وقتی تموم شد 🙂
64 قصة
RED MOON DUST | غبارِ ماهِ خونین  بقلم call_me_vexia
call_me_vexia
  • WpView
    مقروء 5,537
  • WpVote
    صوت 613
  • WpPart
    فصول 18
+میخوام کلکسیونت و ببینم،جئون...شاید خودمم عضوش شدم،نه؟! کمی صورتش نزدیک صورت پسر شد و زمزمه وار گفت. _میتونم نشونت بدم؛ ولی به عنوان اولین کسی که داره پاش و اونجا میزاره، باید چیزی در مقابل این تبعیض بین تو و بقیه دریافت کنم. +من چیزی ندارم تا بخوام بهت بدم...هر چیزی که من دارمو، خودتم صاحبشی. سرش و کج کرد و درحالی که تو چشمای پسر زل زده بود، گفت‌: _ولی هنوز صاحب تو نیستم. +من استثنا ام؛ تا صاحب نشم، صاحبی نخواهم داشت. پسر پوزخندی زد و درحالی که تیزی ناخونش و روی گردن سفید پسر میکشید، گفت. _اینجوری بیشتر میخوامش؛ و مطمئن باش با یه حرکت به دستش میارم، کیم. تو یه لحظه دست پسرِ بزرگتر دور گردن پسر کوچیک‌تر حلقه شد و به درخت کوبیدش. +برای شروع چی میخوای، جئون. درحالی که به لبای خونی رنگ پسر نگاه میکرد، گفت. _میخوام با خونت برام نقاشی بکشی رو دیوارای عمارتم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ Genre: Dark Romance, Gay, Smut, Vampire&Werewolf. Couples: Vkook/KookV (verse) | yoonmin | namjin | ؟!
𓍯 Lalam's wife✧نقابدار جذاب🌌 بقلم vkook3748
vkook3748
  • WpView
    مقروء 65,138
  • WpVote
    صوت 6,168
  • WpPart
    فصول 40
عشق میتونه بدون لمس هم شروع بشه اگر خورشید بخواد کنار ماه باشه چی میشه کیم تهیونگ رئیس مافیایی که به خاطر مرگ مادرش سال هاست نمیتونه کسی رو لمس کنه چی میشه توی دیدار اول با پسر شریکش اون پسر رو اتفاقی ببوسه --------------------------- کی فکرش رو میکرد توی بعد مرگم توی زندگی جدیدم دوباره کنار تهیونگ قرار بگیرم انگار سرنوشت اینکه کنار تهیونگ باشم اما چرا هربار انقدر باید سختی بکشم ... جئون جونگکوگ و کیم تهیونگ از بچگی باهم ازدواج کردن از 3 سالگی اما هیچ علاقه ای بهم ندارم اما چی میشه که جونگکوگ خاطرات زندگی قبلیش با تهیونگ رو به یاد داشته باشه و هربار با دیدن همسرش کنار فرد دیگه ای عذاب بکشه کاپل:تهکوک ٬نامجین٬ سپ ... ژانر:مافیایی٬ازدواج لجبازی٬عاشقانه ٬تناسخ٬امپرگ٬ ((ارمی قول میدم از خوندش این فیک پشیمون نمیشی بهش ی شانس بده)) همراهم باش ارمی مهربون:)
ᴍᴇᴍᴇɴᴛᴏ ᴍᴏʀɪᵏᵛ | به یاد مرگ باش بقلم LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    مقروء 41,448
  • WpVote
    صوت 4,120
  • WpPart
    فصول 16
امگایی که برای زنده‌موندن با جئون جونگ‌کوک، اِکس قدیمیش ازدواج کرده بود، بعداز مدتی وقتی متوجه شد جونگ‌کوک یه همسر امگا داره، همسری که تابه‌حال چیزی ازش نشنیده بود. - فکر کردم... با این ازدواج قراره ازم محافظت کنی. + من فقط از زنم محافظت می‌کنم و از چیزهایی که صاحبشون هستم؛ اما تو مال من نیستی، امگا. GENRE ‏ະ Mafia, Omegaverse, Anget, Smut, Romance COUPLE ‏ະ Kookv PART ະ 30
𝑩𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒎𝒂𝒕𝒆 ✘ⱽᵏᵒᵒᵏ بقلم Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    مقروء 67,886
  • WpVote
    صوت 8,170
  • WpPart
    فصول 29
خلاصه: جونگ‌کوک امگای سرتق قبیله‌ی جنوبی، پیوند جفتیِ پیشگویی‌ شده با تهیونگ، آلفای شمال رو سال‌ها پیش پس زد. حالا آلفا برگشته. با ارتش، با خشم و با عطش انتقام. جونگ‌کوک زخمی و بدون توانایی تبدیل، توی میدون شکار افتاده و تهیونگ فقط یک چیز می‌خواد: جفتِ طغیان‌گرش رو تسلیم، زانو‌ زده و شکسته ببینه. سرنوشت بالاخره به آلفا رسیده. اما این‌بار هیچکس قرار نیست رحمی نشون بده. Time Up: هر هفته
Vɪᴏʟᴀᵏᵒᵒᵏᵛ بقلم AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    مقروء 14,007
  • WpVote
    صوت 2,547
  • WpPart
    فصول 15
توصیف زندگی توی دنیای ویولا، سه کلمه بود: خاکستر، برف، خون - داری برای مجازاتت بهم ایده میدی؟ جونگکوک فشارش رو از روی کتف های پسر کم کرد: - اونقدر ازت عصبانیم که نمیدونم باهات چیکار کنم ویولا. هیچ کس حتی نمیدونست تو چجوری از قصر رفتی. بار ها آدم فرستادم دنبالت ولی تو یاد گرفتی به اسم آدم های دیگه رستوران بزنی.. نه؟ نمیخواستی من رو ببینی. کم کم قلب تهیونگ داشت پر از غصه میشد. اشک به گوشه چشمش اومد و با پلک زدن هم برنگشت سرجاش. لبش لرزید: - اینطور نیست! * * * - سیب دوست داری ویولا؟ - سیبی که تو برام بچینی، شاهزاده. ژانر: کوکوی🥂تاریخیِ اروپایی🏰 عاشقانه🌨 انگست🌼ماجراجویی⚔️ Start: 10.10.1403 End: ?
شمارش معکوس  بقلم mniaten
mniaten
  • WpView
    مقروء 13,438
  • WpVote
    صوت 1,092
  • WpPart
    فصول 61
" دوست دارم یجوری با همه توانت به ف.اکم بدی،فرداش نتونم بشینم دَد " ارین پسر شیطون و دردسر سازی که بخاطر هک یه باند مافیایی روسی و دزدیدن اطلاعاتشون ، توسط اونها دزدیده میشه و برای اولین بار یک رئیس مافیا را ملاقات میکنه.....دمیتری استال ایوانوف! [و همونجا محو چشمای استیل گری رنگ دمیتری میشه]
+10 أكثر
💖 Alone 💖 kookv 💖 بقلم sh_taekook_r
sh_taekook_r
  • WpView
    مقروء 53,356
  • WpVote
    صوت 7,700
  • WpPart
    فصول 25
من جئون جونگکوک رئیس خاندان جئون و یک اصیل زاده ، خاندان جئون از خاندان های سلطنتی با خون شاهانه ، که در راس همه خاندان های اصیل قرار میگیره. من کیم تهیونگ نوه سر خدمتکار عمارت جئون ، خاندان کیم در طول تاریخ در خدمت خاندان جئون بوده. 💖💖💖 ژانر : عاشقانه ، درام ، اسمات ، کمی انگست کوکوی 💖💖💖 فصل اول تمام شده فصل دوم درحال آپ 💖💖💖
𝐌𝐲 𝐩𝐞𝐚𝐜𝐞«𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤» بقلم Saray_fic
Saray_fic
  • WpView
    مقروء 62,768
  • WpVote
    صوت 6,802
  • WpPart
    فصول 67
فیکشن: آرامش من Code:1315🥀🩶 [تک فصل؛ در حال اپ] «تو توی روزمرگی سرد زندگیِ من گرمای عشق شدی... ‌دنیای خاکستری من رو به رنگ عاشقی زینت بخشیدی و قلب یخ زده‌ی من رو به اغوش کشیدی و با بوسه‌های داغِ لب‌هات اون رو به زندگی برگردوندی... . و تو ارامش من شدی؛ رز وحشی من... » 𝑴𝒚 𝒑𝒆𝒂𝒄𝒆 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝑜𝑚𝑒𝑔𝑎𝑣𝑒𝑟𝑠𝑒, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑆𝑚𝑢𝑡, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡, 𝐴𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝑣𝑘𝑜𝑜𝑘, 𝑛𝑎𝑚𝑗𝑖𝑛, 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑚𝑖𝑛 𝐁𝐲: 𝑆𝑎𝑟𝑎𝑦 A:وضعیت: درحال اپ📌 ⦚ #My_peace تایم اپ: نامنظم
Extinct | namjin بقلم artonis02
artonis02
  • WpView
    مقروء 124,980
  • WpVote
    صوت 15,723
  • WpPart
    فصول 85
با انقراض ناگهانی یه گونه ی جنگجو، گرگینه ها جنگ و به جادوگرا باختن و برای همیشه به جهان انسانا تبعید شدن. اونا زندگی جدیدی رو شروع کردن که توش خون و رده، قدرت واقعی هرکس بود. همه آروم آروم فراموش کردن که چطور یه زمانی با جادوگرا میجنگیدن، و زیر لایه ی نازک صلح نظم شکننده شون و ساختن. البته این تا زمانی بود که کیم سوکجین متولد نشده بود. اون قرار بود یه آلفای خون خالص باشه. وارث خاندان بزرگ و باستانی کیم. ولی هیچ چیز طبق نقشه پیش نرفت. حالا اون همون هیولایی بود که از وسط کوه یخ زنده درش اورده بودن و قرار بود صلح و زیر پاش خرد کنه. خب دوستان این فیک در ظاهر باید نامجین باشه ولی به معنای واقعی کلمه راجب هر سه زوجه (زوج اصلی چی هست اصلا) در کلام ساده شما سه تا داستان مرتبط باهم و میخونین که همه یک ماجرا رو پیش میبرن به اطلاعات دقت کنین چون بدون دلیل نیومدن (بعد نگین نگفتی😁) ماجرا ممکنه تا پارت هیجده یکم لایت باشه چون ارتباطات تازه داره شکل میگیره ولی بعدش سرعت فیک به شدت بالا می‌ره قبل اسمات ها هشدار میدم که اگه نمیخواین نخونین 🔞 Couples: +Namjin +Yoonmin +Vkook/ Kookv
𝘝𝘈𝘓𝘌𝘍𝘖𝘙 || KOOKV بقلم yamiic3
yamiic3
  • WpView
    مقروء 68,681
  • WpVote
    صوت 7,876
  • WpPart
    فصول 28
شاهزاده تهیونگ، بین دوراهی ازدواج با شخصی که نمی شناختش و جنگ، رفتن به جنگ رو انتخاب کرد. البته که با صد سرباز هیچ شانس پیروزی نداشت اما هیچ‌وقت انتظار نداشت اسیر بشه، توی قبیله ای که به خونش تشنه بودند! _شاهزاده بودم، اما حالا اسیر آغوش دشمنم شدم و بدتر از اون، داره خوشم میاد! چون من توی بستر مردی بیدار می‌شم که باید خونش رو می‌ریختم. اما اون من رو مثل معبودی پرستش می‌کنه؛ هر شب روی زانوهاش. غرورم شکسته، زنجیر ها به تنم، اما چیزی که بیشتر از همه عذابم میده؛ نرمی لبخندشه... لب هایی که قبل از بوسیدنم، من رو به ناله‌ای از جنس شهوت وادار می‌کنن. 👑 "زیر سایه‌ی موذی و توصیف ناپذیریش در انتظار یشمی چشم‌هات خواهد موند!" 𝘊𝘖𝘜𝘗𝘓𝘌: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝 GENRE: omegavers, smut, Historical, DARK ROMANCE🏴