\(〇_o)/
90 cerita
Andamaina..زیبا oleh erigna78
erigna78
  • WpView
    Membaca 62,409
  • WpVote
    Vote 6,343
  • WpPart
    Bab 35
داستان یه شاهزاده که زیادی شبیهه مادرش کیم تهیونگه .. زیادی شبیه‌ش چیه.؟اون یه نسخه کوچولو از تهیونگه. ... ×میدونم نباید از اتاق بیرون بیام اما باید برای تاتا گل میچیدم..دوتا چیدم..پس یکیشو میدم شما... ..... ×اینو بگیرین..این هدیه من به شماست‌...من گم شدم میشه کمکم کنین برگردم قصر؟قول میدم دیگه از اتاق بیرون نیام... .... ×کاش منم یه بابا داشتم تا الان که منو سیلی زدی میرفتم بهش میگفتم تا بیاد جلوتو بگیره. ..... ×ولی ازش متنفرم که نیست...از توام متنفرم که بابای هیونگی هستی ... آرزو میکنم بمیری... سرزمین فارین ..یه سرزمین جادویی که پادشاه برای ایجاد صلح و امنیت کوچکترین پسر خودشو برای فرزند آوری به پادشاه جئون پیشکش میکنه
Red Ruby oleh Najra1995
Najra1995
  • WpView
    Membaca 81,686
  • WpVote
    Vote 11,733
  • WpPart
    Bab 65
(یاقوت سرخ) ❥⋅•⋅•┈┈┈┈⋅•⋅•⋅❥ _به صدای قلبت گوش کن و هرکاری که گفت، همون کارو انجام بده +از اعتماد کردن به قلبم پشیمون نمیشم؟ _اعتماد به قلبت پشیمونی میاره و اعتماد به عقلت حسرت...تو کدوم و ترجیح میدی؟ +به قلبم گوش کردم... _خب...چی گفت؟ +میشه بغلت کنم؟ ❥⋅•⋅•┈┈┈┈⋅•⋅•⋅❥ کاپل: کوکوی_سکرت ژانر: تاریخی _درام_فانتزی_سفر در زمان نویسنده: لونا ( کامل شده*) ورژن کوکمین فیک در همین اکانت اپ میشه...
Dark Omega|vk| oleh AVINA1061
AVINA1061
  • WpView
    Membaca 13,827
  • WpVote
    Vote 272
  • WpPart
    Bab 2
امگای تاریک🩶 کاپل:ویکوک🩶 ژانر:امگاورس🩶ازدواج اجباری🩶انگست🩶اسمات🩶 زمان آپ:پنجشنبه ها🩶 بازگردانی:🩶Anika rezaei🩶 نویسنده:نور🩶 برشی از داستان: _ازت توقع ندارم منو به اندازه تنها فرزندت دوست داشته باشی یا تمام گذشته رو فراموش کنی اما بهم لطف یک شانس دوباره رو بده امگای من _به نظرت یه پیاله ی شکسته و خورد شده به شکل اولش برمیگرده؟ پیج بازگردان عزیز:@Anikarezaei
Evil Beta|Verse| oleh GiSsOo_oO
GiSsOo_oO
  • WpView
    Membaca 12,618
  • WpVote
    Vote 1,503
  • WpPart
    Bab 10
تهیونگ الفایی که اواخر دهه ی سوم زندگیشه و هنوز جفتشو پیدا نکرده ، اما دقیقا یه روز از روزای عادی زندگیش ، امگاشو میبینه ... یه پسر با موهای بلوند و زیبا ! چی میشه اگه توی لحظه آخر که امگا هم متوجه الفاش میشه سر و کله ی یه بتای احمق وارد زندگیش شه و یه تنه توی همه چی پی پی کنه؟ + هیییی آلفاااا من ازت حاملممممم _ چرا مزخرف میگی من تا حالا تو رو ندیدم بتا دستشو روی شکمش گذاشت با غم و غصه فراوان نگاهشو بین امگا و الفا گردوند + باشه آلفا ، من تنهایی میوه ی عشقمونو بزرگ میکنم چند قدم به عقب برداشت ، اشک هایی توی چشماش میجوشید کنار زد برای آخرین بار به اون آلفا نگاه کرد قدماشو تند کرد با صدای کوبیده شدن چیزی و صدای اخ بلند الفا شرورانه خندید .... ................................. _ که از من حامله ای .... نگاه چپ چپی به پسر زیرش انداخت دستاشو محکم تر بالای سرش پرس کرد _ میخوام حامله شدنو قشنگ حس کنی سکوت عمیقی که بین اون‌ دوتا پسر ایجاد شده بود با جمله ی جونگکوک رشته رشته پنبه شد + عام ... فقط مشکلی وجود داره من ... من خب چجور بگم ... من بتام !!! ................................ Verse Writer: Nero آپ : شنبه ها
SAVE THE JEON! | KookV ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ oleh IELAORIGINAL
IELAORIGINAL
  • WpView
    Membaca 53,476
  • WpVote
    Vote 6,623
  • WpPart
    Bab 37
نماینده ی همه چیز تموم کلاس و شر ترین پسر مدرسه، سایه ی همو با تیر میزنن. اما مشکل اینجاست که نماینده کراش وحشتناکی روی اون عوضی داره! تا اینکه یه شب... یه ناشناس به نماینده پیام میده...
𝙎𝙪𝙥𝙚𝙧 𝙨𝙩𝙖𝙧 ᵏᵒᵒᵏᵛ oleh imdorin
imdorin
  • WpView
    Membaca 29,692
  • WpVote
    Vote 3,802
  • WpPart
    Bab 22
- تهیونگ یه سوپراستاره واقعیه؛ یه بازیگر فوق العاده و یه خواننده با صدای منحصر به فرد، وقتی وارد جایی میشه کسی نیست که بهش توجه نکنه؛البته به جز یه نفر....جئون جونگکوک لعنتی اونو نادیده میگیره. -هپی اند♡ 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝒌𝒐𝒐𝒌𝒗/𝒗𝒌𝒐𝒐𝒌 𝒔𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝒚𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏
𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 oleh _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Membaca 406,944
  • WpVote
    Vote 50,437
  • WpPart
    Bab 38
࿐[کامل شده] داستانِ پسرک امگای شیرین و پدر آلفاش که قراره به دست دکتری جوان و کاربلد به نام کیم تهیونگ رقم بخوره؛ دکتری که با دل‌سوزی و مهربانیِ دل‌نشینش، جایگاه مهم و ارزشمندی در دل پدر و پسر ایجاد خواهد کرد!~ 𝀤𝀤𝀤 «جه‌هویا می‌دونه که آقا سفیده خیلی دوستش داره!» «تو نمی‌تونی این‌قدر تهیونگ رو دوست داشته باشی! من حسودی‌ام می‌شه.» «بابایی... اختاپوس توی کارتون باب‌اسفنجی خیلی شبیه توئه. «یعنی من... من شبیه اون دماغ‌گنده‌ام، وروجک؟!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Vetiver༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
دزد اسپرم oleh f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Membaca 132,345
  • WpVote
    Vote 17,763
  • WpPart
    Bab 48
تهیونگ بعد از فهمیدن اینکه یه قسمت اضافی توی بدنش داره می خواست قبل از در اوردنش ازش استفاده بکند. مرد با سگرمه های درهم فریاد کشید: مردتیکه‌ی بی حیای اسپرم دزد! دست هاش رو محافظ گونه مقابل شکم برامدش قرار داد،متقابلا اخم هایش را برای مرد درهم کشید. : داد نزن بچه‌م میترسه. : من این مردتیکه رو میندازم زندان. تهیونگ حق به جانب: بد کاری کردم نزاشتم اسپرم هات برن تو فاضلاب؟ تو باید از من ممنونم باشی اون غول تشن ها به سختی جئون رو نگه داشته بودند تا به تهیونگ حمله ور نشود. کوکوی
Ata Carinae oleh elviraata
elviraata
  • WpView
    Membaca 19,135
  • WpVote
    Vote 756
  • WpPart
    Bab 18
با گرمایِ وجودش درخشید و روح بخشید..رایحه یِ شکلاتی ، قلبه سوخته اش رو نبض دار کرد،و شاید درخشیدن خلسه ای بیش نبود.. " _گاهی ستاره هایی هستن که بیشتر از ماه میدرخشن.. اون تویی.. آتـــا. " ﹍﹍﹍﹍ the writer : Elvira genre : معمایی، جنایی، اسمات،عاشقانه، پلیسی Kapell : vkook Fake status : درحاله اپ. Number parts : ? ▫️Happy end▫️ ﹉﹉﹉﹉ ⭕ Copying is prohibited; legal action will be taken Instagram : Jeon.ataa
Good For You |Kookv| oleh Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    Membaca 155,081
  • WpVote
    Vote 14,945
  • WpPart
    Bab 54
[Completed] "الهه ی ماه... چرا اینکارو با من کردی؟ بهترین دوستم و جفتم عاشق هم شدن..." جونگکوک و تهیونگ جفته همن و جیمین بهترین دوست تهیونگه. اما یه مشکلی وجود داره! جونگکوک نمیدونه تهیونگ جفتشه و فکر میکنه جفتش جیمینه و جیمین که قبلا جفت هاش رو پیدا کرده بود اونا رو بخاطر جونگکوک رد میکنه. "تهیونگ حدس بزن چی؟" "چیشده جیمین؟" "من جفتمو رد کردم! حالا فقط باید به جونگکوک اعتراف کنم!" "اوه خیلی خوبه. برات خیلی خوشحالم جیمین." --- "تهیونگ باید یه چیزی بهت بگم." "چی جونگکوک؟" "فکر کنم جیمین جفتمه! و می‌خوام بهش اعتراف کنم!" "خیلی خوبه. امیدوارم موفق باشی‌." Main Couple: kookv Sub couple: Namjin, yoonminseok... Gener: fluff, smut, angst, omegavers, Romance Writer: gay_paradise_110 Translator: Helen___Aw