[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ]
دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا
کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچهی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایدهای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده.
انگست/رومنس/ اسمات.
این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از
کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید.
~ تمام شده.
رمانِ: DAMON
نویسنده: لومارا
کیمتهیونگ٬بااونپوستِگندُمی و لطیفش ..یجور زیباییِ دستنیافتنی داشت..استخونهگونهٔش برجسته بود..لب های خوشفرم و قلوهای داشت که همیشه یِ حالتِ نیمهلبخند روشون بود ٬
اما چیزی که تهیونگ رو از بقیه خاصتر نشون میداد ٬ چشمهاشبود...قهوهایِروشن مثلِ عَسلِناب ..بعضی وقتا وقتی نور بهشون میتابید یه هالهی طلایی دورِ مردمک چشمش درست میشد ..مژه های بلند و مشکیش مثلِسایهبونه ظریفی روی چشماش افتاده بود
تهیونگ ی زیبایی دلنشین و گیرا داشت..یجورایی انگار تابلو نقاشی زنده بود ی اثره هنریِ بینقص..
و
جئون جونگکوک..
مردی که به گرگ سیاه میشناسنش..
مافیایی که بیرحم و کاریزماتیکه٬تنهاییِ عمیقی داره..
گذشته ی سختی داشته اونقدر سخت که میتونم بگم از همون بچگی برای تسکین درداش به یه قاتل تبدیل شد
"نقطهضعف؟!"
ممکنه یِنفر باشه ٬ کسی که قلبشرولمسمیکنه که باعث میشه چشمهای اون مرده تنها بازشه..
کسیکه با ی نگاهِ آرومش٬ همهی زخمهاش رو ساکت میکنه..
"آیا ممکنه کیم تهیونگ و جئون جونگکوک که از دو دنیای کاملاً متفاوتن..
یکی مثلِ نور ٬ ساده ٬ لطیف و بیخبر از تاریکی دنیا..
یکی مثلِ شب٬ پر از راز ٬پر از زخم ؛ پر از خشم و نفرت.."
همدیگرو ملاقات کنن..
و بعدعاشقبشن؟
ولیعهدی که در شب جشن تاج گذاری تصمیم به فرار گرفت و با پناه بردن به کشتی دزدان دریایی، سرنوشت خودش رو تغییر داد.
[ رام کردن کاپیتان خونخوار دزدان دریایی،
آخرین راه نجات برای رهایی از اسارت بود. ]
رومنس/ اسمات
کاپل: کوکوی/ کمی سُپ
تمام شده.