"کوک... رونای تو واقعا بزرگن!"
ببر هایبرید بدون هیچ خجالتی اینو گفت و به خرگوش کوچولویی که داشت هویجش رو میخورد خیره شد.
پسرک با چشمای درشت شده اش پرسید"هیونگی میدونی چی بزرگتره؟"
پسر بزرگتر تلاش کرد تا افکار منفیش رو کنار بزنه. اون میدونست که بانیش معصوم تر از این حرفاست... "چی بزرگ تره جونگکوکی؟"
پسرکوچکتر هیجان زده جواب داد"معلومه، عشق من نسبت به هیونگی!"
ژانر: هایبرید/امگاورس/فلاف/اسمات/امپرگ
کاپل: ویکوک
سلام سلامم👋🏻
فازی ایز هیر
همونطور که میبینید ما یه خانواده داریم.🥳..حالا اعضای این خانواده کی هستن🤔
پاپا جین....یه طراح بازی خفن و فعال در توییتر 😅
ددی نامجون یه آهنگساز مشهور که همیشه توی دردسره🎹
یونگی هیونگ خانواده که عسل خالصه🍯
هوسوک که حسابی پر انرژیه⚡️
دوقلو های ویمین که تا میتونن آتیش میسوزونن🔥
و در نهایت ته تغاری و مکنه ی خانواده که عزیز دل همه اس😇😇
این فیکشن در ایام تعطیلات عید هر روز آپ میشه و در قالب ایو
🥇namjoon
خلاصه:
جانگ هوسوک همیشه شاد و خندان بعد از مرگ خواهرش به فردی تلخ و تنها تبدیل میشه. دوستانش برای سرحال آوردنش روز تولدش یه گربه براش میخرن. ولی هوسوک انتظار دیدن یه هایبرید (دورگه) انسان-گربه که رو مبل
نشیمن نشسته رو نداره.
پ ن: این داستان فقط فلافه