معنایِ واقعیِ "شاهکار"
8 stories
Chronicle Black [Yoonmin] by TheNelin
TheNelin
  • WpView
    Reads 16,410
  • WpVote
    Votes 2,910
  • WpPart
    Parts 10
「Chronicle Black 🎴」 𖦹 Yoonmin 𖦹 Fantasy, Romance, Smut 𖦹 Translator: Nelin 𖦹 Writer: Centristy جیمین توی "آکادمی هفت" پذیرفته شد؛ جایی که هر فرد بر اساس توانایی‌ها و مهارت‌هاش، جزو یکی از دسته‌های قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی و یا بنفش قرار می‌گرفت. همه می‌دونستن که اگه پارک باشی، خود به خود جادوگر قرمز محسوب می‌شی؛ اما... در کمال ناباوری جیمین یک جادوگر سیاه بود، کم‌یاب و غیر قابل گروه‌بندی! دقیقاً مثل مین یونگیِ منفور، کسی که با لباس سیاه بین اون همه رنگ نشسته و به نظر آماده می‌رسید تا جیمین رو درسته قورت بده.
Lorenzo | لورنزو by seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Reads 118,036
  • WpVote
    Votes 18,404
  • WpPart
    Parts 38
" فصل دوم " لورنزو | Lorenzo _‌ من کشتمش ... منِ حرومزاده کشتمش ! _ اون خیلی تنهاست ... _ لورنزو کِی انقدر بزرگ شد که بخواد برای استرانو خط و نشون بکشه؟ " بازی زمانی خطرناک میشه که اون کسی که باخته دوباره وارد بازی بشه! " داستان یک عشق ، یک نفرت ، یک ترس ... گناهکار اصلی کیست؟ نجات دهنده اینبار در آینه نیست. اینبار نجات دهنده در گوشه ای از این شهر، زیر سایه ی مافیا پنهان شده ... و اینبار داستان لورنزو باز می‌گردد تا ذهن و قلب شما را به دست گیرد . کاپل اصلی : یونمین کاپل فرعی : کوکوی ، جیهوپ ، نامجین و ... ژانر : درام ، مافیا ، اکشن ، طنز ، اسمات ، دارای صحنه های خشن ( از لحاظ جنگ و خونریزی) نکته : این فیک صحنه های خون و خونریزی و خشنی داره که برای همه توصیه نمیشه " #eli " #lorenzo " #YOONMIN "#KOOKV
Don't  Be Sad, I Love You | One Shot  by lira_2003
lira_2003
  • WpView
    Reads 202
  • WpVote
    Votes 33
  • WpPart
    Parts 1
ɴᴀᴍᴇ: ᴅᴏɴᴛ ʙᴇ sᴀᴅ, ɪ ʟᴏᴠᴇ ʏᴏᴜ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ʏᴏᴏɴᴍɪɴ ᴡʀɪᴛᴇʀ: ʟɪʀᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢsᴛ, ᴅʀᴀᴍ 𖡋 𝐓𝐄𝐀𝐒𝐄𝐑: وسط این شهر خاکستری چیکار میکنیم ماه من؟ این ذرات چرا برای لحظه ای روی زمین ساکن نمیمونن؟ خاکستر چند نفر توی هوای این شهر شناوره آکینا*؟ چطور قراره آروم بشن؟ انقد ناراحت نباش عزیزم. دوستت دارم.
 The Polaroid | Yoonmin by lira_2003
lira_2003
  • WpView
    Reads 22,202
  • WpVote
    Votes 3,922
  • WpPart
    Parts 60
ɴᴀᴍᴇ: ᴘᴏʟᴀʀᴏɪᴅ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ʏᴏᴏɴᴍɪɴ sᴜʙ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴠᴋᴏᴏᴋ, ɴᴀᴍᴊɪɴ ᴡʀɪᴛᴇʀ: ʟɪʀᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢsᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ 𖡋 𝐓𝐄𝐀𝐒𝐄𝐑: آنجا خانه ای بود برای کسانی که نمی توانستند از خودشان مراقبت کنند. برای کسانی که صداهایی می شنیدند. کسانی که افکار عجیبی داشتند و کارهای عجیبی انجام می دادند . خانه را برای این ساخته بودند که آن ها را درون خود حفظ کند. _ برای چی اینجا بستری شدی؟ + به خاطر شازده کوچولوم. _الان کجاست؟ + اون مرده. 🏅: #4_dram 🏅: #3_angst
pride and Prejudice | Yoonmin by lira_2003
lira_2003
  • WpView
    Reads 1,349
  • WpVote
    Votes 274
  • WpPart
    Parts 4
ɴᴀᴍᴇ: ᴘʀɪᴅᴇ & ᴘʀᴇᴊᴜᴅɪᴄᴇ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ʏᴏᴏɴᴍɪɴ ᴡʀɪᴛᴇʀ : ʟɪʀᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ᴅʀᴀᴍ, ᴄʟᴀssɪᴄ, ᴀɴɢsᴛ 𖡋 𝐓𝐄𝐀𝐒𝐄𝐑: چه غریبانه که برای شکایت از تو ، به خودت پناه می آورم‌. به تنها آشنای غریبه من دوست دار تو. ج.پ 8 دسامبر 1985 🏅: #2_dram 🏅: #1_dram
Tʜᴇ Rᴏᴏꜰ ∥ ʏᴏᴏɴᴍɪɴ 🦋 by Dreamer_cupcake
Dreamer_cupcake
  • WpView
    Reads 103,189
  • WpVote
    Votes 15,176
  • WpPart
    Parts 57
"تهش چی میشه؟" "تهشو تو می‌نویسی." "اگر اون چیزی بشه که نباید؟" "هرچی شد، فقط مسئولیتش رو بپذیر." یونگی آهی کشید و دستاشو رو صورتش گذاشت: "خیلی احمقم، مگه نه؟" گوروم سیمای گیتار سیاهرنگش که با استیکرای عجیب و غریب تزئین شده بود رو با نوک انگشتای زخمی نوازش کرد. ملودیش آروم و نوازشگر بود: "نیستی میو کون. آدمای احمق حماقت خودشونو باور نمی‌کنن." "همه چیز فقط داره بدتر میشه. نمی‌تونم کنترلش کنم..." "داره مسیرشو طی می‌کنه." "مسیرشو؟" "فقط کافیه بپذیری بعضی چیزا دست من و تو نیست و از ته قلبت باور داشته باشی، چیزی که باید اتفاق بیفته، اتفاق میفته." Story by: Upset Season 1: completed ☑ Season 2: completed ☑ Grey chapter: ongoing 🔛
Revenge [Yoonmin]~|completed  by R_BlueWriter
R_BlueWriter
  • WpView
    Reads 70,242
  • WpVote
    Votes 11,854
  • WpPart
    Parts 61
↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته