین اون لبا اسممو‌ شنیدم. همه‌ی وجود اون شد دلیل زندگی من ، دلیلی برای زنده موندن‌ من. ازم دلیل بخواین‌ که چرا زندم‌ ، ازم دلیل بخواین تا من اسمشو‌ بگم . حتما یه پارت بخونین شاید خوشتون اومد عموییا
+ încă 21
SAVE THE JEON! | KookV ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ de IELAORIGINAL
IELAORIGINAL
  • WpView
    LECTURI 52,293
  • WpVote
    Voturi 6,570
  • WpPart
    Capitole 37
نماینده ی همه چیز تموم کلاس و شر ترین پسر مدرسه، سایه ی همو با تیر میزنن. اما مشکل اینجاست که نماینده کراش وحشتناکی روی اون عوضی داره! تا اینکه یه شب... یه ناشناس به نماینده پیام میده...
Smile in Pain  (VKook)  de nazafarin_
nazafarin_
  • WpView
    LECTURI 27,075
  • WpVote
    Voturi 4,710
  • WpPart
    Capitole 15
- اسم بابابزرگت چیه؟ + کیم تهیونگ... آقای کیم الان دیگه پدربزرگ شده. پسرش انگار فراموشش کرده و نوه‌ش بعد از سال‌ها قراره یه هفته پیشش بمونه و چی بهتر از این که توی این مدت براش داستان عشق اولش و اون پسرِ خرگوشی رو تعریف کنه؟ این فیک حول محور خاطرات گذشته و اتفاقاتی در حال که به همون خاطرات مربوط میشن می‌چرخه و داستان مردی غمگین رو دنبال می‌کنه که به خاطر دیگران، همیشه لبخند روی لبش بوده و سختی‌ها رو تحمل کرده. اما اگر این درد‌ها روزی غیر قابل تحمل بشن قراره چه اتفاقی بیفته؟ فیک ⊸ با درد لبخند بزن ⊱ ژانر ⊸ درام، رومنس، انگست ⊱ کاپل ⊸ VKook
+ încă 4