pin 📌
200 stories
Azazel | VKOOK - YOONMIN  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 17,577
  • WpVote
    Votes 1,567
  • WpPart
    Parts 30
𓂃𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥𓍯 تو! فرزند آدم! این شروع زندگی منه...زندگی اَزازِل! هیچوقت به آدمی، مشتی خاک سجده نکردم و نمی‌کنم. بلکه تک تک فرزندان آدم را، در آتش جهنم می‌سوزانم. به روستای هگنر خوش‌آمدید! ⊹ کاپل⤟ ویکوک، یونمین، سکرت. ⊹ ژانر⤟ گوتیک، جنایی، اسمات، درام، معمایی، انگست، مافیایی. ⊹ نویسنده⤟ #Monalisa
VENATOR|VKOOK by Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    Reads 16,872
  • WpVote
    Votes 1,075
  • WpPart
    Parts 25
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 74,029
  • WpVote
    Votes 7,831
  • WpPart
    Parts 67
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* by melish00k
melish00k
  • WpView
    Reads 156,179
  • WpVote
    Votes 20,137
  • WpPart
    Parts 57
✅️خلاصه: جئون جونگکوک ملقب به «کالیگو»، هکری ۲۶ ساله‌اس که بعد از خیانت یکی از مشتری‌هاش، مجبور می‌شه هویت و گذشته‌ اش رو کنار بذاره. دو سال زندگی عادی براش کافیه... تا روزی که برای دفاع از دوستش وارد درگیری می‌شه و درست همون‌ جا با کیم تهیونگ، مدیرعامل شرکت آرگوس روبه‌رو می‌شه. از اون لحظه همه‌چیز دوباره تغییر می‌کنه؛ برگشت به دنیایی پر از خطر، وسوسه و عشقی خطرناک... *** - تو نه طعمه ای... نه قربانی... تو چیزی فراتر از اونی. تو همون وسوسه‌ای هستی که باید مهار بشه... و چه بخوای چه نخوای، مهار کردنش دست منه *** اولین فیکشنی هست که می‌نویسم، پس زیاد انتظار بی‌نقص بودن ازش نداشته باشید. :) مخصوصاً توی ۱۵ پارت اول... ✅ ژانر: هیجانی | سکرت | درام | عاشقانه | اسمات | اکشن ✅ کاپل: ویکوک (taekook) 📌 آپدیت: ۱ یا ۲ پارت در هفته ❕️در صورت نداشتن پارت آماده، هفته ای یک پارت آپ خواهد شد.
strange land | vkook by beta_yomer
beta_yomer
  • WpView
    Reads 1,722
  • WpVote
    Votes 172
  • WpPart
    Parts 11
شازده اول با اخم کمی جلو اومد ولی با دیدن قیافه دقیق پسر تعجب کرد و برق عجیبی تو چشماش افتاد، انگار جواهری پیدا کرده باشه، زمزمه کرد: «تو... زیبایی نادری داری. این چشم‌ها...» تهیونگ نفس عمیقی کشید با همون برق نگاه ولی با پوزخندی جدیدی که روی لب هاش ایجاد شده بود به سمت جونگ کوک رفت. : امگا دستش رو بلند کرد تا صورت زیبای روبه روش رو لمس کنه ولی همون لحظه، کوک با یه حرکت نینجایی، دستشو قفل کرد تو دست شازده، کشیدش جلو، خیلی ریلکس، با لبخند خرکی گفت: «خوشبختم، منم جئون جونگ کوک هستم، آقای امگا! یه روز خوب با تخم‌مرغ عسلی برات آرزو دارم! فعلا» ___________ ژانر: امگاورس، کمدی، درام، کمی پلیسی اکشن ، فانتزی ، هپی اند! کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی : ..... آغاز در تاریخ 1404/1/22
King of Demons | Vkook by venorajkjhope
venorajkjhope
  • WpView
    Reads 3,828
  • WpVote
    Votes 450
  • WpPart
    Parts 10
داستان فرشته ای که زیبایی اون،مثل شکوفه های بهاری تازه و عالی بود،فرشته ای که قلبش رو به شیطان باخته بود! اونم نه هر شیطانی،پادشاه شیاطین. در طرفی دیگر پادشاه شیطانی کشور ونوس،کسی که همه تا کمر برایش خم بودن،دختران دربار سعی در نزدیکی به پادشاه و قلب اون رو داشتن، فقط یک نفر در قلب اون حضور داشت. فرشته کوچولویی که معصومیت باطنش،هوش از سر کیم تهیونگ،پادشاه شیاطین کشور ونوس برده بود، جئون جونگکوک پسری زیبا و معصوم همون کسی که قلبی که حالا فقط به بخاطر اون می‌تپید رو تصاحب کرده بود کاپل :ویکوک «کاپل های دیگه هم توی فیک داریم» ژانر:فانتزی٫رومانتیک٫کمی کمدی٫امبرگ٫ سلطنت نوین٫انگست٫درام٫ماجراجویی٫اسمات نویسنده:یاسمین(وَنورا) تایم آپ: مشخص نیست بستگی به شرایط داره تعداد فصل: نامشخص
𝐎𝐧𝐞 % ᵛᵏᵒᵒᵏ/ᵏᵒᵒᵏᵛ by AlHphBA
AlHphBA
  • WpView
    Reads 48,156
  • WpVote
    Votes 4,918
  • WpPart
    Parts 46
[Completed] یک بیمارستان، یک روز، چند ساعت اختلاف، دو تخت دورتر، تو، کیم تهیونگ، من، جئون جونگ‌کوک، دوتا 'یک درصد'. مثل هم و در عین حال متفاوت؛ 'ما' از اونجا آغاز شد. «-اون جونگ‌کوکه. کسی که از شونزده‌سالگی توی ارتش بوده و به آسونی توی دام نمیفته.» «-و من فرمانده‌شم، کسی که دستوراتش رو اجرا می‌کنه و البته... بهتر از هرکس دیگه‌ای جزئیاتش رو حفظه.» • Name: One Percent 🕷 ・Genre: Angst, Violence, Action, Criminal, Smut, Romance ・Couple﹕KOOKV/VKOOK
𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂 by kimjeontkv
kimjeontkv
  • WpView
    Reads 31,070
  • WpVote
    Votes 2,134
  • WpPart
    Parts 30
<درحال آپ> 𝑀𝓎 𝓁𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝑜𝓂𝑒𝑔𝒶 | امـــگــا کــوچــولــوی مــن کیم تهیونگ، گرگ آلفایی که رئیس مافیاست و سال‌هاست منتظر جفتش بوده، هیچ وقت فکر نمی‌کرد بعد از یه روز خسته‌کننده، وقتی با دوستش جیهوپ میره کافه یونگی (که تازه باهاش آشنا شده)، جفتش رو همون‌جا و به‌طور کاملاً تصادفی پیدا کنه. جفتش که اتفاقاً برادر یونگی هم هست. حالا سوال اینجاست: تهیونگ می‌تونه جفتش رو پیش خودش ببره یا نه؟ یونگی می‌تونه برادرش رو به کسی که تازه باهاش آشنا شده بسپاره یا باید هرطور شده اون رو پیش خودش نگه داره؟ از طرفی، تهیونگ هنوز نمی‌دونه که جفتش یه "لیتله" و این موضوع، همه چیز رو پیچیده‌تر می‌کنه. آخرش چی میشه؟ سرنوشت این دو نفر به کجا می‌رسه؟ نویسنده: Rahil, settttayeshhh 𝒞𝑜𝓊𝓅𝓁𝑒: 𝒯𝒶𝑒𝓀𝑜𝑜𝓀, 𝒴𝑜𝑜𝓃𝓂𝒾𝓃, 𝒩𝒶𝓂𝒿𝒾𝓃, 𝒥-𝐻𝑜𝓅𝑒 × 𝐵𝑜𝓎 𝒢𝑒𝓃𝓇𝑒: 𝑀𝒶𝒻𝒾𝒶, 𝒪𝓂𝑒𝑔𝒶𝓋𝑒𝓇𝓈𝑒, 𝑅𝑜𝓂𝒶𝓃𝒸𝑒, 𝒮𝓂𝓊𝓉, 𝐿𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝒮𝓅𝒶𝒸𝑒
Height code |vk| by Vk_12300
Vk_12300
  • WpView
    Reads 15,567
  • WpVote
    Votes 2,728
  • WpPart
    Parts 32
کد ارتفاع.. این یه داستان عاشقانه ست... ولی نه از اوناش که با قهوه و بارون و پتو می‌چسبه. اینجا حرف از یخ‌زدگیه... از طنابی که اگه یکیشون ول کنه، اون یکی سقوط می‌کنه. دو کوهنورد حرفه‌ای،که برای تهیه یک مستند، به سفری اعزام می‌شن که هیچکس نمیدونه چه چیزی در پیشه! صعود قله؟ شاید فقط یه بهونه‌ست برای اینکه بفهمن...هنوز هم میشه تو دل سکوت، با یکی خندید... شایدم انقدر با مشت تو صورت اون ینفر بزنی که فشار و ترسی که درگیرت کرده خالی بشه... کی میدونه! ژانر: عاشقانه، کمدی، درام، ماجراجویانه، اسمات کاپل: ویکوک، یونمین 💅بخون خوشت میاد ناز نکن AU شروع: 1404/4/4 پایان:1404/6/25
+15 more
Step father by kraasive
kraasive
  • WpView
    Reads 596
  • WpVote
    Votes 61
  • WpPart
    Parts 3
خلاصه رمان : کیم تهیونگ ملقب به ویکتور داخل یکی از عملیات های مهمش اتفاقی پسر هشت ساله ای رو پیدا میکنه که تا چند لحظه قبل پدرش رو به دام مرگ فرستاده ، بعد از بزرگ شدن اون بچه چه اتفاقی میوفته؟! اونها وارد چه بازی عجیبی میشن و جونگ کوک دردسر سازش میتونه پدرش خواندش رو بخاطر فراموش کردن کودکیش ببخشه؟ --------------------------------------- ژانر : اسمات - مافیایی - درام - راز الود کاپل ها : تهکوک - یونگمین [ این رمان پنجشنبه ها داخل چنل تلگر..ام آپ میشه و جمعه ها داخل واتپد ] 𝗍𝖾𝗅𝖾𝗀𝗋𝖺.𝗆 : @kraasive