the best stories in Wattpad
12 stories
بخیه | (16+) by Allie_Sad
Allie_Sad
  • WpView
    Reads 23,936
  • WpVote
    Votes 2,623
  • WpPart
    Parts 122
دست هاش دور گردنم نشسته بود و هر چقدر تقلا می کردم تا خودم رو بالا بکشم، اون من رو بیشتر درون وان پر از آب می فشرد. سرم رو زیر آب فرو می کرد و ناخن های بلندم هر چقدر چنگش می زدند، فایده ای نداشت. باز هم شکست می خوردم. آب در بینی و دهانم فرو می رفت و رسیدن اکسیژن به من داشت کمتر و کمتر می شد، و داشت به صفر می رسید. داشت خفه ام می کرد. داشت توی آب وان غرقم می کرد. برای ثانیه ای، فقط ثانیه ای، تونستم سرم رو از آب بیرون بکشم، و با قاتلم چشم در چشم شدم. یک جفت چشم مشکی پر از نفرت درون چشم هام خیره شده بودند. قصد جانم رو کرده بود. 🚫 رده ی (16+) برای کلمات رکیک، صحنه های باز کلامی و موقعیت های خشونت بار. 🚫 شروع تا پایان: ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳.
آرام جانم by taranehgoodarzi
taranehgoodarzi
  • WpView
    Reads 10,335
  • WpVote
    Votes 1,539
  • WpPart
    Parts 48
سلام دوستان عزیزم امیدوارم ازین داستان لذت ببرین .. این رمان عاشقانه و استریت هست.. 🔞🔞🔞 اگر دوست داشتین ووت بدین و کامنت بذارین 🌼🌼🌼
My White Rose by nargesgh1
nargesgh1
  • WpView
    Reads 867
  • WpVote
    Votes 47
  • WpPart
    Parts 40
اونروز همه چی قرار بود عوض شه ۱۷ مهر.. با تصمیم گرفتن برای مستقل شدن باید ادمای دورمو میشناختم ، بعد بهشون اعتماد میکردم ، من همیشه این اشتباهو تو زندگیم داشتم و همیشه ازش ضربه میخوردم ، اما وقتی که به خودم اومدو خواستم قبل هر کاری بشناسمش.. اون یکی دیگه بود! توی تنهایی خودش!
سزاوار  by Allie_Sad
Allie_Sad
  • WpView
    Reads 19,915
  • WpVote
    Votes 2,323
  • WpPart
    Parts 71
لبخند روی لب هاش واقعی بود، من می تونستم به صحت این موضوع قسم بخورم. و چشم هاش، می درخشید. اون خوشحال بود. من؟ داشتم از درون ویران می شدم. شروع تا پایان: ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۷.
💞 حسی به نام عشق 💞 by _EELLIISSEE
_EELLIISSEE
  • WpView
    Reads 30,391
  • WpVote
    Votes 2,379
  • WpPart
    Parts 105
خلاصه ی داستان: داستان درباره ی دختری به اسم لیداست که پدر و مادر خودش و دوست صمیمیش ، نگار رو تو ۱۵ سالگی از دست میده و با پدر بزرگ و مادر بزرگش زندگی میکنه. بعد از فوت پدر بزرگ و مادر بزرگاشون مشغول کار تو یه آموزشگاه زبان میشن که با ورود کارمندای جدید به آموزشگاه مسیر زندگیشون عوض میشه. وضعیت: تمام شده 💫
مجموعه گودال سیاه by Robi963
Robi963
  • WpView
    Reads 301,364
  • WpVote
    Votes 9,453
  • WpPart
    Parts 76
تنها با یک نگاه در چشمانش سرنوشتم تغیر کرد
❌ دلبـــر  ❌ by _whitewolff_
_whitewolff_
  • WpView
    Reads 414,098
  • WpVote
    Votes 13,134
  • WpPart
    Parts 87
دختری که بخاطر پول وارد رابطه ای میشه که راه برگشتی توی اون وجود نداره... * اگه از خوندن صحنه های باز و خشن و الفاظ رکیک و روابط bdsm خوشتون نمیاد این رمان توصیه نمیشه * 2021 - Completed
تمام قلب من by iicequeenn
iicequeenn
  • WpView
    Reads 541,079
  • WpVote
    Votes 32,648
  • WpPart
    Parts 153
خاطره به کنار... حتی اسمم را هم فراموش کردی! همین روزهاست که یکی از عاشقانه هایم را برای کسی بفرستی و ‌بگویی : ببین این متن چقدر شبیه ما دوتاست...
•Sofia•  by _whitewolff_
_whitewolff_
  • WpView
    Reads 145,981
  • WpVote
    Votes 7,666
  • WpPart
    Parts 102
سوفیا" نام و داستان زندگی دختریه که افسردگیش تمام لحظات زندگیش رو در بر گرفته اما یه مرد میتونه معادلات آدمو بهم بریزه؟ مثلا جای زخمات رو بفهمه و دقیقا جوری پانسمانش کنه که دیگه خودِ قبلیتو یادت نیاد. 2020 - Completed
افسونگر by iicequeenn
iicequeenn
  • WpView
    Reads 288,352
  • WpVote
    Votes 21,924
  • WpPart
    Parts 127
بسی گفتند: دل از عشق برگیر که نیرنگ است و افسون است و جادوست! ولی ما دل به او بستیم و دیدیم،که این زهر است اما نوشداروست...