کاپل: یونمین
ژانر: اسمات، رومنس، درام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خلاصه: داستان راجب جیمینه که واسه تعطیلات میخاد بره مسافرت ولی تو این مسافرت که فقط اسمش مسافرته تمام زندگیش تغییر میکنه.....
زندگی عاشقان مقیم بلندیهای کالیفرنیا
خلاصه: قصه مردی بد و مردی خوب؛ دوستی به عشق تبدیل میشه. کنارش قصه مردی خیلی بزرگسالتر و مردی جوون؛ عشقی که به دلبستگی میانجامه.
«چرا؟ چون من زن نبودم؟»
جونگکوک به خودش اومد و دید وسط داد و بیداد تهیونگ، دلش برای چشمهای پسر روبهروش ضعف رفته.
«احمق تو همهجا هستی، جلوی چشمای بازم هستی، پشت پلکای بستم هستی، توی بطری آبجومی، لابهلای بانداژای بوکسمی، چشمات کنار بالشمه، حتی تو اون هودی سبزِ نعنایی که ازت بلند کردم، ها تهیونگ؟»
مرد حلقه داشت. وقتی دستای بزرگش، که مثل دستای از گور برخاستهای، رنگپریده و کمخون بود، گودی شونه تا کتف جیمین رو نوازش کرد؛ روی انگشتش برق زد.
«آخرین باری که همچین چیزی خوردم؛ مهمونی تولد همدانشکدهای انگلیسیم بود، نزدیک بیست سال پیش... این آب گوجهفرنگیش یه کم زیاد نیست؟»
#جدی_نگیرید
وضعیت: کاملشده ✅
کاپل: کوکوی، یونمین
ژانر: روزمره، عاشقانه، کمدی، اسمات🔞⛔
نویسنده: نائومی
در این بوک از شیپهای مخلتف bts سناریو گذاشته میشه
بعضی از داستانها وانشات و بعضی هاشون چند شاتیه...
قراره داستان های کوتاه اما جالبی رو توی این بوک بخونید.
در مورد ژانرش هم، همه چی هست...از مافیایی گرفته تا فلاف و مدرسه ای، امپرگ تا ماوراطبیعه، اکشن تا درام و....❤️
پس این بوک رو ذخیره کنید چون میدونم خیلی دوست داشتنیه❤️❤️
『 وانشـات ها 』
'
| •این بوک کلا مختص یونمین/مینیون هستش
| • هر پارت یه وانشات جداست، و داستان جدا داره
| •اسمشون و ژانرشونم همون اول میزنم
| •صلواتیه(برای شما ووتیه نه صلواتی) هروقت مودم بگیره از یه چیزی الهام بگیرم ک کوتاه باشه بلافاصله داخلش مینویسم و اپ میکنم
| •پایان هم نداره با این اوضاع
قبیله خورشید و ماه
دوقبیله متفاوت
دوقبیله بهم گره خورده
سرنوشت شاهزاده ها
قبیله تاریکی و روشنایی
ژانر:امگاورس.تخیلی.هپی اند.کمی کمدی
کاپل:
اصلی:
یونمین
فرعی:
نامجین
تهکوک
هوسوک تنها نیست و کاپلش یه رازه.....