✨🧸
12 historias
IMPOSED  FAMILY por AVINA1061
AVINA1061
  • WpView
    LECTURAS 76,226
  • WpVote
    Votos 7,486
  • WpPart
    Partes 35
کاپل:کوکوی ژانر:معمایی،انگست،جنایی،اسمات،کمی دارک مادر تهیونگ جئون سورا به دلایل نا معلومی خودکشی میکنه و حالا باید با داییش که حضانتش رو به عهده گرفته زندگی کنه البته دایی پیرش بعید به نظر میرسه بتونه این پسر مرموز و لجباز به رو تنهایی بزرگ کنه.... بعد از مدت کمی که با داییش زندگی میکنه به خاطر یه حادثه مجبوره با کوک زندگی کنه و این شروع داستانه... زمان اپ:پنج شنبه ها کاپل ها رو کامل نگفتم چون در جریان داستان می‌فهمید چرا این داستان غیر واقعی و به دور از هیچ گونه ارتباط با اعضای بی تی اس هستش و کاملا زاده تخیل نویسنده اس و به هیچ عنوان شخصیت های اعضا ربطی به این داستان ندارن و فقط از اسم ها استفاده شده وگرنه همگی میدونیم که اعضا فرشته های مهربون خودمون هستن💚💚💚💚💚 نویسنده: noor
I'm not lucifer por alexavander95
alexavander95
  • WpView
    LECTURAS 4,334
  • WpVote
    Votos 751
  • WpPart
    Partes 21
پسر شیرینی که دائم ازش مراقبت و نگهداری می شد، وجود نداره،‌کسی که با بی‌رحمی خواهرش و به قتل رسوند و از خانوادش کسی زنده نمونده _______________________________ _می دونی جنس انسان از خاکه و خب خاک و گِل هیچ شکلی ندارن در واقع این سفالگره که بهشون شکل و هویت میده ، ما چیزی جز یه مجسمه نیستیم که زندگی داره ما رو شکل میده، هر اتفاق یه منحنی و شیار روی این مجسمه گِلی خلق می کنه و من اون اتفاقیم که قراره باعث شکستن تمامه مجسمه ها بشه مجسمه هایی از جنس ما. _تو فراموش کردی من انسان نیستم! +تو درواقع هیچی نیستی ،چون اصلا وجود نداری!! _______________________________ Couple:vkook_kookv(ورس) Couple(فرعی): (کرم دارم نمی گم خودتون بخونین بفهمین) ============================== های گایز من الکسام ملقب لکسی، یه موجودِ گشاد و خل درکل موقع خوندن بی زحمت سعی کنید مثله کلم🥦 نباشید و اگه حال کردین به کصشرایی که از مغزه من تراوش می کنه ووت بدید ⭐ و کامنت بزارین و بهم انرژی بدین☺️ پس #نه به کلم بودن
𝖨 𝖲𝗅𝖾𝗉𝗍 𝖶𝗂𝗍𝗁 𝖬𝗒 𝖡𝗋𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋 |𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬|🌑 por kopqiwhuwiwih
kopqiwhuwiwih
  • WpView
    LECTURAS 10,810
  • WpVote
    Votos 882
  • WpPart
    Partes 8
_چطور به مامانم بگم عاشق برادر ناتنیم‌ شدم و ازش حاملم! "مثل اینکه دیگه نمیتونی بیای مدرسه" ______________________________ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾:╭𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬,𝘓𝘪𝘵𝘵𝘭𝘦 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯,𝘚𝘶𝘨𝘢 𝘢𝘯𝘥 𝘨𝘪𝘳𝘭 🖤 𝖦𝖺𝗇𝖾𝗋:╭𝘔𝘱𝘳𝘦𝘨, 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧, 𝘓 𝘈𝘯𝘨𝘦𝘴𝘵, 𝘏𝘢𝘱𝘱𝘺 𝘌𝘯𝘥,𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦,𝘚𝘮𝘶𝘵،𝘊𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺 🕸 𝖳𝗂𝗆𝖾 𝗈𝖿 𝖴𝗉𝖽𝖺𝗍𝖾:𝘚𝘶𝘯𝘥𝘢𝘺,𝘍𝘳𝘪𝘥𝘢𝘺 🥋 𝖲𝗍𝖺𝗋𝗍:╭1401,8,27⏳️ 𝖤𝗇𝖽:╭x,x,x⌛️ اسپویل: مادر کوک تصمیم میگیره دباره ازدواج کنه کوک مشکلی نداره اما باید توی خونه ی پدر ناتنیش زندگی کنه مشکل اینه جونگکوک‌ عاشق تهیونگ برادر خوندش میشه چطور میتونه بهش بگه درحالی که اون پلی بویه و کلی دوس دختر داره و هرشب توی اتاق مشترکشون یکی رو بفاک میده... 𝑊𝑅𝐼𝑇𝐸𝑅:𝐽𝐴𝑌𝐻𝑂𝑁𝐸𝑌𝐾𝐼𝑀..
cute baby por DenizNajafi
DenizNajafi
  • WpView
    LECTURAS 256,523
  • WpVote
    Votos 27,740
  • WpPart
    Partes 29
پسری که به خاطر نجات خواهرش برده ی یکی از رئیس های گنگ خلافکار میشه . . . . "خواهش میکنم اقا شما میتونین اونو نجات بدید؟" "خب تو پولی داری که بتونی اونو بخری " جانگ کوک سرش به علامت منفی تکان داد " پس متاسفم نمیتونم براش کاری کنم" جانگ کوک اروم روی زمین نشست و سرش رو پایین انداخت "لطفا کمکم کنید تا خواهرم رو نجات بدم هر کاری بگید میکنم التماس میکنم "تهیونگ اروم سر جانگ کوک رو بالا اوورد و به چشماش نگاه کرد"هر کاری" جانگ کوک بدون هیچ فکری جواب داد"بله هر کاری فقط لطفا خواهرم رو نجات بدید"تهیونگ خم شد و اروم از زمین بلندش کرد "خواهرت امروز برمیگرده خونه ولی تو دیگه همچین حقی نداری".....
Nicolay (Kookv) por Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    LECTURAS 241,071
  • WpVote
    Votos 31,266
  • WpPart
    Partes 27
←⁩ نیکولای تمام‌شده. ✔️ تهیونگی که عاشق سفرکردنه، بالأخره شرایط سفر به کشور مورد علاقه‌اش رو پیدا کرده و قراره چند روز دیگه پرواز کنه؛ درحالی که فرمانده‌ی ارتش روسیه همون موقع داره خودش رو برای حمله به اوکراین آماده می‌کنه... کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، درام، انگست، اس.مات، جنگ
Hand job | Vkook por silverfic
silverfic
  • WpView
    LECTURAS 700,642
  • WpVote
    Votos 51,630
  • WpPart
    Partes 34
¤ Summary: کوک امگای یتیمیه ک شب ها ت بار ب عنوان بارتندر کار می‌کنه و دوست داره آلفاش رو پیدا کنه ... تهیونگ آلفای میلیونر مغرور و جذابیه ک تنها مشکلات زندگیش پیدا نشدن جفتیه ک خیلی میخوادش و ارضا نشدنشه ! حالا چی میشه اگه کوک میتش رو در حالی ببینه ک دست سه نفر ت شلوارشه ...! ▪︎ ▪︎ ▪︎ ▪︎ ¤ Main couple: vkook ¤ Genre : omegavers , romance , angest , smut , happyend ‏¤ up time : جمعه ها (اگه که خدا بخواد)
MY LITTLE MIRACLE por IRIS-NO
IRIS-NO
  • WpView
    LECTURAS 565,437
  • WpVote
    Votos 48,521
  • WpPart
    Partes 85
"تمام شده" کاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : هوپمین، نامجین ژانر : رومنس، انگست، اسمات، یکم خشن، هایبرید IRIS-NO × جونگی گول میده ملاگب ببلی باشه، تولوهدا بابایی _عزیزم بابایی همه تلاششو میکنه تا ببری رو بباره پیشت، چون خودشم دوست داره مراقبش باشه. ----------- اگر قبول ن..نکرد چی؟ پسر کوچولو زمزمه کرد ، مرد نگاه مهربونی به هایبرید انداخت و گفت نگرانش نباش، هیونگی قراره تا آخر عمر تورو پیش خودش نگه داره، دیگه نمیزارم بلایی سرت بیارن. ----------- × ته‌ته میتونه مامان باشه؟ + جونگی نباید اینو بگی، من پسرم، پسرا که نمیتونن مامان باشن فسقلی. چونه پسرک شروع به لرزیدن کرد و با چشمایی پر از اشک به تهیونگ خیره شد. ×ولی جونگی عاشگ ته‌ته شده، نمیهواد دوباله تنها و نالاحت باشه. ----------- با دستایی لرزون اشکهاش پاک کرد، سعی کرد نفسش رو تنظیم کنه و به حرف اومد +م..من فکر میکردم..شاید بتونیم یه فرصت کنار هم داشته باشیم..م..میدونم که موقعیتمون خیلی متفا... مرد با تک‌خندی بین حرف هایبرید پرید _ و کی گفته من قبول نمیکنم بچه؟
𝐵𝑒𝑙𝑜𝑛𝑔 𝑡𝑜 𝑑𝑎𝑑𝑑𝑦🤍🍼 por ciibuny
ciibuny
  • WpView
    LECTURAS 164,763
  • WpVote
    Votos 20,231
  • WpPart
    Partes 23
(تکمیل شده) کوک نمی‌دونست بعدا قراره کسی بیاد تو زندگیش که به خاطر یکبار بغل کردنش کیلومترها راه رو طی کنه!:) . کاپل[ویکوک]،[کمی هم هیونلیکس] ژانر: اسمات،ددی بیبی هپی اند:)
•ᴄᴏꜰꜰᴇᴇ🪶 •Vkook• por vjk_V_jk
vjk_V_jk
  • WpView
    LECTURAS 6,085
  • WpVote
    Votos 625
  • WpPart
    Partes 30
پسری عاشق تهیونگی که از بچگی پیشش بوده از قضا پسر عموشم هستش شده!!!(: آیا این عشق درست پیش میره!؟🕊✨