hwangmarli
- Reads 2,702
- Votes 429
- Parts 24
بعضی حضورها، شبیه زمزمهاند...
نمیفهمی از کِی بودند - فقط ناگهان میفهمی که دیگر نیستی، اگر نباشند.
︵.‿୨˚୧‿.︵
در شوروی یخزده، جایی که حتی دیوارها حافظه دارند و آینهها دروغ میگویند، صدایی آرام در شب طنین میاندازد.
چیزی، یا کسی، آمده است.
نه با صدا، نه با قدم - با نگاهی که پرده از رازها میکشد.
او ساکت است. مرموز.
مثل نقاشی نیمهکارهای که هنوز نمیداند پایانش چه رنگیست.
و من؟
در میان تمام دروغها، فقط کنار او بود که احساس کردم دارم زندگی میکنم.
نه نفس کشیدن، نه گذشتن. زندگیکردن.
اما در جهانی که با جنگ دستبهگریبان است،
جایی برای نجات دلها نمانده.
و عشق...
عشق ما، میان شعله و سایه، نفس میکشد.
︵.‿୨˚୧‿.︵
𔓕Genre: Romance, Political Thriller, historical,Tragedy(🤏🏻),Smut
𔓕Couple: Hyunlix , secret
𔓕Writer: Marlene
𔓕Channel: @Hx_party
𔓕Up: Friday
︵.‿୨˚୧‿.︵