مورد علاقه هام🥰🤩
139 stories
DADDY IS MY UNICORN by silvia_wr
silvia_wr
  • WpView
    Reads 277,409
  • WpVote
    Votes 44,303
  • WpPart
    Parts 46
🌈🦄- ددی؟ می‌دونستی تو یونیکورن منی؟ جانگکوک با چشمایی بیرون زده به پسر روبه‌روش نگاه می‌کنه. - ها؟ من؟ دقیقا منظورت منم تهیونگ؟ احیاناً حرفت و برعکس نگفتی کیتن؟ تهیونگ روی خزای گربه‌اش دست کشید و نچی کرد. - منظورم دقیقا خود خودت بودی ددی کوک. جانگکوک با کنجکاوی پشت میزش نشست و دست به سینه شد. - خب حالا چرا من یونیکورن کیتنمم؟ - می‌دونستی یونیکورنا آرزوها رو برآورده میکنن؟ مثل تو! لبخند عمیقی روی لبای ددیِ تهیونگ میشینه که بیشتر اون و شبیه یه خرگوش می‌‌کرد تا یه یونکیورن رنگی رنگی! - آرزوی تو چیه؟ - تو! آرزوی من تو بودی که خودت ارزوم و برآورده کردی. پس تو یونیکورن افسانه‌ای منی! 🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄 🌈NAME: DADDY IS MY UNICORN 🌈GENRES: FLUFF_ROMANCE_COMEDY_OMEGAVERS_MPREG 🌈MAIN COUPLE: KOOKV 🌈SIDE COUPLE: YOONMIN Up time: fridays 22:00
 𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨🖤🌿Kookv~ by moomkookv
moomkookv
  • WpView
    Reads 76,941
  • WpVote
    Votes 6,735
  • WpPart
    Parts 29
𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨 🖤🌿 برای پایان دادن به تنش میان سرزمین‌ها، شاهزاده‌ی چوسان مجبور به ازدواج با رئیس قبیله‌ی جنوبی می‌شود. تهیونگ تصور می‌کرد سخت‌ترین بخش این پیوند اجباری، ترک خانه و خانواده‌اش باشد. اما با ورود به قبیله‌ی جنوبی، خود را میان رازهای پنهان، دشمنی‌های قدیمی و حقیقت‌هایی می‌یابد که سال‌ها در سایه دفن شده‌اند. در حالی که گذشته آرام‌آرام چهره‌ی واقعی خود را آشکار می‌کند، تهیونگ باید میان وظیفه، خانواده و قلبش تصمیم بگیرد. غافل از اینکه این ازدواج، پایان یک داستان نیست... بلکه آغاز ماجرایی است که سرنوشت تمام سرزمین‌ها را تغییر خواهد داد. ☕ ژانر : امگاورس | سلطنتی | فانتزی | درام ☕ کاپل : کوکوی | یونمین | نامجین | سپ ☕ ریتینگ : +18 ☕ زمان آپلود : نامشخص
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 190,430
  • WpVote
    Votes 17,363
  • WpPart
    Parts 30
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
𓂃The Mission Trap [KookV]⋱ by Veronikanoir
Veronikanoir
  • WpView
    Reads 39,451
  • WpVote
    Votes 3,759
  • WpPart
    Parts 9
تلـه‌ی مأمـوریت [تمام شده] ⨳ کـاپل: کوکـوی ⨳ ژانـر: امگاورس، رومنس، پلیسی، اسمات ⨳ تایپ: کوکوی 🐾خلاصـه: تهیونگ، امگای غالبی که از لحظه‌ی ورودش به پایگاه هونگان، جذب فرمانده‌ای آروم با رایحه‌ی شکلاتی می‌شه؛ کسی که برخلاف قانون طبیعتشون، جفت حقیقیش نیست. توی دنیایی که قلب گرگ‌ها فقط برای جفتشون به تلاطم میفته، این کشش نادر، تهیونگ رو گیج کرده. چی می‌شه اگه اعتراف تهیونگ درست وسط یکی از مأموریت‌هایی باشه که دارن با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می‌کنن؟
In the arms of the butterfly| Kookv by nabie_2024
nabie_2024
  • WpView
    Reads 68,590
  • WpVote
    Votes 6,732
  • WpPart
    Parts 52
وقتی قلب مادرت بین مرگ و زندگی می‌زنه، حاضری برای نجاتش تا کجا پیش بری؟ کیم تهیونگ پسری با ترس از تنهایی که درگیر سخت‌ترین انتخاب زندگیشه، وقتی زنی مرموز و به‌ظاهر ناجی دست کمک به سمتش دراز می‌کنه، نمی‌دونه قراره با امضای یه قراردادِ ساده وارد دنیایی بشه که پر از دروغه. تهیونگ برای نجات مادرش، پا روی غرور و آرامش زندگیش می‌ذاره اما وارد دنیایی میشه که توش مرز بین نجات و نابودی خیلی باریکه. یه قرارداد... یه بازی خطرناک... و مردی که قلبش مثل یخ سرده... در میون همه‌ی این تهدید‌ها، احساساتی شکل می‌گیره که سرنوشت چهار مهره رو تغییر میده. ------- Genre: Romance, Harsh, Angst, Smut, Revenge Writer: Nabie
𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖕𝖊𝖗𝖘𝖔𝖓 𝖎𝖓 𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖜𝖔𝖗𝖑𝖉 by ihatemae
ihatemae
  • WpView
    Reads 71,812
  • WpVote
    Votes 8,974
  • WpPart
    Parts 31
"ᴡʀᴏɴɢ ᴘᴇʀsᴏɴ ɪɴ ᴡʀᴏɴɢ ᴡᴏʀʟᴅ" ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇs: ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ, ғᴀɴᴛᴀsʏ, ʜᴀʀsʜ, sᴍᴜᴛ, ᴍᴘʀᴇɢ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · خلاصه: تهیونگ گوشه‌ی توالت کلاب به خواب می‌ره و در جهانی بیدار می‌شه که متعلق به اون نیست؛ میون گروهی از دختران و پسران باکره. جهانی که افراد رایحه‌های غلیظ از خودشون به جا می‌ذارن و رفتار بدوی پیشه کردن. اون دزدیده شده و طبق گفته‌های دیگران مجبور به تقدیم بدن خودش به رئیس خون‌خوار قبیله‌ست. قبل از این‌که تهیونگ فرصتی برای تطبیق و خو گرفتن با جهان اطرافش داشته باشه، وسط یکی از رسوم وحشیانه‌ی ساکنین جهان موازی گرفتار می‌شه و مجبور به فرار کردن از ده‌ها مرد درشت‌اندام و گرگ‌های وحشتناک، مثل طعمه‌ای بیچاره می‌شه؛ مراسم شکار همسر. تهیونگ توسط جاکوب، قدرتمندترین پادشاه خون‌خواری که جهان به خودش دیده انتخاب می‌شه؛ این یک شانسه یا بداقبالی؟ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · این کتاب ترجمه، بازگردانی و تغییریافته‌ی یک رمان انگلیسی‌زبانه و تمام حقوق نسخه‌ی فارسی‌زبان اون متعلق به مترجمه.
Train |vkook,kookv| by Itsshadowbaby
Itsshadowbaby
  • WpView
    Reads 18,003
  • WpVote
    Votes 1,482
  • WpPart
    Parts 11
-پایان یافته- اون هیچوقت توی لیست برنامه هاش سکس توی کوپه‌ی قطار رو نداشت... خب شاید اون فرمانده زیادی برای نادیده گرفته شدن جذاب بود... "+میدونی که چقدر دارم خودمو نگه میدارم درسته؟" زیر گلوش رو گاز گرفت و با ییشتر شدن فشار پاشنه کفش جونگ‌کوک رونش رو بیشتر فشار داد. "-چقدر؟" "+اونقدر که بعدش دوباره مجبور میشدی چند روز کلاساتو کنسل کنی و منم اونقدر از کارم عقب بیوفتم که وقت نکنم یک دقیقه هم از اون خراب شده بزنم بیرون." ○ این چند پارتی در دو ورژن ویکوک و کوکوی نوشته شده که هردو توی همین بوک آپ میشن.
𝘓𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘰𝘧 𝘥𝘢𝘳𝘬𝘯𝘦𝘴𝘴 «Vkook» by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 709,077
  • WpVote
    Votes 66,089
  • WpPart
    Parts 68
_من سایه ام. _و من نوری که سایه رو دنبال می کنه. **************************************************** _توی دنیایی که تو زخمی و من درمانگر...یک عشق چطوری قراره به وجود بیاد؟. _برای به وجود اومدنش...باید منو درمان کنی. دکتر جئون جونگکوک، پنج ساله که با کیم تهیونگ رئیس یک گنگ مافیایی ازدواج کرده...اما اون از مافیاها متنفره...و داره تمام تلاشش رو می کنه خودش رو از بند این زندگی نجات بده. اما در این راه متوجه راز هایی میشه که همه چیز رو تغییر میده. آیا اون موفق میشه خودش و پسرکوچولوی چهارساله ش رو نجات بده و زندگی دلخواهش رو به دور از همسرش، کیم تهیونگ بسازه؟ کاپل:ویکوک، هوپمین، نامجین ژانر:امگاورس، رمنس، انگست، اسمات، اکشن، مافیایی
Silk Rules Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 71,447
  • WpVote
    Votes 8,544
  • WpPart
    Parts 12
‌‌ درست وقتی ال‌ پادرینو جئون تازه داشت با جای خالی همسر و پسرش کنار می‌اومد، دِین سنگین یه دوست قدیمی روی شونه‌هاش افتاد. مراقبت و پیداکردن یه همسر برای پسر کیم اون‌قدرها هم نباید سخت می‌بود؟ البته این فکر تا قبل‌از ملاقات کردن اون پسر بود‌. ژانر: امگاورس، ایج گپ، مافیا، عاشقانه، اسمات.
Deadly Ballet | باله‌مرگ by haana707
haana707
  • WpView
    Reads 114,711
  • WpVote
    Votes 9,642
  • WpPart
    Parts 34
༺ Deadly Ballet (کامل شده) بـالـریـن کـو؛ هنـرآمـوزی کـه با طـراحی اجرایـی از جنـس عشـق و گنـاه، قـراره بـرای اجـرای اکتبـر، بـه روی صحـنه بـره. اجـرایـی کـه مسیـر بـازگشـت افسـانه‌ی بـالـه، "کـیـم تـهـیونـگ" رو پـس از سـال‌هـای طـولانی، همـوار مـی‌کنه . . "تصمیم گیرنده‌ی بدنِ یک بالرین، توی جمجمه‌ش نیست جونگکوک، فرمان از ماهیچه‌ های بدنه! و می‌دونی مهمترین ماهیچه‌ی بدن چیه؟ قـلـب! " . "-جیمین. -بله؟ -ازم بپرس جونگکوک کجاست. -چی؟! -مگه به گوشی جونگکوک زنگ نزدی؟ پس ازم بپرس جونگکوک کجاست! -خب... جونگکوک کجاست؟ -توی بغلم خوابیده." . ┊Genres: Romance, Drama, Smut, Angst ┊Couples: Vkook, Hopemin ┊Writer: Hana (@VKballet) ┊«این فیکشن ژانر فلاف و فضای ملایم و یکنواختی نداره» ‌ 🥇 Romance .