Ozhoni adlı kullanıcının Okuma Listesi
9 mga kuwento
Bana üç adım yaklaş ni saynaim
saynaim
  • WpView
    Reads 42
  • WpVote
    Mga Boto 3
  • WpPart
    Mga Parte 5
O benden ben ondan uzağım y kişisi benim hayatımı değiştiren kişi yağız beni okul neyse neyse buraları söylemeyi çokkkk istiyorum ama söylemem NEYSE ASKLARIM UMARIM BEĞENİRSİNİZ SİZİ SEVİYORUMMMM MUCKK <<<<3💋💋💋
Rebel (AU) ni Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 196,373
  • WpVote
    Mga Boto 29,426
  • WpPart
    Mga Parte 54
هفت سال پیش وقتی جونگ‌کوک رو از دست داد بابونه‌اش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسف‌باری قرار داشت! +می‌شه بپرسم چرا من رو جونگ‌کوک صدا می‌زنید؟ _ت... تو... من رو نمی‌شناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Romance, Fantasy, Mystery, Smut, Angst, Mpreg
Coshay / نامیرا ni rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Reads 590,821
  • WpVote
    Mga Boto 41,485
  • WpPart
    Mga Parte 133
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻بالا پایین زندگی این خانواده نامیرا 🙈❤️ . . .
Sexy Boy | Completed  ni imfelixi
imfelixi
  • WpView
    Reads 615,480
  • WpVote
    Mga Boto 2,315
  • WpPart
    Mga Parte 2
- باورم نمیشه که تو هیچ‌کدوم از آدمای معروف دور و برت رو نمی‌شناسی ‌- باید بشناسم؟ - واو... تو خیلی از دنیا عقبی! - همین که تو نیستی کافیه. ꜰɪᴄ ɴᴀᴍᴇ : Sexy boy ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Taehyung & Jungkook 𝗴𝗲𝗻𝗲𝗿 : ᴅʀᴀᴍᴀ.ꜱᴡᴇᴇᴛ.ᴄᴏᴍᴇᴅʏ.ᴄʜᴀᴛ.ᴀᴜ
𝘼𝙢𝙖𝙧𝙞𝙨🌙 ni amirhosein3333
amirhosein3333
  • WpView
    Reads 260,466
  • WpVote
    Mga Boto 31,983
  • WpPart
    Mga Parte 55
+عشق یعنی وقتی یه نفر قلبت و میشکنه و حیرت انگیزه که با قطعه قطعه‌ی قلب شکستت دوستش داری ! جیمین خوناشامی که به عنوان پرستار به عمارت قدرتمند ترین روسای مافیا یعنی جئون جونگ کوک و کیم تهیونگ میره اما حتی تصورشم نمیکرد شخصی که باید ازش محافظت کنه پسر 18ساله شر و شیطونی باشه که هرکاری برای منصرف کردن و استعفا دادنش انجام میده یعنی ترو آلفای دورگه میتونه مانع عشقی بشه که قراره بین پدراش و پرستار جوونش شکل بگیره ؟
Moon & Sun [Yoonmin]~|completed  ni R_BlueWriter
R_BlueWriter
  • WpView
    Reads 84,943
  • WpVote
    Mga Boto 14,204
  • WpPart
    Mga Parte 23
↴ేخلاصه یک روز صبح خبر قرار گذاشتنِ پارک جیمین، آیدل روکی صنعت کیپاپ و مین یونگی، محبوب ترین روانشناس کره...مثل بمب توی رسانه ها ترکید! و حالا زوج ما قرار بود چطور این آشوب رو بخوابانند؟ ~\داستانی جهت ساخت حس خوب و اکلیلی/~ •●•●•●•●•●•●• 🌊ే نام ⪼ 『ماه و خورشید -- Moon & Sun』 🐬ే کاپل ⪼ یونمین 📘ే ژانر ⪼ توییت، فیک چت، رمنس، انگست به مقدار لازم، فلاف، هپی اند 🦋ే نویسنده ⪼ بلو رایتر 📭ే وضعیت ⪼ پایان یافته
𝑃𝑎𝑡𝒉𝑤𝑎𝑦|🌓|𝒀𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏 ni IMXNEUL
IMXNEUL
  • WpView
    Reads 12,843
  • WpVote
    Mga Boto 2,693
  • WpPart
    Mga Parte 17
~⚚~𝑃𝑎𝑡𝒉𝑤𝑎𝑦 "گذرگاه" 𝑦𝑜𝑜𝑛𝑔𝑖 ⌇ 𝐽𝑖𝑚𝑖𝑛 𝐴𝑛𝑔𝑒𝑠𝑡 , 𝑆𝑚𝑎𝑡 , 𝑤𝒉𝑖𝑐𝒉 , 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 , 𝑓𝑎𝑛𝑡𝑎𝑠𝑦 -"عاشق یه شیطان شدی!" -"تو نمیفهمی عشق چیه هیونگ"
4427 ni EUGENIEandDANIYAR403
EUGENIEandDANIYAR403
  • WpView
    Reads 327,945
  • WpVote
    Mga Boto 27,529
  • WpPart
    Mga Parte 49
وضعیت: پایان یافته❤️ جئون جونگکوک سارق چیره‌دستی که به نظر احمق میاد به خواسته خودش دستگیر میشه و وبه زندان میره، و اونجا امپراطوری خودش رو برپا میکنه، چطوری؟ قطعا همه‌ی زندانی ها به گنده ترین سارق کره احترام میگذارند! البته بجز یک نفر! کیم تهیونگ رئیس باند قاچاقی که برخلاف میلش دستگیر شده و در تلاشه که یه جوری از زندان بیرون بره... تهیونگ یک عمر به باند خودش که بعضی‌هاشون توی زندان همراهش اند دستور داده و براش سخته زیر سلطه‌ی یه دزد احمق بره! 🔞💲👣🕷 کاپل های فیک به ترتیب: تهکوک، نامجین، یونمین هستند #action #fanfiction #taekook #vkook #mafia # smot #mystery
My Boyfriend Is My Bodyguard 💵 ni Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 1,173,616
  • WpVote
    Mga Boto 95,312
  • WpPart
    Mga Parte 39
💵دوست پسرم بادیگاردمه💵 جئون جونگکوک ... اون معنی اصلی کلمه بدبخت بود ! از زمانی که بدنیا اومد داشت با مشکلاتی که نمیدونست چرا هیچوقت تموم نمیشن سر و کله میزد و حالا اون اینجا بود ... کجا ؟ خودشم نمیدونست ! یه جایی که احتمالا پایان زندگی نکبت بارشو رقم میزد و باعث میشد اون به دردناک ترین شکل ممکن بمیره □■□■□■□■□■□ -میخوای اول بهم تجاوز کنی بعد بکشیم ؟ -الان قرن بیست و یکه ... کی دیگه همچین کاری میکنه ؟ با چشمای گرد شده داد زد -یعنی فقط بهم تجاوز میکنی ؟ نمیکشیم ؟ □■□■□■□■□■□ -من مخ اینو میزنم ! -شبیه آدمایی نیست که بشه مخشونو زد -باشه .. من میزنم ! -احمق من میگم نمیشه تو میگی میزنم ؟ -من منم ! تو نیستم که ! من اگه بخوام .. میتونم مخشو بزنم ! □■□■□■□■□■□ Story Genre:fiction,fluff,romance,action,smut🥊 Couple:Vkook,Yoonmin,secret🎡🪤 "Completed"⛓️