1
200 stories
Fearless Omega | kookv✔ by fa_mkv38
fa_mkv38
  • WpView
    Reads 53,807
  • WpVote
    Votes 8,846
  • WpPart
    Parts 23
امگای نگهبان، امگای بی باک.. تهیونگ، امگاییست که در قعر جنگل و البته جایی مخفی، پکی تشکیل داده تا از هم نوعان خودش یعنی امگاها درمقابل آلفا های سواستفاده گر محافظت کنه. از وقتی که در خردسالی پدرش رو کشت و از پک قبلیش فرار کرد اسمش سر زبون ها افتاده و خیلی از آلفا و بتا ها در طمع به دست آوردنشن تا با غرور و افتخار به همه نشون بدن یه امگای قوی رو اغفال و از آن خود کردن و عظمتشونو به رخ بکشن! گرچه کمی هم بیم داشتن از رویارویی با اون امگا... چرا که هر آلفایی به دنبال پیدا کردن اون میرفت جسم بی جانش بهشون بازگردانده میشد... کاپل اصلی:کوکوی زمان اپ:نامشخص(هروقت گشادی ول گردد:|..)
The monster has fallen in love by Z_EN13780
Z_EN13780
  • WpView
    Reads 458,728
  • WpVote
    Votes 66,191
  • WpPart
    Parts 50
🔞 چی می‌شه اگه یک هیولای آدم خوار یک روزی عاشقه شکار دلبرش بشه؟ کاپل اصلی: kookv/vkook کاپل فرعی: سکرت ژانر: عاشقانه، اسمات، دارک، جنایی و... وضعیت فیک: کامل شده.
kookv forced love [ Completed ] by alpha_kookv_writer
alpha_kookv_writer
  • WpView
    Reads 223,038
  • WpVote
    Votes 31,079
  • WpPart
    Parts 28
عشق زوری 🍸 زوج ها: کوکوی یونمین ژانر: تخیلی گرگینه ای امپرگ رمنس _ چاره ای نداری ته ...... پادشاه تو رو میخواد .... درسته جفت تو نیست ولی از تو دست نمی‌کشه سرنوشت مزخرف بود جفت مقدر شده فقط یه دستور بود اما جونگ کوک میخواست به حرف قلبش گوش کنه میخواست به سمت کسی بره که عاشقشه
𝐌𝐘 𝐀𝐋𝐏𝐇𝐀 [𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] by A_by_Atash
A_by_Atash
  • WpView
    Reads 531,135
  • WpVote
    Votes 54,876
  • WpPart
    Parts 37
با اینکه عصبانی بود و خط چشمش کمی پخش شده بود، حالت اسموکی جذابی به چشمای وحشیش داده بود که داشت جونگکوکو از خود بی خود میکرد... . . _من به خاطر پیوندمون و قول شما..باهاش ازدواج میکنم. . . _به این فکر کردم که.. اگه تو نباشی چی میشه.. _خب..چی میشه؟ _منم نمیدونم چون پشت سرت میام:) *حتما موقع خوندن از منو برین پارت بعد. نمیخوام پارتی رو جا بندازین که بعدش گیج بشین⚘️ *حتما اینکارو بکنین خیلیا پارت جا میندازن. coples: Kookv,Yoonmin and secret ganre: omegavers/smut/mafia/boyXboy/action/empreg/soft daddy kink/agenst/harsh/happy ending and others.
Monsieur ∥ موسیو {VKook, KookV, NamJin} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 401,931
  • WpVote
    Votes 34,216
  • WpPart
    Parts 60
🔴 #Full 🔴 توجه‼️این داستان سیاسی، جنایی و دارای محتوای بزرگسالانه است و ابدا به افراد زیر 20 سال توصیه نمی‌شه!! با آگاهی و درک درست و نسبی درمورد این مسائل، داستان رو مطالعه کنین.❤️‍🔥 موسیو با گام های موقر و جدی توی راهروی بلند شرکت قدم برداشت، راه رفتنش شبیه صحنه ی اسلوموشن یک فیلم اکشن بود و وقتی تار موهاش روی پیشونی توی نسیم حرکتش تکون میخورد، جذابیتش چندین برابر میشد. جئون از بالای عینک دودی شیک، نگاه تیزش رو به رو به رو دوخته بود و موهای بلندش رو با حرکت آهسته ی دست بالا زد. سنگینی حضور موسیو و دستیار جدیدش، همه ی نگاه ها و توجه های جمع رو میدزدید. مرد کلاسیک از زیر نگاه های خیره عبور کرد و به محض رسیدن به ورودیِ شرکت؛ انعکاس تصویر خودش و دستیار جدیدش رو توی شیشه ی در اتوماتیک، تماشا کرد. شبیه یک تیم شکست ناپذیر بودن، یعنی میتونست اینطور باشه! ༺ Liberté Novels ༻ Name: Mosiyo نام داستان: موسیو Couple: VKook, KookV, NamJin, JinJoon کاپل ها: ویکوک، کوکوی، نامجین، جینجون Romance, Comedy, Criminal, Classic, Full Smut عاشقانه، کمدی، جنایی، کلاسیک، فول اسمات #1 Criminal #1 Smut #1 کلاسیک ■ A Novel by Marishka & Sara ac ■
E-Boy VS Good Boy | VKOOK by elicasso
elicasso
  • WpView
    Reads 135,176
  • WpVote
    Votes 23,762
  • WpPart
    Parts 43
「 ای‌بوی در مقابل پسر خوب 」 • ژانر: درام، عاشقانه، مدرسه‌ای، محدودیت سنی . . کودکی، خردسالی جزئی از مهمترین دوران زندگی ما انسان‌ها به حساب میاد. ما یاد می‌گیریم و با هر زمین خوردنی دوباره بلند می‌شیم و تجربه کسب می‌کنیم. ما به دنیا اومدیم تا یاد بگیریم و از دانسته‌هایی که داریم استفاده کنیم. ما اینجا نیستیم تا زنده بمونیم، اینجاییم تا زندگی کنیم. هدف آفرینش همینه. ولی گاهی زندگی اتفاقاتی رو برات رقم می‌زنه تا فقط زنده باشی و زندگی کنی، اما ممکنه به طور ناگهانی بفهمی کائنات یه اتفاقاتی رو سر راهت قرار داد تا بفهمی زندگی کردن چه حسی داره. ﹊ "کیم! نه من قلدر مدرسه‌ام نه تو! نه من دارم تو پول غرق میشم نه تو خیلی بی‌پولی! ما توی یه کی‌درامای فاکی و کلیشه‌ای نیستیم. هیچ فرقی باهم نداریم و تنها تفاوتمون اینه که من نقاشی دوست دارم اما تو واسه ریاضی جون میدی پس اینو بدون که، من تصمیم گیرنده‌ نیستم و تو به اندازه‌ی من هیچ‌کاره‌ای!"
𝘐𝘮𝘱𝘰𝘴𝘴𝘪𝘣𝘭𝘦 || KookV by yamiic3
yamiic3
  • WpView
    Reads 518,477
  • WpVote
    Votes 61,919
  • WpPart
    Parts 57
「پایان یافته」 چشم های لرزون و خیس از اشکش رو باز کرد و با صدایی آرومی که می‌شد فریاد ترس رو شنید، سکوت جنگل رو شکست: _خواهش.. م-میکنم... ن-نزدیکم نشو! اما تنها چیزی که اتفاق افتاد نزدیک شدن اون گرگ عظیم‌الجثه بود. می‌تونست قسم بخوره بازدم داغش تمام صورتش رو سوزنده بود. قطره‌ای اشک از گوشه چشم‌هاش پر کشید و به سمت چونه لرزونش کوچ کرد "زندگیش همیشه به تکراری ترین حالت ممکن می‌گذشت و همیشه فکر میکرد یک روز شخصی جنازش رو زیر پتو روی تخت پیدا میکنه، درحالی که بوی گندش تمام خونه رو به کثافت کشونده!" با غرش بلند اون موجود ترسناک، فهمید اونقدرها هم زندگیش کسل کننده نیست... "حداقل قرار بود توسط یک گرگ، گوشت از بدنش جدا شه!" •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈ 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐘𝐚𝐦𝐢🌱 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯, 𝐡𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠, 𝐬𝐮𝐦𝐭
ℛ𝒶𝒾𝓈ℯ𝒹 𝒾𝓃 ℘𝒶𝒾𝓃 🔗 by _darkbluefic_
_darkbluefic_
  • WpView
    Reads 574,658
  • WpVote
    Votes 64,374
  • WpPart
    Parts 83
نام⸙ بزرگ شده در درد ژانر⸙ اسمات/رومنس/خشن/BDSM/درام کاپل⸙ ویکوک رده سنی⸙ +21 خلاصه⸙ ͎.:جونگ کوکی که از بچگی فروخته شده بود تا به عنوان برده توی خونه همسرش زندگی کنه و هر شب دردناکک ترین رابطه ها رو تجربه کنه و هیچ دلخوشی تو زندگیش نداره و تنها دلیلی باعث شده تا الان این همه درد و سختی رو تحمل کنه فقط یه آرزوی کوچیکه...اون آرزو داره یکبار دیگه پدرشو ببینه تا ازش بپرسه به چه دلیلی این بلا رو سرش آورده!؟ جونگ کوک میتونه تا روزی که پدرشو ببینه دووم بیاره یا در نهایت بدون یک روز زندگی راحت ، زیر دست همسرش جون میده و برای همیشه چشماشو میبنده؟؟؟ لطفا قبل از خوندن به رده سنی توجه کنین این فیک صحنه های باز و تجاوز داره لطفا اگر تحملش رو ندارید نخونین!
˖ ࣪⭑The reason 𔘓 by rash_TK
rash_TK
  • WpView
    Reads 18,746
  • WpVote
    Votes 1,513
  • WpPart
    Parts 10
[کامل‌شده‌ست و کاملاً منظم آپ می‌شه.] قسمتی از داستان: «_ بوسیدن قلب شکسته‌ام رو بلدی؟ + بلدم. _ بوسیدن چشم‌های لرزونم رو بلدی؟ + بلدم، پیونی. _ حس می‌کنم این‌طور نیست... چون همه‌اش داری قلبم رو می‌شکنی و چشم‌هام رو لرزون می‌کنی. + ناراحتی خوشگلت رو می‌خورم من. ببخش که مجبور به تنهایی شدی، پیونیِ پژمرده‌ی من!» ژانرها: انگست، رمنس، فلاف، اسمات، کمی کمدی، درام، هپی‌اند. ﴿صلاح دیدم که توضیح بیشتری درموردش ندم؛ چون این یک سناریوی دنباله‌داره و زیاد طولانی نیست... پس باید خودش رو بخونید و به اسپویل‌ها توجه نکنید.﴾ ❌این کار، فقط در چنل تلگرامی @MRKIMVHUB و توسط @Rashell_Gold آپ می‌شود.❌
Alpha ✓[Vkook]  by Vk_12300
Vk_12300
  • WpView
    Reads 57,787
  • WpVote
    Votes 5,546
  • WpPart
    Parts 21
[کامل شده] در این دنیا، دو آلفا با شخصیت‌ها و ارزش‌های متضاد در رقابتی شدید با هم روبرو می‌شوند. آلفا کیم تهیونگ که رقابتی است می خواهد تسلط و برتری خود را ثابت کند، در حالی که آلفا جئون جونگکوک با اعتماد به نفس است مصمم است از موقعیت خود دفاع کند و ارزش خود را ثابت کند. رقابت آن‌ها شدید است و آنها به بهترین شکل ممکن در برابر یکدیگر تلاش می‌کنند، چه نبرد اراده‌ها، جنگ روحی یا عاطفی، یا یک رویارویی فیزیکی آشکار. میل متقابل آنها برای پیروزی زمینه را برای یک درگیری دراماتیک و پرتعلیق فراهم می کند. ♕ قسمتی از فیک ♕ ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ خوب میبوسی تهیونگی! _خب باید هم معبودم رو خوب ببوسم! +من معبودتم؟ _اره... بخاطر همین میپرستمت! ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ ژانر=بقا،کمدی، امگاورس، انگست، عاشقانه، اسمات، دراما Start =1402/10/12 End=1403/4/24