Seta0000's Reading List
39 قصة
Freesia | vkook بقلم Aivavk
Aivavk
  • WpView
    مقروء 351,328
  • WpVote
    صوت 39,487
  • WpPart
    فصول 29
[پایان یافته] جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... Started:1404,5,1 Finished:1404,10,12
Raizo «Vkook» بقلم zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    مقروء 10,535
  • WpVote
    صوت 1,008
  • WpPart
    فصول 4
چندشاتیِ رایزو🐺 سرنوشت خانواده‌های جئون‌ها با به‌دنیااومدن فرزند امگاشون، کاملاً تغییر کرد. اون امگای ظریف، زیبا و شیرین، با موهای بلند خاکستری‌اش، قرار بود سرنوشت تلخی داشته باشه؛ البته نه تا وقتی که پدر و مادرش حاضر بودن جونشون رو هم برای فرزندشون بدن! اما در نهایت، این فرمانده‌ شیمازو رایزو بود که پسر رو از سرنوشت دردناکش نجات داد. کاپل: ویکوک، ناممین ژانر: امگاورس، رمنس، اسمات، امپرگ
Moon's Tear🌑🐺 TaeKook بقلم DaryaVkook
DaryaVkook
  • WpView
    مقروء 658
  • WpVote
    صوت 143
  • WpPart
    فصول 6
اشکِ ماه کاپل: تهکوک، سکرت ژانر: امگاورس، رومنس، اسمات تهیونگ، آلفای خالصی که سال ها دنبال جفت حقیقیش میگشته، درحالی امگاش رو پیدا میکنه که با یه آلفای دیگه پیوند قلب بسته. شاید زندانی کردن جونگکوک راه درستی نبود ولی پیوند اون هم با یه آلفای دیگه کار اشتباهی بود. باید دید ته این بازی، کدومشون کم میاره... تهیونگ از جفتش میگذره؟ یا جونگکوک از آلفایی که دوستش داره؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ قسمتی از داستان: جونگکوک که از نزدیکیِ تهیونگ حرصش گرفته بود، غرید. - دفعه ی بعدی اینجوری نزدیکم شی می‌کشمت! تهیونگ پاش رو روی پای دیگه اش انداخت با لذت به چهره ی برافروخته اش نگاه کرد. - چرا الان نکشتی؟ نکنه خوشت اومد؟ - چون پام چلاقه! تهیونگ راضی از نتیجه ی کارش، نیشخندی زد و همونطور که از اتاق بیرون میرفت گفت: - پس هروقت پات خوب شد میبوسمت ببینم زنده میمونم یا نه‌. - کیم تهیونگ! ------------------------------------------------------------- اشکی که از چشم جونگکوک پایین ریخت رو با انگشت شستش پاک کرد و خیلی آروم زمزمه کرد: - اشکِ ماهمو درآوردم؟ سرش رو به دو طرف تکون داد و همونطور که گونه ی تهیونگ رو نوازش میکرد، گفت: - اگه ببخشیش دیگه گریه نمیکنه. -------------------------------------------
The Manipulated (Vkook) بقلم armyyon
armyyon
  • WpView
    مقروء 27,819
  • WpVote
    صوت 7,146
  • WpPart
    فصول 24
بازیچه کاپل اصلی: ویکوک کاپل های فرعی: نامجین و سپ. خلاصه: جونگ کوک، رئیس باند بلادی وینگز، آلفایی که هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد جفتش رو توی یه گل‌فروشی پیدا کنه. اما ورود تهیونگ، یه انیگمای مرموز با لبخندی دلنشین، اون رو وارد بازی‌ای می‌کنه که انگار از قبل براش برنامه‌ریزی شده. جونگ کوک به خطر عادت داشت، اما نه به تهیونگ؛ نه به نگاه‌های آرومش، نه به حضورش، و نه به حسی که هر روز بیش‌تر از قبل بهش وابسته‌اش می‌کرد. حالا فقط یه سؤال باقی می‌مونه؛ بازیچه اصلی کیه؟ ژانر ها: عاشقانه، امگاورس، اسمات، مافیا، جنایی، انگست، معمایی، امپرگ. روزهای پارت گذاری: شنبه و چهارشنبه✨ Start: 05/04/20 End:00/00/00 Rankings: 🥇Namjoon 🥇Farsi 🥇Sope 🥇Btsfic 🥈Fic 🥈Persian 🥉Hoseok وضعیت: در حال آپ🤍 نویسنده: Desa🐝
+21 أكثر
Hidden Badge 2 بقلم themeowthe
themeowthe
  • WpView
    مقروء 211,613
  • WpVote
    صوت 24,027
  • WpPart
    فصول 33
⋆ ─ بــــــــخــــــــشی از فیــــــــــــــــک: - می‌شه... لمست کنم؟ - می‌خوای؟ - فاک... آره... چشم‌هاش با بدجنسی درخشیدند و رعشه‌ای به تنم انداختند که همزمان با فاصله گرفتن لب‌هاش، بی‌اختیار ناله‌ای کردم و به لحن مرموزانه‌اش گوش سپردم: - چقدر می‌خوایش؟ - خـ... خیلی. - اونقدری هست که با نگام برام بیای؟ ‌⋆ ─ خــــــــلاصــــــــه: بعد از سه‌سال چه اتفاقی برای رابطه‌ی کوک و تهیونگ میوفته؟ کوک همونی که به داشتن طبع آرومش معروف بود می‌مونه یا صبرش لبریز می‌شه و روی سرکشش رو حتی به رخ جفتش هم می‌کشه؟ تهیونگی که همیشه حرف حرف خودش بوده، قراره چطور با این کوک کنار بیاد؟ ‌⋆ ─ اطــــــــلاعــــــــات فیــــــــــــــــک: ‌⋆ Genre: Omegaverse , Smut , Romance, Fluff ‌‌⋆ Up: پنج‌شنبه‌ها
Hidden Badge بقلم themeowthe
themeowthe
  • WpView
    مقروء 561,922
  • WpVote
    صوت 42,166
  • WpPart
    فصول 19
Genre: omegaverse/smut/romence/fluff Up:کامل شده خـلـاصـه فـیـکـشـن ↧ جـونـگ‌کـوک 🎃 یه گرگ سـفـید امگاست که بعد ازهیجده سالگی نشون جفتش رو بدنش ظاهر شده اما جفتی وجود نداره....این در حالیه که هیچ امگایی 🌝 بدون حضور جفت، نشونش ظاهر نمیشه...در همین بین هم یکی از گرگ های سـیـاه ⚫️ که نوع برتری از گرگ ها هستن و هر کدوم یه قدرت خاص دارن جـیـن و نشون می کنه...آدم هایی که میان جین و ببرن نشونه ای از نشان جین ندارن و مجبور میشن کوک رو هم همراه خودشون ببرن. چی میشه وقتی که وارد محوطه‌ی 🚧 گرگ های سیاه شدن کـیـم تـهـیونـگ معروف و ببینه؟ کیم تهیونگی که بر خلاف گرگ های سیاه و با توجه به شایعه ها قدرتش بیشتر از یکیه. چی میشه اگه این دو مـوجـود خاص سر راه هم قرار بگیرن؟✨🧨 ╴#HiddenBadge
Taeju بقلم Shsfic
Shsfic
  • WpView
    مقروء 35,149
  • WpVote
    صوت 3,031
  • WpPart
    فصول 22
الفا و امگا با هم ازدواج کرده بودن و عاشقانه همدیگه رو میپرستیدن همه چیز بر طبق روال عادی پیش میرفت تا وقتی که یک روز صبح وقتی توی بغل هم بیدار شدن حال امگای زیبا بهم خورد الفا با ترس امگاشو توی بغلش گرفت و پشتش رو نوازش کرد ولی وقتی امگا شروع کرد به بالا اوردن چیزای کمی که توی معدش بود ترسید و بعد از بیست دقیقه باهم پیش دکتر رفتن.. هیچکس نمیتونست وجود تهجو کوچولو رو نادیده بگیره!
+14 أكثر
Atonement / تاوان بقلم Dreamer_A7
Dreamer_A7
  • WpView
    مقروء 303,051
  • WpVote
    صوت 26,313
  • WpPart
    فصول 35
تاوان / Atonement (کامل شده ) کاپل : تهکوک ژانر : عاشقانه/ درام /کلاسیک ( ۱۹۴۵ - ۱۹۵۵ میلادی ) امگاورس / امپرگ ( اسمات ) یکی لابه لای تیره ترین روز ها ، چشم انداز قلب و ذهنش آینده ای روشنه ... یکی لابه لای آسوده ترین روز ها ، قلب و ذهنش غرق در ناچاری گذشتشه ... گذشته و آینده ای که در نقطه ای ناچارا به هم می رسن ، و اون نقطه سر آغاز حکایت تازه ایست داستان یک امگا و آلفا در روز های بعد از جنگ جهانی دوم جونگکوک امگایی با اراده ای ستودنی ، امگایی که یاد گرفته برای عبور از سنگ های برنده و تیره ی مسیر زندگیش چطور کفش های آهنین به پا کنه .... و کیم تهیونگ ، آلفایی خوش شانس که زندگی هر اونچه که یک مخلوق برای خوشبختی نیاز داره بهش بخشیده ، اما اگه ازش بخوان زندگی رو تو یک کلمه توصیف کنه ؛ پاسخ اون خواهد بود ؛ « خشم » حقیقتی که زیگموند فروید گفت ؛ « افسردگی از جنس غم نیست افسردگی از جنس خشمه » و به راستی بدترین خشم ها ، خشم نسبت به خود هست ! این داستان از هر اونچه که فکرشو بکنی متفاوت تر خواهد بود ! کافیه چند پارت همراهم باشی دوست عزیزم 🌻