thvkook9795_'s Reading List
196 cerita
Paranoia oleh sunflower_ir
sunflower_ir
  • WpView
    Membaca 143,814
  • WpVote
    Vote 14,632
  • WpPart
    Bab 25
حالا دیگه دنبال تو نمی‌گردم. شاید اگر دستم رو دراز کنم بتونم خیالِ بودن با تو تا ابد رو بردارم و بذارمش همون جایی که می‌خوام، زیر اون تک درخت. ولی الان تقریبا دو سال میگذره...تو رفتی و رقصیدن با تو، توی اون دشت پر از گل های زرد، خام ترین خیال من باقی میمونه. واسه همیشه.✨ . . . . . Couples : vkook , jikook , yoonmin
Freedom - رهایی oleh ana19hita
ana19hita
  • WpView
    Membaca 1,959
  • WpVote
    Vote 136
  • WpPart
    Bab 61
تهیونگ می‌تونه زمان و مشکلات سختش رو پشت سر بذاره تا دوباره زندگی کنه .... زندگی اصلا روی خوش بهش نشون میده...... (کامل شده) کاپل اصلی: تهکوک کاپل فرعی: نامجین و هوپمین
𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐌𝐈𝐍𝐃 | ذهن تاریک oleh Dante_1997
Dante_1997
  • WpView
    Membaca 33,965
  • WpVote
    Vote 3,715
  • WpPart
    Bab 45
ذهن تاریک[ ویکوک] زمان آپ : نامشخص Genre : mystery, crime, angst, romance , dram داستان نگاشتن دوباره تاریخ به دست وکیل کهنه کار دادگستری سئول علی رغم تمامی فسادها و بی عدالتی هایی که گریبان پرونده جدید او را گرفته، می‌تواند جلوی اعدام پسری را بگیرد که پنهانی دوستش دارد؟ کیم تهیونگ می‌تواند سیلی محکمی به تمام کسانی که اتهام قتل را به پسر جوان و معصوم نسبت دادند ، بزند؟ آيا وجدان ها میتوانند دوباره از گور برخاسته، زنده شوند؟ آیا دست سنگین و ناپیدای سرنوشت که اینطور بی شرمانه چهره بی نور پسر را با سرخی خون سیلی زده؛ میتواند برای او معجزه بیافریند ؟ ذهن تاریک عاشقانه ای در دل تاریک ترین زندان‌ها و کثیف ترین اتهام ها
Mr.kim's bad boy [taekook][Translated] oleh kimjeontkv
kimjeontkv
  • WpView
    Membaca 67,745
  • WpVote
    Vote 4,527
  • WpPart
    Bab 38
<کامل شده> وقتی کیم تهیونگ معتاد به کار با پسر بدی به نام جئون جونگ کوک آشنا میشه چه اتفاقی می افته؟ نویسنده: @moonflower_9597 مترجم: راحیل زمان آپ:نامشخص این فیک ترجمه یک فیک خارجی هست و کاپلش تهکوک ⚠️همه نام ها، مکان ها و سازمان های این داستان ساختگی هستند. داستان ربطی به شخصیت های واقعی ندارد. 🚫هشدار: سرقت ادبی دزدی است. نظراتی که من آنها را نفرت انگیز یا آزاردهنده می دانم حذف خواهند شد. تمامی حقوق محفوظ است
"HALF BROTHER" oleh asaltito
asaltito
  • WpView
    Membaca 194,554
  • WpVote
    Vote 19,941
  • WpPart
    Bab 33
برادر ناتنی بعد از اینکه مادر تهیونگ خانواده‌ و پسره 17 ساله‌شو ترک کرد، پدرش تصمیم گرفت برای بار دوم عاشق بشه و با زنی ازدواج کنه اون زن، پسری 10 ساله به اسم جونگکوک داشت؛پسری شیرین دوست داشتنی! اون زن و بچه تبدیل به بزرگ‌ترین دلگرمی برای اون پدر و پسر شدن؛ مخصوصا جونگکوک، اون پسر کوچولو تبدیل شد به تمومه دلخوشیه تهیونگ؛ زمانی رسید که تهیونگ توی سن 22 سالگی برای ادامه تحصیل به خارج رفت و جونگکوک کوچولوشو با احساساته مخفیش تنها گذاشت و حالا تهیونگ بعد از پنج سال برگشته اما... ° ° ° تهکوک فیکچت،اسمات،عاشقانه،رومنس پایان یافته ...
ₜₕₑ ₗᵢₑᵣ bᵤₙₙy... oleh YukiS_08
YukiS_08
  • WpView
    Membaca 285,728
  • WpVote
    Vote 29,817
  • WpPart
    Bab 36
بانیه دروغگو🌺 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎:𝚔𝚘𝚘𝚔𝚟 𝚐𝚎𝚗𝚛𝚎𝚜: 𝚖𝚊𝚏𝚒𝚊/𝚜𝚌𝚑𝚘𝚘𝚕/𝚑𝚊𝚙𝚙𝚢𝚎𝚗𝚍/𝚖𝚙𝚎𝚛𝚐/𝚜𝚖𝚞𝚝/𝚏𝚕𝚞𝚏/𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎/𝚏𝚘𝚛𝚌𝚎 𝚖𝚊𝚛𝚛𝚒𝚎𝚍/ ..... 𝚠𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛: @YukiS_08 start:1400/12/7 finish:1402/1/25 story: جونگکوک پسری که توی مدرسه گوشه گیره و به کسی کاری نداره در کل سرش تو کار خودشه.نفر اول توی کلاسشونه که سر همین همه ازش متنفرن و اذیتش میکنن و براش قلدری میکنن و سر اینکه قیافش شبیه بانیه مسخرش میکنن...اما...اگه کسی راز بزرگی که جونگکوک زیر قیافه ی معصومش قایم کرده رو بفهمه بازم جرعت میکنه که مسخرش کنه؟؟ تهیونگ یکی از قلدر های مدرسه که از مدرسه ی قبلیش بخاطر دلایلی انتقالی پیدا کرده و شرایطش خاصه و هیچکسم جزخودش و پدر مادرش چیزی ازش نمیدونه و همه فکر میکنن اون یه پسر شیطونه که فقط با پول پدر مادرش پز میده و هرزه هارو به فاک میده.....اما.....چی میشه اگه شرکتی که پدرش داشت دچار افت سهام بشه و اونوقت مجبور به ازدواجی بشه که موجب جلوگیری از این اتفاق بشه؟؟؟ ❌هشدار ❌ اگه امپرگ یا ژانرای دیگه رو دوست ندارید نخونید اینجا دنیای خیالیه منه و صندوق نظرات و انتقادات شما نیست سووو اگه با این شرایط مشکلی ندارید با آغوش باز ازتون پذیرایی میشه😁💜💋
Double black| vkook oleh meshimara
meshimara
  • WpView
    Membaca 75,113
  • WpVote
    Vote 7,598
  • WpPart
    Bab 33
مافیایی|اکشن | عاشقانه | اسمات | ماجراجویی اونا هر دوشون قدرتمند بودن، هر دو صاحب جایگاه، کارکشته و دو فرد مهم ، اما هر دو به رنگ سیاه ... حالا اگر اون دو دشمن هم باشن خطر ناک ترن یا اگر کنار هم باشن؟؟؟ «اما عشق رسم غیر ممکن هاست... وقتی نتونی عوض بشی عذاب آوره و وقتی نتونی بهش برسی قاتله...» Vkook Shimara✨
Insolent | گستاخ oleh meshimara
meshimara
  • WpView
    Membaca 100,240
  • WpVote
    Vote 9,729
  • WpPart
    Bab 30
| رمنس | اسمات | آرتیستیک | راز آلود | وقتی قراره نقاش مخصوص معروف ترین گالری دار هنری نیویورک باشی و یک مجموعه نقاشی نود از خود صاحب گالری نقاشی کنی... تهیونگ نگاه دقیقی به صورت خونسردش کرد و گفت: _ با نگاه کردن به تن لخت مردها که مشکلی نداری؟ جونگ کوک پوزخندی زد و جواب داد: _موقع نگاه کردن به سوژه با چشمام باهاش عشق بازی میکنم ، تو چی؟ تو مشکلی با این موضوع نداری؟ Vkook | kookv تمام شده 🫀 Shinara✨
Power couple | زوج قدرت  oleh meshimara
meshimara
  • WpView
    Membaca 136,574
  • WpVote
    Vote 12,393
  • WpPart
    Bab 37
معمایی | اکشن | پلیسی | عاشقانه | اسمات کیم تهیونگ پزشک نابغه و موفق ای که به عنوان تنها وارث گروه تجاری کیم تصمیم گرفته مستقل عمل کنه و دور از موقعیت خانودگی زندگی خودشو داشته باشه که در شرایطی خاصی با پسر عمه خودش که از هفت سالگی ناپدید شده بود و پدر بزرگش بردن اسمش رو ممنوع کرده بود رو به رو میشه حالا اون دو باهم تصمیم میگیرن تا خطرناک ترین و بزرگترین راز خانواده کیم رو فاش کنن تهیونگ با خونسردی گفت: _اون با من ... هر مدرکی که لازم داشته باشی و برات گیر میارم _چجوری؟ _چقدر میتونی زمان بهم بدی کوک؟ _اومدم پیش تو چون دیگه زمانی نداریم دکتر، اینتر پل کم کم داره تصمیم میگیره این پرونده رو کنار بزاره... ♦️تمام شده Vkook
White Rose | kookv oleh SoulpHilia
SoulpHilia
  • WpView
    Membaca 174,451
  • WpVote
    Vote 20,825
  • WpPart
    Bab 35
White Rose | رُز سفید من به دلیل ترسی که از تو داشتم برای قوی‌تر شدن تلاش کردم و به عنوان قوی ترین امگای پک رُز سفید شناخته شدم. ولی این کافی نبود نه تا وقتیکه تو دوباره برگشتی و ترسی که من چندساله در حال فرار کردن و انکار کردن آن هستم دوباره ظاهر شد. ::: - ا-از من دور شو... چشم های جونگکوک در یک لحظه از شیفتگی با برقی از خودخواهی درخشیدند. نگاه گرسنه ای به امگای اسیر شده بین دست هاش انداخت و هیسی کشید. - دور بشم؟ چنگی به باسنش زد وباعث شد از جا بپره. - اونم وقتی اینقدر برام خیس شدی؟ گونه هاش گل انداختن و با لپ های پف کرده و چشم های نمناکش هینی کشید. نگاهی به دور و ورش انداخت و دستش رو روی دهن آلفا گذاشت. - لطفا بس کن. الان یکی میشنوه. ::: ٭ کاپل اصلی : کوکوی، فرعی: یونمین ٭ ژانر : امگاورس/ رمنس/ تاریخی/ انگست/ اسمات 📌 وضعیت آپ : هروقت شرط اپ رسید !