mooncherryblossoms
- Reads 4,912
- Votes 1,320
- Parts 33
یو کیهیونِ 27 ساله، تخصصِ بیکاری داره. در اصل بیکار نیست و توی چهار سال گذشته، شغلای مختلفی رو تجربه کرده، اما این شغلا طولانی نبودن.
4سال قبل، کیهیون شغل خوبی داشت، یه کار اداری با یه حقوق عالی، تا وقتی که کمپانی بسته شد و اونا 128 نفر از کارمنداشونو اخراج کردن. از اون روز کیهیون سعی کرد که شغل مناسبی پیدا کنه، ولی با توجه به شرایط اقتصادی، نتونست شغل ثابتی پیدا کنه...
خانوادش هیچوقت این موضوع رو نفهمیدن و کیهیون باید کاری میکرد که اونا مطمئن شن که کیهیون هنوز سرکار میره.
حالا کیهیون با هیونوو توی خونه ای زندگی میکنه که متعلق به هیونووعه. به لطف هیونوو، اون میتونست بیکار بودنش رو مخفی کنه.
سون هیونووی 28 ساله، متخصص گوش و حلق و بینیه که توی بیمارستان سئول کار میکنه. اون واقعا پسر خوبیه و همه دوست دارن که باهاش باشن، اما اون هنوز سینگله و معتقده که کارهای زیادی توی بیمارستان داره و در کنار اون، هنوز نمیخواد خودش رو درگیر این چیزا کنه.
این دونفر، زندگی روزمره خودشون رو به عنوان دوتا همخونه، یا بعضی وقتا به قول مینهیوک، یه زوجِ متاهل، ادامه میدن.
همه چیز داشت خیلی خوب پیش میرفت، تا زمانی که کیهیون شروع به فکر کرد...
The Original Story Credit:
@MinnieHaru
All Chapters will be dedicated to her For her amazing work
Up time: Sunday