Bts
50 stories
​تپش (Pulse) by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 17,214
  • WpVote
    Votes 1,825
  • WpPart
    Parts 25
[تکمیل] در دنیای پرهیاهوی بیمارستان «پرایم» جایی که صدای آژیر آمبولانس‌ها و تپشِ مانیتورهای قلب، موسیقیِ متنِ هر روزه بود... هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد که زیر آن روپوش‌های سفید و جدی، آتشی چنین تند شعله‌ور شود. جایی که زیر سایه رقابت و فشارهای کاری ناگهان عشق جوانه بزند... اسم فیکشن: ​تپش (Pulse) کاپل : تهکوک / یونمین ژانر: رومنس / پزشکی / اسمات / روزمرگی
Nothing's Gonna Hurt You Baby|KM| by 13butterfly7
13butterfly7
  • WpView
    Reads 1,238
  • WpVote
    Votes 168
  • WpPart
    Parts 2
.
The family  by ZahraAmini4
ZahraAmini4
  • WpView
    Reads 13,899
  • WpVote
    Votes 1,013
  • WpPart
    Parts 29
خانواده جانگ، کیم و جئون، سه تا خانواده که سختی های زیادی رو از سر گذروندن و حالا با ماجراهای جدیدی رو به رو می شن. اینکه چطور قراره اونها رو از سر بگذرونن، باید بخونیم🤷🏼‍♀️ این فیک فصل دوم فیک I'm not omega هستش ولی احتمالا اگه اون رو هم نخونده باشید مشکلی باهاش نخواهید داشت ولی خوشحال می شم به فصل اول هم سری بزنید. این فصل بر خلاف فصل اول که یه ذره سمت تیر و تفنگ رفت خشن نیست و مشکلاتی که باهاش روبرو می شن روزمره و عادیه. پس منتظرتونم❤️
Petals and Ink [Yoonmin] by TheNelin
TheNelin
  • WpView
    Reads 48,148
  • WpVote
    Votes 5,710
  • WpPart
    Parts 18
「Petals and Ink 🥀」 𖦹 Yoonmin and Kookv 𖦹 Romance, Fluff, Fantasy, Smut 𖦹 Translator: Nelin 𖦹 Writer: SugarandMint جیمین؛ پسری با لبخند نفس‌گیر، پسری که با گل‌ها حرف می‌زد. پسری که یونگی بوسیدش، کسی که بیشتر از یک بار جونش رو نجات داد. برای یونگی خیلی سخت بود که تمام احساساتش رو توی یک یا حتی چند کلمه بگنجونه. هر اسمی که داشت، عمیق بود؛ از قفسه‌ی سینه‌ش بیرون می‌زد و به نوک انگشت‌های دست و پاش می‌رسید، گیجش می‌کرد، نفس‌ کشیدن رو براش دشوار می‌کرد! این حس علاقه و عشق بود؛ همینطور نگرانی و ترس... چون نمی‌تونست آینده رو پیش‌بینی کنه و نمی‌دونست چی در انتظارشونه. فقط میدونست همه‌ی این‌ها کنار هم بد نیست، و دقیقا همین پسر رو می‌ترسوند. چون یونگی همه‌ی بدی‌ها رو چشیده و بهشون عادت کرده بود.
Ⱡ₳ĐɎ฿Ʉ₲ ₥₳₦ by anya_bts-vkookmin
anya_bts-vkookmin
  • WpView
    Reads 21,974
  • WpVote
    Votes 1,530
  • WpPart
    Parts 34
کاپل : سون سام ژانر: ماجراجویی/ فلاف / رومنس / امگاورس/ طنز / راز آلود مقدمه: چی میشه هفت پسر نرمال که همشون یک رگه کره ای دارن باهم آشنا بشن ولی دریغ از این که بفهمن الهه ماه آن هارو جفت حقیقی هم خواننده...و باز باید از کجا بدونن که نگهبان معجزه گر هاشون آن هارو همکار هم کرده تا بتونن دنیا رو از دست یه شیطان واقعی نجات بدن....
D-DAY...Agust d "ترجمه" by tris7737
tris7737
  • WpView
    Reads 32
  • WpVote
    Votes 2
  • WpPart
    Parts 5
ترجمه ی البوم دی-دی شوگا
"Did I really used to be happy?" by VHOPEFIC
VHOPEFIC
  • WpView
    Reads 671
  • WpVote
    Votes 56
  • WpPart
    Parts 4
اون گلای قرمز کار خودشونو کرده بودن اما... تهیونگی که زیر بارون دید... پسری که دویید تا خودشو بهش برسونه, توی روز تولدش... شاید هوسوک هیچ وقت قرار نبود بفهمه همه ی اینا چه معنی میده...
The Beresa ( بِرِسا )     Vkook by red22cherry
red22cherry
  • WpView
    Reads 1,554
  • WpVote
    Votes 977
  • WpPart
    Parts 7
برسا 🖤 داستانی از دل جامعه ای بی تفاوت نسبت به قربانی ها ــ برسا ، برسا ، برساااااا .... هر جا میرم اسم این عوضی روانی رو میشنوم یعنی تو این بخش دایره جنایی کوفتی ، هیچکس نمیتونه این قاتل رو دستگیر کنه ؟؟ یه مشت آدم مفت خور دور خودم جمع کردم + قربان ، فقط یه نفره که میتونه اون رو دستگیر کنه ــ کی ؟! اون کیه؟!! + یکی که عین اون قاتل یه عوضی باشه منظورم .... منظورم کارآگاه کیم تهیونگه ..... 🖤🖤🖤🖤🖤🖤 ــ چرا برگشتی جونگکوکا ؟! + چرا نمی پرسی که چرا رفتم ؟! ــ خب چرا رفتی ؟! + چون انتخاب دیگه ای نداشتم تهیونگ ــ خب پس چرا برگشتی ؟! + چون دلتنگ آغوش گرم تو شده بودم دلتنگ توی باغچه دویدن سرسره بازی کردن تهیونگ ، من دلتنگ لحظات با تو بودن شده بودم 🖤🖤🖤🖤🖤🖤 ژانر : جنایی ، اکشن ، معمایی ، عاشقانه ، روانشناختی کاپل اصلی : تهکوک کاپل فرعی : هوپمین روزهای آپ : شنبه ها
احساسات ماه by SetayeshMaleki0
SetayeshMaleki0
  • WpView
    Reads 157,469
  • WpVote
    Votes 8,639
  • WpPart
    Parts 59
فورسام‼️ (اگه اطلاعات کافی در این کلمه ندارید لطفا اول تحقیق کنید و بعد با رضایت خودتون بخونید) این فیک دو فصل داره : فصل اول اتمام یافته ✅ فصل دوم اتمام یافته✅ ژانر: کمی علمی تخیلی ، کمدی ، اسمات🔞 ، مافیایی ، امپرگ کاپل ها: تهکوک←تهیونمینکوک، نامجین← نامجینهوپ [بخاطر فورسام بودنش من خوب علامت گذاری نکردم اسمات هاشو پس لطفا اگه دوست ندارید نخونید❌] {اوایل فیک بخاطر اینکه اولین فیک بنده هست قطعا پره اشتباهه ولی بعد یه مدت قراره تمامش ویرایش بشه(منظور از بعد یه مدت اینه که هنوز معلوم نیست ممکنه یک سال یا حتی دو سال طول بکشه) ، اینجوری بهتون بگم که اگه اعصاب و حال خوندن دارین بفرمایید ✅ چون حتی خودمم اوایلشو گردن نمی گیرم ، ولی خب بعد چند پارت کم کم نوشته ها پیشرفت و کاملا بهتر میشه }
عشق پنهان by army_bts_nazii
army_bts_nazii
  • WpView
    Reads 421,230
  • WpVote
    Votes 29,997
  • WpPart
    Parts 84
وقتیی6عضو بی تی اس یه دفعه تصمیم به فاصله گرفت و نادیده گرفتن بیبی گروهشون میکنن تا با عشقی که بهش دارن آسیب نبینه ولی نمی دونن چه طور قلب کوچیک جیمینی شونُ میشکنن سون سام زندگی روزمره انگشت ، غمگین ، اندکی کمدی، هپی اند ،اسمات، و...... شروع : ۱۴۰۲/۳/۱۵ پایان : ۱۴۰۳/۱۲/۲۵ این داستان به هیچ وجه واقعی نیست و ساخته ذهن نویسنده می باشد اگر نیو آرمی هستی بدون که اینا فقط سناریو یا به زبان ساده الکی و دورغ هستن باور نکن