For tomorrow😙🕶
4 cerita
Uncle Jeon (Fake Chat) oleh NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Membaca 63,120
  • WpVote
    Vote 8,852
  • WpPart
    Bab 7
-[خبر فوری! به طرز عجیبی رو بابای دوست پسرِ خواهر زاده‌م کراش زدم.] فان/ فلاف/ تمام شده.
دزد اسپرم oleh f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Membaca 136,747
  • WpVote
    Vote 18,265
  • WpPart
    Bab 49
تهیونگ بعد از فهمیدن اینکه یه قسمت اضافی توی بدنش داره می خواست قبل از در اوردنش ازش استفاده بکند. مرد با سگرمه های درهم فریاد کشید: مردتیکه‌ی بی حیای اسپرم دزد! دست هاش رو محافظ گونه مقابل شکم برامدش قرار داد،متقابلا اخم هایش را برای مرد درهم کشید. : داد نزن بچه‌م میترسه. : من این مردتیکه رو میندازم زندان. تهیونگ حق به جانب: بد کاری کردم نزاشتم اسپرم هات برن تو فاضلاب؟ تو باید از من ممنونم باشی اون غول تشن ها به سختی جئون رو نگه داشته بودند تا به تهیونگ حمله ور نشود. کوکوی
𝓕𝓸𝓻𝓬𝓮𝓭 𝓓𝓪𝓭𝓭𝓲𝓮𝓼 oleh Evergreen-princess
Evergreen-princess
  • WpView
    Membaca 144,266
  • WpVote
    Vote 12,223
  • WpPart
    Bab 22
نامجون و جین، دوتا مافیای خطرناکن که یه روز دستور دزدی یه پسربچه رو دریافت میکنن. غافل از اینکه...... ژانر: مافیا، فلاف، امپرگ کاپل: کوکوی، نامجین، یونمین