Sunken078
روزی میرسید که خودش را از دست میداد ، روزی میرسید که میمرد و جسم بیچارهاش میپوسید و برای همیشه با اطرافش یکی میشد ...
تنها چیزی وجود داشت که درون او جاودانه بود ... افکارش ...
قلمش را میگرفت و افکارش را با جادویی به نام کلمات بر روی بستری نرم به نام کاغذ میاورد ...
قلمش نرم بود ، داستانش پر از زخم ...
تا اینکه دیگر نرم ننوشت ... دیگر ادامه نداد و گذشتهاش را با آیندهای متفاوت تلفیق کرد ... آیندهای که تنها خودش قادر به تماشای زیباییاش بود!
Couple:sope
Genre:Psychological,Drama,Mystery,Tragedy,Existential