Sekai / Kaihun
29 stories
Marvane by ByunRiyan
ByunRiyan
  • WpView
    Reads 2,090
  • WpVote
    Votes 454
  • WpPart
    Parts 14
ᴍᴀʀᴠᴀɴᴇ ~ مرداب فریبنده Cₒᵤₚₗₑₛ: Chanbaek , Sekaihun Gₑₙᵣₑ: Dark Romance, Mafia, Criminal, Smut Wᵣᵢₜₑᵣ: Riyan قتل‌های سریالی منطقه 12 سئول، دشوارترین و خطرناکترین پرونده ممکن، حالا به دست افسر اوه سهون افتاده. پرونده‌ای که نه هویت مقتول‌ها مشخصه و نه اثری از قاتل هست. و سهون هرگز فکر نمی‌کرد هر قدمی که به جلو برداره بیشتر و بیشتر توی این باتلاق فرو می‌ره...
 𝐋 𝐈 𝐌 𝐁 𝐎 by Itsmeriina
Itsmeriina
  • WpView
    Reads 328
  • WpVote
    Votes 37
  • WpPart
    Parts 4
☾ بــــَــــرزَخ ☽ ~ بعضی برزخ‌ها بعد از مرگ آغاز نمیشن.. از لحظه‌ای شروع می‌شن که حقیقت رو می‌فهمی. سهون اونو جایی بین ادامه زندگی و رها کردن دردی که هربار تیکه ای از وجودش رو میگرفت پیدا کرد. جونگین میان مرور خاطره ها و یا برگشت به واقعیت و جی اون عاجز از انتخاب عشق کودکی و یا حفظ وجدان و شرافت در بزرگسالی ~ °Name : Limbo •Couple : Sekaihun •Genre: angst ،dram، smut •writter : Meriina
𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐍𝐨𝐛𝐨𝐝𝐲 by Haratahug
Haratahug
  • WpView
    Reads 17,920
  • WpVote
    Votes 4,779
  • WpPart
    Parts 24
•عنوان | مثل هیچکس •کاپل | سکای/کایهون •ژانر | فانتزی [اُمگاورس]، رُمنس، انگست، اسمات •تایم آپ | •نویسنده | haratahug/هارا •خلاصه توی دنیایی که امگاها ناگزیر به اطاعتن، سرکشی یک نقص محسوب می‌شه! توی دنیایی که آلفا‌ها به تسلطشون مغرورن، همدلی یک ضعف محسوب می‌شه! زمانی که تفاوت یک جرمه و بهاش باید پرداخت بشه، جایی که واژه‌ها و صفت‌ها بی‌رحمانه روح و جسم رو به زنجیر می‌کشن، تقابل یک سرکشی با یک همدلی، دنیای جدیدی خلق می‌کنه! دنیایی که می‌تونی خودت باشی؛ مثل هیچکس!
𝐋𝐢𝐦𝐢𝐭𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 by Haratahug
Haratahug
  • WpView
    Reads 219,548
  • WpVote
    Votes 40,863
  • WpPart
    Parts 100
•عنوان | محدودیت •کاپل اصلی | کریسهون، چانهون، کایهون (چانکایریسهون) •کاپل‌های فرعی | بکسوهان، سولی •ژانر | فانتزی [امگاورس]، امپرگ، تریسام(فورسام)، اسمات، انگست •محدوده‌ی سنی | +۱۸ •تایم آپ | •نویسنده | haratahug/هارا ⚠️لطفا در صورت داشتن مشکلات روحی از خوندن این فیک صرف نظر کنین⚠️ •خلاصه در دنیایی که با معضل کمبود امگا مقابله می‌کنه، کُره جنوبی با فاصله از سایر کشورها و با در نظر گرفتن شیوه‌ی متفاوتی قصد داره از این چالش نجات پیدا کنه. شیوه‌ای که کمی از همسایه‌ی هم‌مرزش، کره شمالی، الگوبرداری شده. سهون امگاییه که سال‌ها از اجتماع دور بوده و حتی تولدش به صورت رسمی ثبت نشده تا جزء آمار کشور به حساب نیاد؛ یک فرار ماهیتی! اما سرنوشت چیز دیگه‌ای براش رقم می‌زنه. تقدیری که اطرافش حصار نامرئی می‌کشه و از دنیای امن خودش خارج می‌شه. باید دید می‌تونه بین فشار دیواره‌های محدوده‌ی کوچکش دووم بیاره یا...؟!!
° ᴍɪ ᴘᴀᴢ ° (kaihun-sekai) by rira_drk
rira_drk
  • WpView
    Reads 53,216
  • WpVote
    Votes 10,561
  • WpPart
    Parts 44
[complete] + "اسپانیایی ها یه اصطلاح دارن، بهش میگن 'mi paz'... به معنی آرامش ابدی... وقتی حس می‌کنی یه نفر برای تمام عمرت کافیه و می‌تونه تا پایان زندگیت برات یه آرامشی ابدی باشه...و تو... تو "می پاز" منی سهون!" + "مهم نیست الهه ی ماهِ لعنتی تو رو به عنوان جفت خواهرم درنظر گرفته... من تو رو به هیچ کسی نمی‌دم هون..." " تو سهم من از آرامشی :) " .. « کاپل : کایهون - سکای (ورس) » « ژانر : رمنس، امگاورس، اسمات »
PARANOID by LITHINKS
LITHINKS
  • WpView
    Reads 102,250
  • WpVote
    Votes 19,372
  • WpPart
    Parts 60
" پـارانوئیــــد " اما هیچکس بی‌گناه نبود. نه سهون که عاشق دوست صمیمیش شد: «به سایه‌ات نگاه کن. نزدیکتم. در حالی که هرگز نمی‌تونم لمست کنم. من سایه‌ی توام جونگین!» و نه جونگین که با اسلحه‌اش قلب دوستِ عزیزش رو نشونه گرفت و بی‌درنگ، شلیک کرد. «کسی که شلیک کرد تو بودی، اما کسی که مُرد هم تو بودی.» . MAIN COUPLE: SEKAIHUN. . SIDE COUPLE: KAISOO. . GENRE: ANGST. CRIMINAL. ROMANCE. . RATE: +18 . COMPLETED FAN FICTION . SINCE: 15 JUL 2021 . TO: 4 SEP 2024
The Dicentra by blulu9
blulu9
  • WpView
    Reads 7,175
  • WpVote
    Votes 1,130
  • WpPart
    Parts 15
Relationships: sehun/chanyeol/kai (سچانکای) genre: Angst, omega verse, slow burn در سن هفده سالگی، کای بیشتر از همیشه مشغوله و متاسفانه هیچوقت ادم خوش شانسی نبوده‌. مادرش یهویی به شهر دیگه نقل مکان میکنه و تصمیم میگیره که برای کای خوبه تا با خانواده کیم/چوی یا بهتر بگم، خانواده پدرش زندگی کنه. البته برای هر کس دیگه ای مشکل بزرگی نیست ولی کای هم ادم معمولی ای نیست. اون یه هنرمند مشهور و محبوب بین‌ المللیه که داره سومین آلبوم خودش رو آماده میکنه. و خب، زندگی توی خونه شلوغ، بهترین راه برای اهنگسازی و پنهان نگه داشتن راز ها نیست. متاسفانه هیچی همیشه اونجوری که ما میخوایم پیش نمیره و کای هم مجبوره با تغییرات کنار بیاد. ______________________________________ این فیک بیشتر روی مسائلی مثل فمیلی ایشوز و سو استفاده های جنسی تمرکز داره اگه سنتون کمه پیشنهاد میکنم نخونید.
Area 51 by bora_1111
bora_1111
  • WpView
    Reads 6,600
  • WpVote
    Votes 1,397
  • WpPart
    Parts 34
کیم کای فرمانده عملیات فوق سری ایالات متحده‌ی آمریکا، به خاطر دروغ بزرگی که زندگیش رو تغییر داد مجبور شد 15 سال همسرش اوه سهون و بچه‌هاش رو ترک کنه حالا چه اتفاقی افتاده که یک شبه قید همه چیز رو میزنه و پیش خانوادش برمیگرده؟! ولی چه اتفاقی میفته که پشیمون میشه از اینکه خانوادش رو ملاقات کرده؟! آیا دوباره خانواده‌ی سه نفرش رو تنها میذاره یا اون‌ها رو هم به دنبال آینده‌ی مبهم و تاریکش می‌کشونه؟! .Couple : SeKaiHun ( vers ) . KaiSoo .Genre : Romance . Angst . Smut . Criminal . Action . Drama زمان آپ: یک‌شنبه‌ها
chocolate and ice by shr_ksL
shr_ksL
  • WpView
    Reads 197,678
  • WpVote
    Votes 32,742
  • WpPart
    Parts 71
♧اسم فیکشن: شکلات و یخ ♤ژانر: رومنس، اکشن، انگست، رازآلود، اسمات ♧کاپل: کایهون/سکای ورس ، چانبک (هردو اصلی) ♤ فصل اول کامل. قرار بود فقط یه جیب زدن ساده از یه مرد خوشتیپ توی کلابی که کار میکنه باشه، نفهمید چی شد که از جیب زدن به چشیدن یه شکلات جهنمی رسید؟ شکلات ممنوعه ای که شاید تاوان مزه کردنش، زیر رو شدن زندگیش بود.. ....... بکهیون ، برادر کوچیک تر و دردساز سهون ، میدونست نباید عاشق چانیول بشه اینجا قصه های پری نبود که شاهزاده و گدا بتونن کنارهم خوشحال زندگی کنن اما دست خودش هم نبود که دلش با دیدن شاهزاده ی این روزای زندگیش ، تند تر می تپید..!
Wolves Never Cry by shr_ksL
shr_ksL
  • WpView
    Reads 4,228
  • WpVote
    Votes 483
  • WpPart
    Parts 5
● نام: گرگ ها گریه نمیکنند ● ژانر: امگاورس، فانتزی، خشن، ازدواج اجباری، امپرگ، اسمات ● کاپل: سهون. جونگین. چانیول. بکهیون. (کاپل ها در روند داستان مشخص میشن) ● : -: من هیچ وقت گریه نکرده بودم.. چون بابا همیشه میگفت گرگ ها، هیچ وقت گریه نمی کنن. اونا شکار میکنن. وقتی مامان مرد گریه نکردم، وقتی بابا رفت، گریه نکردم.. قطره ی اشک، از چونه اش میچکه و روی زمین سقوط میکنه صدای افتادن اشک، روی زمین نیم سوخته ای که هردو میشنون -: این دوتا قطره ی لعنتی اشک و غرورم، هیچی نیست در مقابل چیزی که امروز از دستش دادم.. امروز رو هیچ وقت فراموش نکن جفت عزیزم.