2
1 story
Mute days | Taegi by nayayanuo
nayayanuo
  • WpView
    Reads 1,754
  • WpVote
    Votes 183
  • WpPart
    Parts 7
کامل شده یونگی مبتلا به سرطان بود. می‌دونست که چه بلایی سرش میاد. داشت برای آخرین روزهاش برنامه ریزی می‌کرد، ولی همه‌چیز اون‌طور که ما می‌خوایم پیش نمی‌ره مگه‌نه؟ زمین می‌لرزید. زمین پر از خرده شیشه و گرد و غبار بود و هرکس که جیغ می‌کشید بعد از ثانیه‌ای خفه می‌شد. یونگی نمی‌دونست چه خبره، تا اینکه یکی فریاد کشید: ‌- آدم فضایی‌ها حمله کردن! و صدای اون هم قطع شد. یونگی از قبل می‌دونست چه قراره بمیره، اما باز هم ترسیده بود.