Teakook
19 stories
He Is My Boyfriend ❢ Vkook por Zargoli
Zargoli
  • WpView
    LECTURAS 2,102,022
  • WpVote
    Votos 242,617
  • WpPart
    Partes 68
《اون دوست پسر منه》 +باورم نمیشه..تو.. _آره خودمم، دوست پسرت. #Vkook °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• +راستش من شما رو نمی‌شناسم؟! _بذار از اول شروع کنیم. یونگی هستم، مین یونگی. قراره از این به بعد هم اسممو زیاد بشنوی و هم زیاد صداش کنی. #Yoonmin °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• جونگکوک تو اوج مستی، کیم تهیونگ رئیس شرکتی که قراره به زودی توش مشغول به کار بشه و هنوز ندیدتش رو دوست پسرش معرفی می‌کنه و ازش آویزون میشه..در حالی که صبح بیدار میشه و بدون اینکه چیزی یادش باشه، آماده میشه تا به اون شرکت بره و قرارداد امضا کنه. کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : یونمین ژانر : رمنس/فلاف/زندگی روزمره وضعیت آپ: کامل شده
dear (عزیز کرده) por im-not-arshyabro
im-not-arshyabro
  • WpView
    LECTURAS 186,916
  • WpVote
    Votos 20,014
  • WpPart
    Partes 24
اسم:dear (عزیز کرده) تمام شده✓ ژانر:امگاورس٫امپرگ٫تاریخی٫اسمات ، علمی تخیلی... کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:یونمین خلاصه: خاندان جئون معتقدن که امگا ها سفیدیه دنیا هستند همه ی مردم چوسان باور داشتن که هر امگایی که خون جئون ها را داشته باشه پاک ترین و زیبا ترین امگاست تا اینکه یه فردِ چینی که سفیر پادشاهیه چین بود تو بازار چشمش به امگایی زیبا روی و با ظرافت میخوره سفیر چینی اون امگای بی گناه رو به زور با خودش تا گیشا خانه میکشه و اونجا بهش تجاوز میکنه اون امگا که از خاندان جئون بود روز بعدش خودش رو با تیکه ای پارچه از سقف اتاقه گیشا خانه آویزون میکنه و خود کشی میکنه و بعد از اون تا چند صد سال بعد خاندان جئون امگایی از خون خود نداشتن و فکر میکردن که از طرف الهه ی ماه نفرین شدن و با ورود جونگکوک کوچولوی ما این نفرین شکسته شد. روز های اپ:تمام شده این فیک خیلی گوگولی مگولی و سافت و بی دردسره و روزمرست پارت هاش هم احتمالا کم باشن 🎀ورژن کوکوی توی همین اکانت با همین اسم🎀
𝗧𝗶𝗴𝗿𝗶𝗱𝗶𝗮 ᵛᵉʳˢ por yelital
yelital
  • WpView
    LECTURAS 377,040
  • WpVote
    Votos 45,735
  • WpPart
    Partes 73
𝙃𝙮𝙗𝙧𝙞𝙙 - 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛 - 𝙏𝙝𝙞𝙡𝙡 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 - 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 سازمان EPA، در ظاهر یک سازمان محافظت محیط زیستی بود که از حیوانات دارای نژاد خاص حفاظت می‌کرد. اما در باطن روی انسان‌ها آزمایشاتی انجام می‌داد و با تزریق ژن و هورمون‌های حیوانی، سعی در تغییر رَویه بدنشون داشت. در این بین تنها یک مورد مثبت بوجود اومد! یک دختر... یک دختر که عاشق شد و از آزمایشگاه فرار کرد اما... ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 𝙏𝙖𝙚𝙠𝙤𝙤𝙠: - تو حق نداری ناراحت باشی، وقتی من اینجام، وقتی من کنارتم، وقتی من تک تک غم‌هات رو با قلبم به آغوش می‌کشم! تو متعلق به منی... تو خودِ خودِ روح منی... پس فقط قلبتو، روحتو، حستو به من بسپار... قسم می‌خورم تا ابد عاشقت باشم. 𝙎𝙪𝙗 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: 𝗛𝗢𝗣𝗘𝗠𝗜𝗡 - بهم نگاه کن! منو می‌بینی؟ من با همین دست‌هام، با همین احساسم، با همین نبض ضعیفم، من با همین قلب خستم، تا ابد از تو محافظت می‌کنم~ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
My Boyfriend Is My Bodyguard 💵 por Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    LECTURAS 1,034,483
  • WpVote
    Votos 86,577
  • WpPart
    Partes 39
💵دوست پسرم بادیگاردمه💵 جئون جونگکوک ... اون معنی اصلی کلمه بدبخت بود ! از زمانی که بدنیا اومد داشت با مشکلاتی که نمیدونست چرا هیچوقت تموم نمیشن سر و کله میزد و حالا اون اینجا بود ... کجا ؟ خودشم نمیدونست ! یه جایی که احتمالا پایان زندگی نکبت بارشو رقم میزد و باعث میشد اون به دردناک ترین شکل ممکن بمیره □■□■□■□■□■□ -میخوای اول بهم تجاوز کنی بعد بکشیم ؟ -الان قرن بیست و یکه ... کی دیگه همچین کاری میکنه ؟ با چشمای گرد شده داد زد -یعنی فقط بهم تجاوز میکنی ؟ نمیکشیم ؟ □■□■□■□■□■□ -من مخ اینو میزنم ! -شبیه آدمایی نیست که بشه مخشونو زد -باشه .. من میزنم ! -احمق من میگم نمیشه تو میگی میزنم ؟ -من منم ! تو نیستم که ! من اگه بخوام .. میتونم مخشو بزنم ! □■□■□■□■□■□ Story Genre:fiction,fluff,romance,action,smut🥊 Couple:Vkook,Yoonmin,secret🎡🪤 "Completed"⛓️
𝑺𝒕𝒐𝒏𝒆 𝑶𝒇 𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑷𝒐𝒘𝒆𝒓 por sani0w
sani0w
  • WpView
    LECTURAS 114,302
  • WpVote
    Votos 12,079
  • WpPart
    Partes 32
«کامل شده» داستان از اینجا شروع میشه که بعد از 1000 سال یک شخص آواتار با تمامی قدرت ها بدنیا میاد ولی هنوز با بدنیا نیومدنش لواتاریا جنگ رو با خوناشام ها و گرگینه ها شروع میکنن. کیــم تهیونگ رییس تمامی خوناشام ها و کیــم نامجون آلفا و رییس پک گرگینه ها با متحد شدن هم دیگه به جنگ با لواتاریا میرن و داستان با دنیا اومدن جئون جانگ کوک با چشمای رنگی شروع میشه...... ❥𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑩𝒐𝒐𝒌:𝒔𝒕𝒐𝒏𝒆 𝒐𝒇 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒑𝒐𝒘𝒆𝒓 ❥𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌-𝒀𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏-𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 ❥𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:-𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆-𝑽𝒂𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆-𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒐𝒓𝒔-𝑺𝒎𝒖𝒕 ❥𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓:𝑺𝒂𝒏𝒂𝒛
Lagoon | VKOOK por V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LECTURAS 14,120
  • WpVote
    Votos 1,377
  • WpPart
    Partes 21
𓂃𝑳𝑨𝑮𝑶𝑶𝑵𓍯 "چرا دوستش داشتم؟ چرا هیچ‌وقت بهش فکر نکردم... دارم به گذشته نگاه می‌کنم و هزارتا دلیل یادم میاد که به‌خاطرشون باید دوستش داشته باشم ؛ و هزارتا دلیل دیگه دارم برای پرستیدنش بدون این‌که اصلا نیاز به دلیلی باشه! وقتی بهش فکر می‌کنم مطمئنم که اون برای من ساخته شده بود یا شاید... من برای اون ساخته شدم بودم. یه چیزی ما رو به هم وصل می‌کرد که باور نمی‌کنم تصادفی بوده. فقط یه احساس بچگانه نبود، من بهش ایمان داشتم و اون منو تکه‌ای از وجود خودش می‌دونست. وقتی که ازم گرفته شد، باید چی کار می‌کردم به‌جز این‌که دنبال تیکه‌ی وجودم بگردم و برگردم سراغش؟" ⊹ کاپل⤟ ویکوک، سکرت. ⊹ ژانر⤟ درام، فانتزی، رازآلود، خشن، اسمات ⊹ نویسنده⤟ Jill
Phantom por hnnahDfujoshi
hnnahDfujoshi
  • WpView
    LECTURAS 22,086
  • WpVote
    Votos 2,119
  • WpPart
    Partes 16
[ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ] این دنیا جای بزرگیه اما جهان افکارمون خیلی بزرگتر از این حرفاست درحدی که میشه توش زندگی کرد، خاطره ساخت، عاشق شد و هیچ وقت ازش بیرون نیومد. ▪︎𝕮𝖔𝖚𝖕𝖑𝖊: 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌 ▪︎𝕲𝖊𝖓𝖗𝖊: 𝑷𝒔𝒚𝒄𝒉𝒐𝒍𝒐𝒈𝒊𝒄𝒂𝒍, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆
HeartBeat Hospital | Vkook por V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LECTURAS 774,982
  • WpVote
    Votos 77,887
  • WpPart
    Partes 48
"Completed" خلاصه: جئون جونگکوک رزیدنت جراح مغز و اعصاب،با وجود شلوغی بخش اورژانس بین اون همه مریض و همراهایی که به هیاهوی سالن دامن میزدن،مجذوب مرد نااشنایی میشه که با سردرگمی به دیوار سرد و بی روح بیمارستان تکیه داده و تو دنیای افکار خودش رها شده... چی میشه اگه جونگکوک با لجبازیاش این مرد رو اعصبانی کنه بدون اینکه بفهمه در آینده قراره دستیارش بشه و زندگیش به همین نگاه سرد گره بخوره ،دستیار جوان ترین جراح مغز اعصاب"کیم تهیونگ" + دکتر کیم،میشه خودت رو به ندونستن بزنی تا من بتونم تورو دوست داشته باشم؟! Heartbeat Hospital Wr: @LiLinuxe Main couple: Vkook Genre: Medical(پزشکی).Smut.Angst.Loving
ANAEL | VKOOK por thejulydream
thejulydream
  • WpView
    LECTURAS 11,294
  • WpVote
    Votos 1,337
  • WpPart
    Partes 35
𓏲،🗒️Story Description : بین هیاهوی غمی که میون زندگی کیم تهیونگ جریان داشت، به جا آوردن رسم عاشقی مقابل کافه‌چی جوانی که قلب زیبا و مزین به پاکی خودش رو به وجود سیاه شده‌ی مرد هدیه کرده بود؛ درست شبیه به دست نیافتنی‌ترین آرزوی ممکن به نظر می‌رسید. مرد سیاه‌پوش لئونارد که گاهاً برای وصف آتش خانمان‌سوزی به نام عشق دست به قلم می‌برد؛ چنان دیوانه‌وار به پسر زیبایی که پشت پیشخوان «کافه آنائل» می‌ایستاد و شیرینی لبخندهاش رو به نگاه خسته‌ی تهیونگ می‌بخشید دل باخته بود که برای هر یک ثانیه دیدن جونگ‌کوک، بارها مقابل خالق این پسر بی‌نقص، سر به تعظیم فرود می‌آورد. - 𓏲➸ Part Of The Story : _ شبیه همیشه نیستی، انقدر نوشیدی که کلماتت رو بدون هیچ ترسی به زبون میاری. _ تو چی پسرم؟ از اینکه انقدر عمیق به چشم‌های آدم مستی زل زدی که بی‌پرواتر از همیشه لمست می‌کنه نمی‌ترسی؟ _ من هیچ‌وقت از تو نمی‌ترسم تهیونگ! - ᭝ Main Couple ➸ VKook ᭝ Sub Couple ➸ Secret ᭝ Genre ➸ Romance, Drama, Mystery, Angst, Smut ᭝ Age Category ➸ NC +18 ᭝ Writer ➸ Roya ᭝ Writer id ➸ Telegram [TheJulyDream] Instagram [TheJulyDream_] ᭝ UP⏱ ➸ Once every two weeks
CHROMANDA | VKOOK por V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LECTURAS 294,165
  • WpVote
    Votos 39,830
  • WpPart
    Partes 48
خلاصه: زیاد شنیدیم که میگند " تو دلیل زندگیمی" و ما میدونیم که این جمله حتی اگر هم از اعماق قلب باشه، باز یه اغراقه، نهایتش بعد اون، فقط یه چند ماهی مثل جهنم بگذره... نه؟! ولی این در مورد ققنوس ها متفاوته! جونگکوک واقعا و بی مبالغه میمیره، اگر تهیونگ نباشه... چون اون یه ققنوس فضاییه! "نمیدونم چند سال گذشت... ولی بالاخره تو زمین پیدات کردم. یه بار... نصف شب اومدم روی سرت و تو اون موقع فقط یه نوزاد کوچولو بودی، گریه میکردی و بهونه ی مادرت رو میگرفتی ولی وقتی من رو دیدی خندیدی... با اون تیله های سیاه درشتت بهم خیره شدی و برخلاف تصورم نترسیدی و فقط خندیدی... یکم که گذشت دیگه نتونستم خودم رو بهت نشون بدم و همیشه از دور سعی کردم مواظبت باشم تا موقع بازی کردن و مدرسه رفتن اذیت نشی... بزرگتر شدی... جلوی چشمهای خودم عاشق شدی..." CHROMANDA Wr: @purplimmo Main Couple: Vkook Genre: Fictional, Fantasy, Romance, Druma, Smut