H
40 stories
fanfiction "S"[Uncomplete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 48,768
  • WpVote
    Votes 9,680
  • WpPart
    Parts 83
•¬کاپل: چانبک،کایسو،شیچول،هونهان، دیفن •¬ژانر: تخیلی| ترسناک |خشونت آمیز |اسمات •¬خلاصه: *این داستان برگرفته از هری پاتر است* (لازم به ذکر است این امر به معنی شباهت کامل این دو اثر به هم نیست) اسم من بیون بکهیونِ. تنها موجود زنده ای که در طول تاریخ تونست از چنگال سایلر "زنده" فرار کنه..جادوگرِ نفرین شده ای که در دنیا به اسم "ترس" میشناختنش.. دوازده سال بعد از شب نفرین شده، شبی که خانواده ام رو برای همیشه ازم گرفت، مسیرم به دانشگاه سیتاکس باز شد. دانشگاهی برای یادگیری "علوم و فنون جادوگری"..جایی که فکر میکردم قراره دوره ای از زندگیم رو اونجا در سکوت بگذرونم ولی از بدو ورودم به مثلث برمودا و دانشگاه سیتاکس.. زندگیم تغییر کرد. آشنایی من با "پارک چانیول"..کسی که به اسم شیطان سیتاکس میشناختنش،شروع همه ی تغییرات زندگیم بود. تغییراتی که منو مجبور به انتخاب کرد. و انتخاب من بین درد و آسایش...... فقط "درد" بود.... Are You Ready For.. "Fear" "Future" and.."LOVE"..? ═ ∘♡༉∘ ═ #motaharelf137
𝑰𝒏𝒅𝒆𝒎𝒏𝒊𝒇𝒊𝒄𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 by SusanaBaxter
SusanaBaxter
  • WpView
    Reads 2,554
  • WpVote
    Votes 768
  • WpPart
    Parts 42
Genre: Romance, Drama, Slow-burn Couples: Hunhan Published by: Fancy fiction خلاصه: اوه سهون، مهندس مکانیک و رئیس بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شرکت تولید ماشین‌آلات کشاورزی کره‌ست. از سال گذشته که از سیستم مسیریابی پیشرفته‌ی ماشین‌آلاتش رونمایی کرده تا الان، همه‌چیز به خوبی پیش رفته تا این‌که یه نامه از دادگستری به دستش می‌رسه...
••✴️Stigma✴️•• by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 1,590,423
  • WpVote
    Votes 229,585
  • WpPart
    Parts 171
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢 ☠️فیکشن : استیگما #stigma ☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان ☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام ☠️محدودیت سنی: 18+NC ☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿
ᴛʜᴇ ᴅᴀʏ ᴛʜᴇ ᴅᴇᴠɪʟ ғᴇʟʟ ɪɴ ʟᴏᴠᴇ s¹ by Vaniiished
Vaniiished
  • WpView
    Reads 8,874
  • WpVote
    Votes 4,753
  • WpPart
    Parts 76
بکهیون اگر روزی چشم‌های بنفش مردی به وجد اومده و ترسیده رو ندیده بود، مجبور نمی‌شد تا راز بزرگی که توی کلام خدا مخفی شده بود رو کشف کنه. توی این داستان، برنده اصلی نه اون انسان رستگاری بود که توی کلیسا طلب بخشش می‌کرد و نه گناهکاری بود که با بی‌خیالی منتظر جهنم بود. بکهیون می‌دونست توی چشم‌های اون مرد غمی نهفته است. بکهیون توی بخشش و مروت افراطی بود. اما نمی‌دونست روزی می‌رسه که چیزی به اسم احساس توی وجود بکهیون باقی نمی‌مونه. روزی که بکهیون به تاریک‌ترین بخش وجودش متصل بشه.. -حالا فهمیدی هرچی که خدا گفت، دروغ بوده؟ -من از رانده اعلام کردنت پشیمونم، لوسیفر! -بکهیون تو یه هیولایی، متاسفم.. -می‌دونستم یه روز برمی‌گردی لوهان! -معذرت می‌خوام برای همه دروغ‌ها.. -می‌خوای بری چانی؟ پس بیا یکی شیم.. -چهره زیبا و تکراری‌ای داری.‌.بکهیون! ▪︎ɢᴇɴʀᴇ : ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ . ᴅᴀʀᴋғᴀɴᴛᴀsʏ . ᴛʜʀɪʟʟᴇʀ . sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ . sᴍᴜᴛ . ᴘᴏʟɪᴛɪᴄᴀʟ ᴅʀᴀᴍᴀ ▪︎ᴄᴏᴜᴘʟᴇs : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ . ᴋʀɪsʜᴀɴ ▪︎ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ sᴛᴏʀʏ☑ ▪︎sᴛᴀʀᴛ : ¹⁵ᴊᴜɴᴇ²⁰²² ▪︎ғɪɴɪsʜ : ³⁰ᴊᴜʟᴀʏ²⁰²³ ▪︎ᴛᴇʟ ɪᴅ : ʟᴜᴄɪғᴇʀsᴍᴀɪʟs ▪︎²⁹⁶.⁷⁰² ᴡᴏʀᴅs
𝐒𝐖𝐄𝐄𝐓 𝐃𝐑𝐄𝐀𝐌𝐒 by parkdarsy
parkdarsy
  • WpView
    Reads 38,898
  • WpVote
    Votes 8,127
  • WpPart
    Parts 33
⋆ 𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣 : 𝙎𝙬𝙚𝙚𝙩 𝙙𝙧𝙚𝙖𝙢𝙨 ⋆ 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚 : 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 , 𝘿𝙧𝙖𝙢𝙖 , 𝙎𝙢𝙪𝙩 ⋆ 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 : 𝘾𝙝𝙖𝙣𝙗𝙖𝙚𝙠 , 𝙝𝙪𝙣𝙝𝙖𝙣 , 𝙠𝙖𝙞𝙗𝙖𝙚𝙠 ⋆ 𝘾𝙤𝙢𝙥𝙡𝙚𝙩𝙚 ✔ خلاصه : بکهیون باریستای جوانی که کافه ی کوچیک و دنج خودش رو داره و کافه ی کوچیکش همیشه شلوغه ! یه روز بارونی مرد جوان و قد بلندی وارد کافه ی کوچیکش شد و همین استارت همه چیز بود پارک چانیول کارآموز بخش اعصاب و روان زندگیه یک نواخت بیون بکهیون رو از مسیر مزخرفش خارج میکنه! چی میشه اگه عاشق هم بشن و یک زندگی شاد رو شروع کنن؟ واقعا برای همیشه این زندگی به همین شکل پا بر جا میمونه؟؟
Mr.Ooh [HunHan] by kim_alpha
kim_alpha
  • WpView
    Reads 3,251
  • WpVote
    Votes 574
  • WpPart
    Parts 30
"Meski kau tidak mempunyai apa-apa lagi dalam hidupmu, ada satu hal yang masih bisa kau lindungi, yaitu harga dirimu.." Main cast : Ooh Sehun, Luhan, EXO, Etc. Genre : Physycology, Action, Shounen Ai, Romance, Thriller, Tragedy. Note : . Tidak update setiap hari . Vote or comment
•°○𝑆𝑈𝑅𝑉𝐼𝑉𝑂𝑅○°• by taranowum
taranowum
  • WpView
    Reads 16,042
  • WpVote
    Votes 4,535
  • WpPart
    Parts 46
"سهون نمی دونست وقتی دست اون بچه امگای ترسیده و بی پناه رو گرفته و از زیر آوار بیرون کشیده، چیزی بیشتر از انگشت هاشون اونها رو به هم متصل کرده" -حس میکنم تو سیندرلای منی... میبوسمت ولی تو وقتی شب از نیمه بگذره از دستم فرار میکنی... این الکل فقط دو ساعت مست نگهم میداره... مثل طلسم میذاره حس کنم حق دارم ببوسمت لو... اما وقتی از مستی دربیام این کالسکه‌ای که روش سواریم و مارو به سمت رویامون میبره به یک کدو تنبل تو خالی تبدیل میشه... این مستی که بپره تو ازم فرار می‌کنی لو... پس بذار تا وقتی شب به نیمه برسه ببوسمت! ▪︎Couple : Hunhan, Chanbaek, Kaisoo ▪︎Genre : Omegaverse, Slice of Life ▪︎Author : Jekyll
ZIMA by Linlin_baek
Linlin_baek
  • WpView
    Reads 74,669
  • WpVote
    Votes 12,153
  • WpPart
    Parts 53
آدما همونطور که یهویی وارد خط فرضی ای که دورت کشیدی میشن، همونطور یهویی هم بار و بندیلشون رو میبندن و جوری ناپدید میشن که انگار هیچ وقت نبودن... یکی تو بهار و زیر شکوفه ی درختا یکی تو تابستون و زیر نور تند خورشید یکی تو پاییز و خیابون هایی که بارون خیسشون کرده و سنگدل ترینشون تو برف ... با اولین برف زمستون رفت و منو با غم نبودنش تنها گذاشت. Couple: Chanbaek/Baekyeol •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• Genre: Romance, Omegaverse, Fluff, Forced Marriage, Smut ZIMA: در زبان روسی به معنی زمستان.
Exo scenarios 🎞️🎬 by moonland00
moonland00
  • WpView
    Reads 5,001
  • WpVote
    Votes 871
  • WpPart
    Parts 13
سناریوهای اکسو😍 از همه کاپل ها👨‍❤️‍💋‍👨👬🔥 داستان های کوتاه و سناریوهای اکسو رو میتونی اینجا پیدا کنی🤍🤍 لذت ببرید💜💗💓
The Shadow [Completed] by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 140,118
  • WpVote
    Votes 26,755
  • WpPart
    Parts 89
همه ی دنیا اونو به اسم شدو(سایه) میشناختن خودش اینو خواسته بود سایه‌ی تاریکی که روی زندگی آدم‌ها میوفتاد و باعث نابودی میشد.تعداد آدمایی که اسم واقعیش رو میدونستن اونقدر کم بود که گاهی خودش هم اسمش رو فراموش میکرد. اما وقتی برای اولین بار اون پسر رو دید، همه چیز عوض شد بکهیون شبیه هیچکدوم از آدمایی که تو زندگیش دیده بود، نبود. ******************** + میدونم وقتی تو رو دیدم مغزم خالی شد. نه چیزی میشنیدم نه چیزی میدیدم. اون شب اول توی هتل و دفعه‌های بعدی تو همین خونه... اون وقت‌ها هم عقلم رو از دست داده بودم. تو تاریکی فرو میرفتم و وقتی بیرون میومدم که بهت خیلی صدمه زده بودم. اذیتت کرده بودم و حالت بد شده بود. + تو خیلی قشنگی بکهیون. خیلی قشنگی... خیلی ظریفی... خیلی مهربونی... اونقدر که باعث میشی هم از خودم بدم بیاد هم بترسم. از خودم بدم بیاد که اون رفتارها رو باهات کردم و همینطور از اینکه ممکنه بعدا بازهم اذیتت کنم، ترس همه‌ی وجودم رو میگیره. ******************* ژانر: رمنس، اسمات، انگست،جنایی، معمایی، مافیایی کاپل ها: چانبک، کایسو، هونهان