بهترین مبارزهای ام ام ای (MMA) نیویورک، توی یه رینگ جمع میشن تا شاید بتونن حریف مردی بشن به اسم فلوید با سابقهی سه سال مداوم قهرمانی...
همه چیز از وقتی شروع میشه که یه قهرمان کیک بوکسور ناشناس، به اسم لیام پین، به باشگاه راه پیدا میکنه تا برای قهرمانی ایالتی مبارزه کنه!
اونجا با دوس پسر قهرمان رینگ رو به رو میشه یه پسر خیلی جذاب به اسم زین که فلوید اونو رو تو یه مبارزه برده و حالا مال اونه...
≼───────• 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝𝐲 𝐫𝐢𝐧𝐠 •───────≽
لیام: اون لیاقتتو نداره... چرا به یکی دیگه فرصت نمیدی؟
زین: یکی دیگه؟
لیام: مثلا من!
زین عینکش رو با نوک انگشت به بالای بینیش هل داد و دست توی جیب کتش گفت: پس یه سر به بیمارستان "لایت سورس" بخش مراقبهای ویژه بزن، تا ببینی عاقبت آخرین نفری که همچین چیزی رو خواست چیه... البته اگه هنوز زنده باشه!
✧نویسنده: Yas
✧کاپل: زیام/لیام تاپ
✧ژانر: درام / جنایی / BDSM
♥️خلاصهی بوک:
گم شدن همیشه وحشتناک نیست و بوی خون همیشه نحسی مرگ رو همراهش نداره. چی میشه اگه متهم اصلی یه قتل، تنها راه نجاتش رو تو بازپرس همون پرونده پیدا کنه!
˖˚⋆【PDF_OneD】˖˚⋆
🗡️«راز شاهزاده» 🕊️
🔞کاپل : تور - لوکی =تورکی Thorki
📎ژانر : یاعویی - اسمات - امگاورس - ماورالطبیعه - فن فیکشن - درام- اکشن
⬇️🚷⬇️
⚠️رازی محرمانه
که مسموم میکند☠️
هرکس از آن سر در بیارد⚔️
راز دو پرنس آزگاردی👑
قبل از فاجعه ی رگنوراگ🗿
شاید لوکی برای همین دنبال انتقام از ثور بود؟‼️
چه اشتباهی بود که ثور مرتکب شد؟
و لوکی رو تا این حد خشمگین ساخت؟
به راستی چه چیزی؟⁉️اودین یا ثور؟
مقصر کیست؟
چه حسی پیدا می کنی اگه بفهمی یک گناه ممنوعه رو با برادرت مرتکب شدی؟🚷
و آیا به راستی مرگ به دست تانوس پایان لوکی ست؟
***
(Butchlander) from The Boys series
-خلاصه: پسرا میفهمن که هوملندر اون آلفایی نیست که وات ادعا میکنه، اون امگاست و بوچر به عنوان یه آلفا تصمیم میگیره کنارش باشه...
نویسنده: Cock_of_Duty از ao3
مترجم: ماهور💜
وضعیت آپ: تکمیل شده✅️
🖇🖤⛓
درسته اینجا دنیای جادویی هاگوارتزه ولی من مطمئنم خبری از جادو نبو د وقتی به اون چشم ها خیره شدم...
هشدار: اگر پاترهد نیستید به هیچ وجه این بوک رو باز نکنید ( ͡° ͜ʖ ͡°)
💙💚
❤️💛
🌈
در لندن هتلی وجود داره که زنها و مردهای زیبا مثل پرنده های تو قفس،ازشون نگه داری میشه و زندانی ها ی اون مکان ملزمن عمیق ترین و تاریک ترین خواسته های شما رو براورده کنن.......
♡•لیام جیمز پین ...
پسری که به تازگی دبیرستان و تموم کرده و برای دانشکده پزشکی درخواست داده تصمیم میگیره تا تعطیلات تابستونیش و توی مزرعه پیش پدربزرگ و مادربزرگش بگذرونه ...
و بدون اینکه خودش بخواد اونجا گرفتار عشق یه پسر شرقی با چشمای طلایی و تاج گل میشه~♡
با دست های لرزان به بازو هایت چنگ بزن و خودت را در اغوش بگیر.
به صدای غم انگیز موسیقی مورد علاقت گوش بده و ارام اشک بریز.
در این دنیای خاکستری تنها بنفش کبود تو ترکت کرده و حالا رنگی در بین هاله های تیره وجود ندارد.
ناخن هایت را در پوستت فرو کن تا حداقل رنگ سرخ خون، دنیایت را از یکنواختی دربیاورد.
نوشیدنیه سرد و تگریت را بنوش رو از درصد الکلش لذت ببر.
کمی دود و بعد قرص ارامش بخش و ارامش...
به همین سادگی.