SheydaAghapoor0
#باکودکو
او از آسمان افتاد. با نگاهی گیج، قلبی ناآرام، و دستانی که هنوز نمیدانستند قرار است نجاتبخش یک دنیا باشند.
ایزوکو، پسری از جهانی دیگر، ناگهان خود را در سرزمینی مییابد که در آن جادو واقعیست، خونریزی عادیست، و نگاهها همیشه دنبال قهرماناناند.
و در میان آنهمه چهرهی بیگانه، فقط یک نفر هست که حضورش مثل شعلهای سوزان در دل تاریکی میتابد... کاتسوکی.
آیا میشود در میانهی جنگ، سیاست، و سرنوشتی تحمیلشده، به احساسات اعتماد کرد؟
و اگر گذشتهای پنهان میانشان خوابیده باشد... آیا عشق میتواند دوباره آن را بیدار کند؟