ongoing
29 stories
Lucky Daddies by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 8,051
  • WpVote
    Votes 1,641
  • WpPart
    Parts 9
ـ خبرا رو‌ شنیدید؟! + نه! چی شده؟! ـ بیون کلاسِ ⅔B و پارک کلاسِ ½C برای هم کری خوندن و حالا قراره برای کم کردن روی هم بین خودشون مسابقه‌ی "کی بهتر از همه میبوسه" برگذار کنن! +اوووووو!!!! خب حالا قراره برای ثابت کردن بهتر بودن خودشون کی رو ببوسن؟! ـ همدیگه رو!!!! #LuckyـDaddies 🍒🍓🍒🍓🍒🍓 +مشکل چیه والدین عزیز؟! _این دو نفر! _پدر شدن! _اونم توی مدرسه! _سر یه جشنِ رقص مسخره، با چند شات مشروب و چند پک ماریجوانا! +خب مشکل چیه؟! _نمیخوان بچه رو از بین ببرن! _میخوان نگه‌اش دارن!! _ بخاطر بچه با هم ازدواج کنن!!! _و عاشق هم بشن!!!!!
♤ Desdemona ♤ by Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Reads 38,154
  • WpVote
    Votes 6,330
  • WpPart
    Parts 24
دو خانواده مافیایی که به خون هم تشنه ان و برای کشتن همدیگه لحظه شماری میکنن .. چانیول آلفای خانواده نیکولایچ ، از یه پدر صربستانی و مادر کره ای و بکهیون امگای خانواده بیون ... این دو نفر هیچوقت فکرنمیکردن وسط دشمنی که خانواده هاشون باهم دارن ؛ عاشق همدیگه بشن . قرار های یواشکی همراه با ترس و لرز ؛ بوسه و لمس های سریع وسط مهمونی های بزرگ و دور از چشم بقیه ، کادوهایی که از سر ترس قایم میشدن ، تعصبی که روی همدیگه داشتن ، سرانجام همه اینا به یه ازدواج پنهانی منجر شد ‌. ولی هیچکدوم نمیدونستن که عشق و ازدواجشون قراره یه جنگ بزرگ بین دو خانواده رو شروع کنه . ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ♤ ʜᴜɴʜᴀɴ ♧ ᴋʀɪꜱʜᴏ♡ ɢᴇɴʀᴇ : ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ , ᴍᴀꜰɪᴀ , ᴍᴘᴇʀɢ , ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ , ꜱᴍᴜᴛ ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 45,318
  • WpVote
    Votes 8,222
  • WpPart
    Parts 41
🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
Muddy Kisses by writtenbydawn
writtenbydawn
  • WpView
    Reads 3,035
  • WpVote
    Votes 629
  • WpPart
    Parts 8
‌یک پسر خسته، از دل شلوغی شهر به خاکِ آروم روستا پناه میبره. جایی که بوی خاک بارون خورده، صدای بلبل و یک جفت دست روغنی و کثیف، قراره قلبش رو بلرزونه. داستانِ دو دنیای متفاوت که در سکوت بهم نزدیک میشن. عاشقانه‌ای نرم، مثل نسیم صبحِ روستا. ──────────────────── Slice of Life - Romance - Mellow ⚠️ NC+𝟭𝟴 ( plz pay attention )
Dad's Bad Lad by Fake_Nutella
Fake_Nutella
  • WpView
    Reads 12,865
  • WpVote
    Votes 2,125
  • WpPart
    Parts 10
🚬⛓𝐃𝐚𝐝'𝐬 𝐁𝐚𝐝 𝐋𝐚𝐝⛓🚬 قاضی پارک، تنها‌ بازمانده‌ی آلفاهای آلبینو، رایحه هیچ امگایی رو حس نمی‌کنه؛ شاید به همین دلیل وقتی برای اولین بار رایحه‌ای گرم و ملس از برده دشمن شماره یکش به مشامش رسید نتونست نگاه گرسنه‌ش رو از روی اون امگا برداره. آلفا ها همیشه یه قانون دارن: هرچیزی که بخوان یا مال اونهاست یا به دستش میارن. بكهيون، اُمگايى كه از هر الفايى شجاع‌تر شناخته می‌شد، نام خودش رو تو تاريخ جاودانه كرد و با بال و پر دادن به روياش طوفانى به راه انداخت كه جامعه‌ى امگاورس رو براى هميشه دگرگون كرد. رويايى كه در اون هر الفا و هر بتا و هر اُمگا حقوقى برابر داشتن. ⛓ - راجع به ما افسانه هاى زيادى وجود داره، بعضيا ميگن ما از گرگ‌ها زاده شديم؛ بعضى ها ميگن ما موازى دنيايى زندگى ميكنيم كه همه افراد اونجا بتا، و تكامل يافته ميمون ها هستن ؛ بعضى ها معتقدن الفاها، بتاها و امگاها باهم برابر نيستن و از اول هم نبودن.بعضى ها ميگن جفت حقيقى وجود نداره؛ اما تنها چيزى كه من ميدونم واقعيت داره اينه؛ نيرويى كه منو جذب تو ميكنه يه افسانه بى سر و ته نيست! ⚖️⛓⚖️⛓⚖️⛓⚖️⛓⚖️⛓⚖️⛓⚖️⛓⚖️ كاپل: [Chanbaek] ژانر: Omegaverse💉BDSM💉angst💉 smut💉mperg💉
•• Supreme ••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 691,591
  • WpVote
    Votes 160,508
  • WpPart
    Parts 114
آلفاها همیشه نژاد برتر بودن. این یه اصل بود. همه این رو می‌دونستن. اما اگه این جایگاه همیشگی توسط یه نژاد دیگه تکون بخوره دنیا چه شکلی میشه؟ ♟ • فیکشن : #Supreme ♟ • کاپل‌ها : چانبک.ویکوک.کایسو ♟ • ژانر: امگاورس. درام. رمنس ♟ • محدودیت سنی : 🔞 ♟ • نویسنده : @SilverBunny 🐰
AngEvil by polaris_maka
polaris_maka
  • WpView
    Reads 1,716
  • WpVote
    Votes 396
  • WpPart
    Parts 20
《انجویل》، به معنای فرشته و شیطان، داستان یک فرشته خوش قلب و یک شیطان سیاه است. فرشته ای که هدف از خلقتش، زندگی کنار انسانها و محافظت از آنها بود. و شیطانی که تنها هدفش، گمراهی انسانهاست. و در جایی، در یک مکان خاص، شیطان و فرشته با هم رو به رو میشوند. چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ و بعد با لبخند روش رو سمت پسر بچه ای که بغض کرده بود چرخوند و بوسه‌ای به لپهای سفید هلوییش زد، آروم تو گوشش، جمله همیشگیش‎و گفت: _یادت نره که هر لحظه حواسش بهت هست. با این که می‌دونست برا یه بچه جمله نامفهومیه و ممکنه یادش بره ولی اون وظیفش بود که به همه نجات یافتگانش بگه. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ کاپل: چانبک ژانر: سوپرنچرال، رومنس
LOVE BTWEEN POWER  by SNON1380
SNON1380
  • WpView
    Reads 12,367
  • WpVote
    Votes 1,818
  • WpPart
    Parts 42
• کامل شده • چانیول ، گرگ خون خالصی که گرگش سال ها بود که دیگه درونش زندگی نمیکرد و مرده بحساب میومد یک روز به طور اتفاقی با حس فرمون های اون امگا برگشت .... گرگی که موقع بچگی چانیول ، همه از ترسش سعی در کشتنش کرده بودن و موفق هم شده بودن برگشته گرگی که مردنش برای دنیا ضروری بود این گرگ میتونست تهدید بزرگی برای دنیای الفا ها و امگا ها به حساب بیاد بدن چانیول متعلق به کدوم یکی از اون هاست ؟ چانیول یا لویی ؟ Fiction: LOVE BTWEEN POWER ⚜️ Genre: • Romance • DRAMA • SMUT •Omegaverse COUPELS : •chanbeak writer : SHADOW فصل دوم : PURE BLOOD • منتشر نشده
𝐄𝐒𝐏𝐑𝐄𝐒𝐒𝐎☕︎ [Completed] by rosezizi
rosezizi
  • WpView
    Reads 27,308
  • WpVote
    Votes 5,302
  • WpPart
    Parts 39
☕︎⋆ ☕︎ بعضی قصه‌ها از یک اتفاق بزرگ شروع نمی‌شن؛ گاهی از یک فنجون اسپرسو، یک آشنایی ساده و دو آدمی شروع می‌شن که بی‌خبر، گرمای وجود هم رو جرعه‌جرعه می‌نوشن. این هم قصه‌ی دو آدمه که بی‌خبر از همه‌چیز، کم‌کم طعمِ آرامش و گرمای همدیگه رو چشیدن.قصه‌ی دو نفری که شاید قرار نبود همدیگه رو پیدا کنن، اما بین عطر قهوه و روزهای آرام، کم‌کم به بخشی از دنیای هم تبدیل شدن. قصه‌ای از لبخندهای کوچیک، لحظه‌های ساده و حسی که آروم‌آروم بین دو قلب شکل گرفت:> ☕︎ 𖦹 ☕︎ ◌ Name · 𝐄𝐒𝐏𝐑𝐄𝐒𝐒𝐎 ◌ Couple · ChanBaek ◌ Genres · Romance · Slice of Life · Drama ◌ Rating · 𝟏𝟖+ ◌ Author · 𝑹𝑶𝑺𝑬 ☕︎ 𖦹 ☕︎ مرسی از انتخابتون برای خوندن اسپرسو دونه‌های قهوه. این داستان فقط در همین پیج آپ میشه و برای اطلاع از آپ، داخل Cbrose6104@ این چنل تلگرام عضو شین. لینک چنل تو بایوی پیج واتپد هست☕︎