Kookv
3 historias
𝐇𝐮𝐧𝐭𝐞𝐫 | Kookv por Vkookphoria-9597
Vkookphoria-9597
  • WpView
    LECTURAS 39,164
  • WpVote
    Votos 2,861
  • WpPart
    Partes 9
خلاصه: جونگکوک مافیایی که حسابی عاشق و دل‌بسته تهیونگ می‌شه و همزمان بدترین بازی دنیا رو باهاش راه می‌ندازه! تهیونگ صاحب یه کارگاه چرم‌دوزی که جونگکوک توش ثبت نام می‌کنه و برای محافظت از اون پسر به هرکسی که بتونه آسیب میزنه، حسابی تهیونگ رو میترسونه و بعد از اعتراف به شغل واقعیش، اونو با خودش می‌بره و زندانی می‌کنه و تهیونگ، حالا باید به دنبال راهی برای فرار باشه... ------------- "اگه میخوای از اینجا خلاص شی فقط دهنتو ببند کیم تهیونگ وگرنه خوشحال میشم یه عکس سلفی درحالی که از طناب آویزون و درحال جون دادنی باهات بگیرم." ------------- 𝗡𝗮𝗺𝗲: Hunter 𝗚𝗲𝗻𝗲𝗿: BDSM, Mafia, Romance, Smut 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Kookv
 💍⃤ REPLᴀCE💍⃤       por ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    LECTURAS 947,688
  • WpVote
    Votos 105,734
  • WpPart
    Partes 50
( Completed ) «جایگزین» _ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ... من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ... حتی همین الان هم مجبورم ... مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن .. من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ... میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ... میترسم فراموشم کنی ... من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ... ________________________ •. #REPLACE💍⃤ ️ ↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18 ↳Couple↬ kookv .Yoonmin
راز شـورای دانـش آمـوزی - کـتـاب اول por KevinCostnr
KevinCostnr
  • WpView
    LECTURAS 121,834
  • WpVote
    Votos 10,872
  • WpPart
    Partes 34
نام فیکشن: راز شورای دانش آموزی کاپل: کوکوی، سُپ، نامجین ژانر: فول اسمات، انگست، درتی تاک مترجم: NiYaZ تایم آپ: سه شنبه عصر ❎⭕️✅💢توجه💢✅⭕️❎ این فیک با اجازه ی نویسنده ی اصلی داستان ترجمه شده و همینطور ورژن اولیه ی با کاپل چانبک نوشته شده که در صفحه ی دیگه ای آپ میشه 🔞هشدار🔞 ⛔️دارای صحنههای باز سکسی، تجاوز و کمی بی دی اس ام ⚠️لطفا محدودهی سنی رو رعایت کنید ❌انتقادی نسبت به داستان وارد نیس، چون تمام تذکرها داده شده‼️ ⚜️قسمتی از فیک⚜️ جونگکوک نفسش رو کنار گوش تهیونگ بیرون داد و نفس گرمش باعث غلغلک پوست تهیونگ شد. ".. که سونبه به فاکت بده؟" تهیونگ تقریبا با بیچارگی جواب داد: "ب-بله" صداش پر التماس بود. میتونست عضوش رو که یک دفعه سفت شده بود رو احساس کنه. " جونگکوک سونبه، لطفا " "و بهت گفته بودم اگه میخوای من به فاکت بدم، چه قولی رو باید بهم بدی؟" تهیونگ درحالیکه تمام بدنش آروم میلرزید و به سختی سعی داشت جلوی خودش رو بگیره تا در مقابل ناخن جونگکوک که به آرومی روی شکاف عضوش کشیده میشد ناله نکنه، جواب داد: "ا-این راز ماست..." "چی؟ صداتو نشنیدم" تهیونگ این دفعه بلندتر گفت:" این راز ماست. هیچکس نباید از این قضیه بویی ببره"